جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
دیدگاههای مختلف درباب هدف آفرینش انسان
615
 
 
Tahoor_invitation

از نظر دین اسلام وتمام ادیان حقیقی خداوند این جهان رابه منظور هدفی خاص آفریده است، حال سوال این است که هدف ازآفرینش چیست؟ این مسأله ممکن است به دو صورت مطرح شود:
1-هدف ازآفرینش مجموعه «جهان هستی» چیست؟
2- هدف ازآفرینش «نوع انسانی » چیست؟

این که بگوییم: تمام نظام هستی برای انسان آفریده شده است، امری دشوار می نماید، زیرااین ادعا به اثبات دو اصل نیازمند است:
الف- انسان را اشرف واکمل تمام موجودات بدانیم
ب- ارتباط تمام اجزاء جهان هستی رابا انسان، به عنوان ارتباط «وسیله» با «هدف» اثبات کنیم.

به هرحال، به نظر می رسد اثبات هردو اصل از جنبه علمی ومنطقی برای ما بسیار دشوار است. درجهان هستی میلیاردها موجود به جریان حیات خود ادامه می دهند، ازکهکشان های غول پیکر گرفته تا کوچک ترین ذرات. هرچند همه آن ها به هم پیوسته وبا یکدیگر هماهنگ می باشند، ولی اثبات این که ارتباط همه موجودات با انسان، ارتباط وسیله به هدف می باشد، به صورت منطقی قابل اثبات نیست، زیرا وجود مجموعه ای بزرگ با اجزای هماهنگ، دلیلی بریکانگی هدف نیست، بلکه ممکن است ده ها یا صدها محصول مختلف را بتوان ازآن استنتاج کرد.

ازطرف دیگر، اشرف واکمل بودن موجود انسانی به کلی مورد تردید است، زیرا اگر مقصود، شرافت وکمال از حیث آفرینش وجودی اوست، درحالی که مابایک میلیاردم از مجموعه جهان با عظمت درتماس نبوده ایم، چگونه می توانیم حکمی جز می وقاطعانه صادر کنیم که: آری، انسان ازحیث خلقت، کامل ترین موجودات است؟

مضمون آیات زیر، به صورت صریح، کامل ترین موجود بودن انسان رادرمیان تمام موجودات نفی می کند:
«لخلق السماوات و الارض اکبر من خلق الناس و لکن اکثر الناس لا یعلمون» (غافر-آیه 57) «به درستی که البته آفرینش آسمان ها وزمین، ازآفرینش مردمان با عظمت تر است، ولی اکثر انسان ها نمی دانند»
«اانتم اشد خلقا ام السماء بناها» (نازعات –آیه 27) «ازحیث خلقت، آیا شما با عظمت ترید، یا آسمان هایی که او آن را بنا کرده است؟»
«او لم یروا ان الله الذی خلق السماوات و الارض و لم یعی بخلقهن بقادر علی ان یحیی الموتی» (احقاف-آیه 23)
«آیا آن ها نمی بینند خداوند ی که آسمان ها وزمین را آفریده ودرآفرینش آن ها ناتوان نبوده، قادر است مرده را نیز زنده کند؟»

این هرسه آیه، دلالت می کند که خلقت آسمان ها وزمین با عظمت تر ازخلقت انسان است، زیرا مقصود ازکلمه «اکبر» و«اشد» دردو آیه اول، بدون شک؛ مفهوم لغوی آن ها (مفهوم کمیت) نیست، زیرا میلیون ها موجود درروی زمین از حیث کمیت بزرگ تر هستند، چه درجهان حیوانات وچه درنباتات وچه درجمادات پس اگر مقصود زیادی کمیت باشد، موجودات زمینی که محسوس تر است، برای تنبه انسان سزاوارتر هستند. هم چنین، اگر مقصود از «شدت»درآیه دوم، استحکام ومقاومت فیزیکی باشد، بسیاری از عناصر مثل چدن، آهن، فولاد و.. بیش تر قابل طرح هستند. بنابراین، بدون شک مقصود از«اکبر» و«اشد»، عظمت موجودیت آن هاست که مورد نظر خداوند متعال بوده است.

استدلال آیه سوم چنین است: خداوندی که بدون داشتن ناتوانی، آسمان ها و زمین راآفریده، توانایی زنده ساختن مردگان را نیز دارد، وزنده کردن مردگان به جهت بقای روح، آفرینش ابتدایی نیست. این آیه شریفه نیز به مضمونی که بیان کردیم، اشاره می کند، زیرا ترکیب روح باکالبد مادی است که بسیار با عظمت جلوه می کند. به هرحال، آیه اخیر نیاز به تأمل وتدبر بیش تری دارد. اماآیه ای که درباره خلقت انسان می فرماید: فتبارک الله احسن الخالقین، هیچ دلالتی به این ندارد. که خلقت انسانی با عظمت ترازخلقت سایر مخلوقات است. زیرا آیه می فرماید: این موجود، فی نفسه دارای حقیقتی بسیارعالی وبا عظمت می باشد وچنین خلقتی، ساخته دست احسن الخالقین است. اما این که عالی تروبا عظمت تر ازآن موجودی را نساخته است، این آیه هرگز متضمن آن نیست. هم چنین، ازاین قبیل است آیه ای که می گوید: «لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم»(تین- آیه 4) «قطعا ما انسان رادربهترین ترکیب (نیکوترین اعضاء واجزاء)برپا دارنده آفریدیم».

اما آیه ای که به اشرف وافضل بودن انسان از تمامی مخلوقات دلالت دارد، آیه زیر است: «ولقد کرمنا بنی آدم و حملنا هم فی البر و البحر و رزقناهم من الطیبات و فضلنا هم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا» (اسراء –آیه 70) «ماقطعا فرزندان آدم را اکرام نموده وآنان رادرخشکی ودریا] برای کارو کوشش [ به حرکت درآوردیم وازمواد پاکیزه به آنان روزی داده وآنان رابرعده فراوانی از آن چه خلق کردیم برتری دادیم برتری دادنی.»

همان گونه که از نص آیه برمی آید، اثبات برتری اولاد آدم برعده زیادی از موجودات است، نه برهمه آفریده ها. بنابراین، نمی توان گفت: هدف مطلق جهان هستی، انسان بوده است، زیرا موجود باعظمت تر وشریف تر هرگز نمی تواند وسیله موجود پست تراز خودش باشد.
نتیجه اینکه: ممکن است هردسته ازموجودات عالیه، دارای هدف ی نسبی باشند، هرچند به ضمیمه سایر اجزای جهان، دریک مجموعه هماهنگ شرکت داشته باشند.

اصل تشخیص هدف نسبی درهریک از موجودات جهان- خصوصا در جانداران – امری روشن است. زیرا هدف های نسبی که درزندگی خود حیوانات و هم چنین دراعضای آن ها وجود دارد، می تواند ازجنبه علمی مورد قبول همگان باشد. درپدیده های بی جان نیز وجود هدف های نسبی – مانند جانداران – روشن نیست، بلکه درآن پدیده های تنها هماهنگی ونظام مندی به صورت کامل مشهود است، وچون تشخیص هدف پس ازتمایز وسایل ونتایجی که به عنوان هدف ایجاد می شوند، صورت خواهد گرفت، وازطرفی مادرمیان پدیده های جهان طبیعت تنها تحلیل وترکیبی رامشاهده می کنیم، بنابراین اثبات این که: آیا جنبه تحلیلی موجودات، وسیله حالت ترکیبی آن هاست، یا جنبه ترکیبی آن ها وسیله تحلیل می باشد، امری مشکل است.

مطلب قابل قبول این است: بدان جهت که درحقیقت تحلیل، معدوم شدن ترکیب- که جنبه وجودی دارد-تضمین شده است، ازاین رو ترکیب را«هدف» و تحلیل را «وسیله» قراردادن، مناسب تر به نظر می رسد.

به عبارت روشن تر: خزان یافتن وزرد شدن برگ وضایع شدن گل ومیوه دربالای شاخه درخت، ازجنبه فلسفی نمی تواند هدف محسوب شود، ولی زرد شدن وضایع گشتن گل ومیوه- که درحقیقت تحلیل رفتن اجزای ترکیب دهنده است- می تواند وسیله ترکیب یک پدیده دیگر قرار بگیرد.

کوتاه سخن این که: دردوبال جریان طبیعت (تحلیل وترکیب)، هدف قرار گرفتن «ترکیب» ازجنبه تعقلی وفلسفی مناسب تر است. اکنون این اعتراض بیان می شود که: آیا تحلیل انجام می گیرد تاترکیب بدست آید، چنان که وسیله ای ر اتخاذ می کنیم تابه هدفی برسیم؟ یا تحلیل صورت می گیرد وترکیبی شروع می شود، چنان که آتش سبب به وجود آمدن احتراق می گردد؟ درپاسخ این سوال می گوییم: جنبه آزمایش حسی جریان پدیده ها درعالم بی جان، به صراحت و همپای جریان جانداران دراصل وسیله وهدف نیست. یک مجموعه سیستماتیک که نتواند به خودی خود ایجادشود، به یک ایجاد کننده ذی شعورنیازمند است. بنابراین، چنین مجموعه سیستماتیکی را نمی توان بی هدف تلقی کرد، اگر چه هدف مشخص آن را نتوان درک نمود. مسلم است که اگر یک انسان عاقل به یک کارخانه سیستماتیک وارد شده و محصول مشخص آن را نبیند، هر چند جریان اجزای آن دستگاه برای او صرفا جنبه مکانیکی داشته باشد، باز نمی تواند ازاصل هدف منصرف شود، زیرا می داند: محال است آن تنظیم وهماهنگی درمیان اجزاء و روابط آن ماشین، به منظور ایجاد هدف صورت نگرفته باشد.

هدف نهایی آفرینش انسان
این هدف اصولا به دو صورت قابل بررسی است:
الف- هدف از نظر خودانسان ها، که ازآن با عنوان «هدف نسبی» یادمی شود.
ب- هدف کلی، ازنظر مجموع نظام آفرینش که به آفریننده مطلق وابسته است. درخصوص هدف نخست، نمی توان پاسخ قاطعانه ای در میان دیدگاه های فلاسفه وسایر متفکران انسانی جستجو کرد، زیرا فلاسفه ومتفکران، دراین باره گره ها ومکاتب مختلفی تشکیل داده، نظریه های گوناگونی ارائه نموده اند. به عنوان نمونه، به موارد زیر اشاره می کنیم:
1-انسان چیزی نیست، جز جانداری که با گذشت قرن ها واعصار، به حالت ترکیبی فعلی خود رسیده است. انسان درهر دوره از دوران ها، غیرازابقای ذات به وسیله نفع جویی با اشکال گوناگون، هدفی، نداشته است. هم چنین، با وضع کنونی خود نیز درآینده، جز« ذات پرستی»، هدف دیگری نخواهد داشت. وچون ذات پرستی نامحدود، زندگی اجتماعی وی را مختل ساخته وبه نابودی کلی او منجر خواهد شد، ازاین رو تعدادی از انسان ها مجبور شده اند باوضع قراردادهای اجتماعی، گاه درکسوت حقوق، گاه درلباس قوانین اخلاقی، وگاهی درشکل مذهب، افراد را مهار کنند. هم چنان که می بینیم، از نظر این مکتب، برای انسان هدفی جز ابقای ذات خود که به جهت زندگی اجتماعی مشروط می شود – وجود ندارد.

2- گروهی دیگر ازمتفکران هدف موجودیت انسانی راوسیع تر ازمکتب مذکور معرفی کرده ومعتقدند: هدف اززندگی انسانی، تنها خور وخواب وخشم وشهوت (وسایل خوشی ذات) نیست، بلکه انسان لذایذ دیگری ازنوع لذایذ معنوی رادرک کرده ومی تواند به آن لذایذ رابخشی از هدف زندگی خود قراربدهد. تاریخ نشان می دهد: انسان ها تقید شان به این قبیل هدف های معنوی را، به خوبی وبه صورت های فراوان نشان داده اند. بنابراین؛ آن ها نه تنها آرمان ها و ایده های بوده اند که برای ذات شخصی خود انسان نافع نبوده، بلکه انسان ها زندگی خودرا را به دست آوردن آن آرمان از دست داده اند. به عبارت روشن تر: فداکارهای افراد انسانی دررسیدن به عقاید خاصی که مورد علاقه آنان بوده است، به این قیمت که زندگی خودرا دراین راه دست داده اند، ازشواهد بسیار بااهمیت این نظریه است وهمین کافی است نشان دهد که انسان تنهادرصدد ذات پرستی خود نبوده است. می توان گفت:دراین نظریه، هیچ یک از دوهدف مادی ومعنوی بردیگری ترجیح داده نمی شود.

3- نظریه دیگری وجود دارد که براین باور است: انسان، هردو هدف مادی و معنوی«من» رادرین زندگی دنبال می کند اگر با دقت کافی ملاحظه کنیم، خواهیم دید: هدف بودن جنبه معنوی انسان، برهدف مادی بودن آن برتری داشته است و انسان برای پیشبرد مسائل مادی خود می کوشد از تجلیات روحی خود لذت ببرد. درحقیقت، عظمت روحی انسان که گاه درروش اخلاقی وگاه درغیر آن جلوه گرمی شود، هدف بااهمیت تری است، تابه آن حد که می تواند هدف های مادی رابه مثابه وسایلی برای حقایق معنوی قرار دد.

 
 
 
 
 
 
 
 
کتاب آفرینش و انسان – محمدتقی جعفری ازصفحه 84تا90
 
 
 
 
 
   
 
اصول عقاید > نبوت > ادیان الهی > اسلام > قرآن > معارف در قرآن > فرهنگ و علوم در قرآن
 
فرهنگ و علوم انسانی > فلسفه و منطق
 
 
کتاب آفرینش و انسان – محمدتقی جعفری ازصفحه 84تا90
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور