جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
علت استفاده قرآن کریم از تعبیر وفات به جای مردن
829
 
 
Tahoor_invitation

قرآن کریم " مردن " را "توفی" تعبیر می کند. ما هم در اصطلاح خودمان می گوییم فلانی وفات کرد. چرا ما به " مردن " می گوییم " وفات "؟ کلمه " فوت " که ما به کار می بریم، از ماده توفی نیست و غیر از لغت " وفات " است. بعضی ها خیال می کنند کلمه " فوت کرد " با " وفات کرد " یکی است. نه، فوت یک معنی دارد و وفات معنی دیگر، و این معنی در لغت فوت نیست، در لغت وفات است. قرآن راجع به مردن، کلمه " توفی " را به کار می برد که از ماده " وفات " است نه از ماده " فوت ". " فوت " معنایش از دست رفتن است. می گوییم: "نماز من فوت شد"؛ یعنی از دستم رفت. یا می گوییم: " فلان عمل از من فوت شد "؛ " فلان شخص از مکه آمد و من می خواستم به دیدن او بروم ولی در اثر گرفتاری این دیدن از من فوت شد ". " از من فوت شد " یعنی از دستم رفت.

ما اگر به " مردن " کلمه فوت را اطلاق می کنیم که قرآن اطلاق نمی کند به اعتبار این است که مرده را از دست رفته تلقی می کنیم. نسبت به ما همین طور است، یعنی کسی که می میرد، از دست ما می رود. وقتی می گوییم " فلانی فوت شد " یعنی از دست ما رفت. ولی قرآن مکرر کلمه "توفی" را به کار می برد. "توفی" با "وفات " از یک ریشه است. " توفی " درست نقطه مقابل " فوت " را می رساند، یعنی چیزی را قبض کردن و تمام تحویل گرفتن. مثلا اگر شما از کسی طلبکار باشید و طلبتان را از او بگیرید، می گویند استیفا کرد. " استیفا " هم از این لغت است. اگر تمام طلبتان را بگیرید نه اینکه نیمی از آن را بگیرید و نیمی را نگیرید، می گویند توفی کرد یعنی استیفا کرد. پس " توفی " و " استیفا " به معنی از دست رفتن نیست؛ برعکس، چیزی را به تمام و کمال تحویل گرفتن است.

قرآن همیشه " مردن " را " کامل تحویل گرفتن " تعبیر می کند به همین دلیل می فرماید: «الله یتوفی الانفس حین موتها؛ خدا نفوس را در وقت مردن به تمام و کمال تحویل می گیرد» (سوره زمر، آیه 42). آیه ای در سوره سجده وجود دارد: «و قالوا اءذا ظللنا فی الارض اءنا لفی خلق جدید بل هم بلقاء ربهم کافرون؛ و گفتند آیا وقتی (مردیم و) در زمین ناپدید شدیم، در آفرینش تازه ای خواهیم شد؟ بلکه آن ها به لقای پروردگارشان کافرند» (سوره سجده، آیه 10)، یعنی آیا آن وقتی که ما گم شدیم در زمین ( فقط همان بدنش را می بیند ) و پراکنده شدیم، هر ذره مان به جایی رفت که پیدا شدنی نبود، بار دیگر خلق می شویم، زنده می شویم، محشور می شویم؟ قرآن می گوید: بلی! اینها لقاء پروردگار را که در معاد است منکرند. به اینان جواب بده: «قل یتوفیکم ملک الموت الذی وکل بکم ثم الی ربکم ترجعون ؛ بگو فرشته مرگ که بر شما گمارده شده، جانتان را می ستاند، آنگاه به سوی پروردگارتان بازگردانده می شوید» (سوره سجده، آیه 11). بگو اشتباه کردی که آن پراکنده شده را خودت دانستی. تو آن نیستی. آنچه که تو، تو هستی به آن، چیزی است که فرشته ما او را تحویل گرفته و با خودش برده است.

از این آیه و آیاتی نظیر آن، کاملا فهمیده می شود که در قرآن، مردن، وفات است نه فوت؛ از وفات هم کمی بالاتر، " توفی " است. یعنی " مردن " از دست رفتن نیست، نسبت به ما از دست رفتن است، اما از نظر شخص متوفی تحویل داده شدن است، تحویل گرفته شدن است از یک عالم دیگر. فرشتگان الهی می آیند او را تحویل می گیرند و می برند.

 
 
 
 

رابطه بین روح و جسم پس از مرگ

 
 
 
 
کتاب آشنایی با قرآن 3 صفحه 116،114
 
 
 
 
 
   
 
اصول عقاید > نبوت > ادیان الهی > اسلام > قرآن > معارف در قرآن > باورها در قرآن
 
اصول عقاید > معاد > مرگ
 
 
 
کتاب آشنایی با قرآن 3 صفحه 116،114
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور