جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
اهمیت حق حیات در نصوص اسلامی(1)
359
 
 
Tahoor_invitation

مطالبی درتفسیر حقیقت حیات آمده است که ارزش و حق حیات را هم برای همه جاندارن وانسان ها [به استثنای آن جانداران وانسان هائی که مخل حیات دیگران هستند] اثبات می نماید، با اینحال بسیار بجا ست که دراین مبحث به مقداری از قواعد ونصوص اسلامی اشاره کنیم:

1-درسوره الروم آیه 50 ازقرآن مجید چنین است: «فانظرالی آثار رحمه الله کیف یحی الارض بعد موتها»، «به آثار رحمت خداوندی بنگر که چگونه زمین را پس از مرگ وپژمرده گیش احیاء می کند» دراین آیه شریفه حیات گیاهان ودرختان وگلها ومزارع، رحمت خداوندی شمرده شده است. حال که حیات روئیدنی ها رحمت خداوندی است، قطعا حیات جاندارن ومافوق آن که حیات انسان ها است، که عالی تر وارزنده تر است که خداوند به انسان ها عنایت فرموده است، همه انسان ها حق برخورداری از این رحمت الهی را دارند و هیچکس نباید مزاحم این حق باشد. این معنی را می توان ازآیه 29 سوره نساء استفاده نمود: «و لا تقتلوا انفسکم ان الله کان بکم رحیما»، «ونکشید خودتان را که خداوند برای شما مهربان و دارای رحمت است» بنابراین حیات= رحمت خداوندی.

2-وقتی که درتوضیح واستدلال حقوق حیوانات درمنابعی فقهی اسلام دقت می کنیم، می بینیم همه آن مواد به جهت ارزش ذاتی حیات وممنوعیت وارد کردن آسیب بی دلیل به جاندار است. این عبارت بعضی ازفقهای بزرگ پس از بیان مقداری از حقوق حیوان است: «کل ذلک لحرمه الروح» «همه این احکام وحقوق که درباره جانداران گفته شد، به جهت احترام روح است» در روایت معتبری در وسائل الشیعه ج19 ابواب القصاص فی النفس ص 6 حدیث 13 چنین آمده است: زنی درباره گربه ای که آن را بسته بود وگربه از تشنگی مرد به عذاب الهی گرفتار شد.

3-حرمت سقط جنین، با نظر دلائل متقنی که درمنابع اسلامی وجود دارد، مورد اتفاق نظر همه فقها است وهرکسی که سبب سقط شده باشد، قاتل محسوب می گردد، نهایت امر با نظر به مدتی که نطفه وارد رحم مادر گشته ومراحلی را طی کرده است، دیه باید بدهد، و دراین مورد به چه دلیل مهم اشاره می کنیم: درکتاب وسائل الشیعه – ابواب القصاص ج19، ص15 از اسحاق بن عمار چنین نقل شده است که: «قلت لابی الحسن علیه السلام: المرئه تخاف الحبل فتشرب الدواء فتلقی ما فی بطنها؟ قال: لا فقلت انما هی نطفه. فقال: ان اول ما یخلق نطفه». «اسحق بن عمار گوید: به ابوالحسن (حضرت موسی بن جعفر علیه السلام) عرض کردم: زنی ازآبستن شدن می ترسد، دوائی می آشامد تا آنچه که در شکم دارد بیندازد؟آنحضرت فرمود: نه. ( نباید سقط جنین کند). عرض کردم هنوز درحال نطفه است ] آیا باز جایز نیست؟ [ فرمود: آغاز خلقت انسانی نطفه است».

درروایت معتبری که با اسناد فراوان نقل شده است، از امام صادق و امام علی بن موسی الرضا علیهاالسلام چنین آمده است: «ان امیرالمومنین علیه السلام جعل دیه الجنین مائه دینار، و ذلک ان الله تعالی خلق الانسان من سلاله و هی النطفه، فهذا جزء ثم علقه فهو جزء ان ثم مضغه فهو ثلاثه اجزاء ثم عظما فهوا اربعه اجزاء ثم یکسی لحما فحینیذ تم جنینا فکملت له خمسه اجزاء مائه دینار، و المائه خمسه اجزاء: للنطفه خمس المائه، عشرین دینارا و للعلقه خمسی المائه، اربعین دینارا و للمضغه ثلاثه اخماس الما ئه ستین دینارا و للعظم اربعه اخماس الدیه، ثمانین دینارا فاذا کسی الحم کانت له دینار کامله، فاذا انشأ فیه خلقا آخر الروح فهو حینئذ» «وسائل الشعیه باب 19، حدیث (1) ابواب دیات الاعضاء)، «امیرالمومنین علیه السلام دیه جنین را صد دینار قرار داد، بدین دلیل که خداوند تعالی انسان را از حقیقتی کشیده شده ازگل آفریده که آغاز آن نطفه است وآن یک جزء است، سپس علقه است وآن دو جزء است، سپس مضغه است وآن سه جزء است، سپس مرحله بروز استخوان است وآن چهار جزءاست، سپس گوشت به آن استخوان پوشیده می شود، دراین مرحله جنین با پنج جزأ تکمیل شده است ودیه جنین دراین مرحله صد دینار است وصد دینارتقسیم به اجزاء جنین می گردد: برای نطفه یک پنجم صد دینار ( بیست دینار) وبرای علقه دو پنجم صد دینار ( چهل دینار) وبرای مضغه سه پنجم صد دینار ( شصت دینار) وبرای استخوان چهار پنجم دیه(هشتاد دینار) وهنگامیکه گوشت به استخوان روئید، صد دینار کامل ] دیه سقط آن جنین است [ وهنگامیکه حقیقتی دیگر که روح است درآن جنین خلق شد، دراین موقع اگر سقط شود دیه نفس کامل باید پرداحت شود... با نظربه این قانون کلی درفقه اسلامی با کمال وضوح اثبات می شود که حق حیات از آغاز بروز ماده خلقت آدمی که نطفه است وبا قرار گرفتن آن درمسیر بروز حیات دراین عامل، به وجود می آید وهر کسی که به تکلیف خود درباره این حق عمل نکند، اگرچه صاحب نطفه( پدرو مادر) باشد مجرم و قاتل شناخته می شود وکیفر مالی هم باید بپردازد».

4-درفقه اسلامی، عنوان نفس محترمه مطرح ووارد کردن هر گونه اسیب و اخلال بر حیات نفس محترمه حرام جدی و عامل آن مجرم ومشمول کیفر می باشد. نفس محترمه شامل همه انسان ها است، مگر کسانی که به جهت ارتکاب جرم تباه کننده حیات، مستحق کیفر وقصاص بوده باشند، آیه شریفه «من قتل نفسا بغیر نفس اوفساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا و من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا (المائده آیه 32)، «هرکسی که نفسی را بدون قصاص یا افساد درروی زمین بکشد مانند اینست که همه اسنان ها را کشته است واکر نفسی را احیاء کند مانند اینست که همه انسان را احیاء کرده است».

روایات معتبره ای که دراین مسئله درکتاب وسائل الشعیه (کتاب قصاص ) نقل شده است درحدود 14 روایت است که حکم حرمت قتل نفس محترمه رابه طورعموم با کمال صراحت اثبات می کند به عنوان نمونه: «عن ابی الله علیه السلام انه سئل، عمن قتل نفسا متعمدا؟ قال جزائه جهنم»، «ازامام صادق علیه السلام پرسیده شد: درباره کسی که انسانی را عمدا کشته است؟ فرمود: مجازاتش دوزخ است».

پس درفقه اسلامی حق حیات نفس محترمه (همه انسان ها به استثنای کسانی که گفته شد)، امری است ثابت ونه تنها به مقتضای این حق، نمی توان به حیات هیچکس آسیبی و اخلالی وارد کرد، بلکه برای هرکسی که توانائی حفظ نفس محترمه ازآسیب و قتل را داشته باشد، تکلیف واجب است که به هروسیله ای که ممکن است اقدام به حفظ نفس محترمه بنماید واگر کسی قدرت برای حفظ نفس محترمه داشته باشد، ولی اعتنائی به آن نکند، یعنی بگذارد آن نفس بمیرد یا کشته شود ویا آسیبی به وارد آید، درحقیقت قاتل یا شریک درقتل وعامل ورود آسیب به یک انسان محسوب می گردد- دلیل این حکم مضامین قواعد ونصوص معتبری است که درمنابع اسلامی آمده است، ازآنجمله: «محمد بن مسلم عن ابیجعفر علیه السلام: قال: ان الرجل لیاتی یوم القیامه و معه محجمه من ذم فیقول: والله ما قتلت و لا شرکت فی دم فیقال: بل ذکرت عبدی فلانا فترقی ذلک حتی قتل فا صابک دمه» (وسائل الشیعه ج19/ص8 باب تحریم الاشتراک فی القتل المحرم والسعی فیه و الرضا به»، «محمد بن مسلم، ازامام باقر علیه السلام نقل کرده است آنحضرت فرمود: بسا مرد که روز قیامت به محشر می آید وهمراه او مقداری خون است]به اندازه وسیله حجامت (خون گیری )[،پس می گوید: سوگند به خدا، من کسی را نکشم ونه درریختن خونی شرکت کردم، به او گفته می شود: تو درباره فلان بنده من سخنی گفتی، آن سخن به قاتل گزارش داده شده، تا کشته گشت، لذا خون اوبه تو ارتباط پیدا کرد» روایاتی درباره تحریم کمک به کشته شدن فردی مومن به هر نحو که انجام گرفته باشد وارد شده است ازآن جمله: «من اعان علی قتل امرء مومن جاء یوم القیامه مکتوبا بین عینیه آیس من رحمه الله»، «هرکس که کمک برکشتن مردی مومن نماید، روز قیامت وارد محشر می شود درحالیکه برپیشانی او نوشته شده است: این شخص مایوس ( برکنار) ازرحمت خدا است». ممکن است گفته شود: این روایت در مورد قتل یک انسان مسلمان وارد شده است وشامل همه انسان ها نمی باشد. پاسخ این اعتراض این است که اولا طبق قاعده مسلم اصولی اگر عام و خاص یا مطلق و مقید هر دو مثبت باشند یکدیگر را تخصیص و تقیید نمی کنند، مثلا اگر امر شود به اکرام عام و در دلیلی دیگر امر شود به اکرام عالم عادل، این دلیل دوم(مقید) دلیل اول را که مطلق است تقیید نمی کند.

بنابراین دلیل مطلق که روایت «محمد بن مسلم» بود با دلیل مقید که روایت فوق است تقیید نمی شود، نهایت امر اینکه قید مسلم درروایت فوق، حرمت را موکدتر می نماید.

 
 
 
 

اهمیت حق حیات در نصوص اسلامی(2)

 
 
 
 
حکمت اصول سیاسی اسلام- محمدتقی جعفری ازصفحه 340تا 344
 
 
 
 
 
   
 
اعلام > شخصیت ها > معصومین > چهارده معصوم > امام هادی(ع)
 
اصول عقاید > نبوت > ادیان الهی > اسلام > قرآن
 
فرهنگ و علوم انسانی > حقوق
 
 
 
حکمت اصول سیاسی اسلام- محمدتقی جعفری ازصفحه 340تا 344
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور