جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
بررسی ماهیت قیام امام حسین علیه السلام
1,356
 
 
Tahoor_invitation

اهمیت بحث واقعه کربلا در اینست که حادثه عاشورا چه نوع حادثه ای است و از چه مقوله است؟ آیا از نظر اجتماعی یک انفجار بدون هدف بود مانند بسیاری از انفجارها که در اثر فشار ظلم و تشدید سختگیریها رخ می دهد و احیاناً به وضع موجود کمک می کند، و یا یک تصمیم آگاهانه و هوشیارانه نسبت به اوضاع و احوال موجود و نسبت به آثار و نتایج این حرکت بود؟ و در صورت دوم آیا یک قیام و نهضت و انقلاب مقدس بود یا یک دفاع شرافتمندانه مقدس؟ یعنی آیا هجوم بود یا دفاع؟ آیا کاری بود که از طرف امام شروع شد و حکومت وقت می خواست آنرا سرکوب کند، و یا او از طرف حکومت وقت مورد تجاوز قرار گرفت و او بجای سکوت و تسلیم، شرافتمندانه از خود دفاع کرد؟
به عبارت دیگر آیا چیزی از سنخ تقوا در جامعه بود و مظهر یک تقوای بزرگ در حد دادن جان بود، یا مظهر یک احسان و عصیان و قیام مقدس؟ آیا از نوع حفظ و اثبات خود بود یا از نوع نفی و انکار جبهه مخالف؟ (بلکه می توان گفت سه نوع ماهیت می توان فرض کرد: ماهیت تقوائی، ماهیت هجومی و قیامی، و ماهیت پاسخگوئی به یک ندای مقدس، که ماهیت تعاونی دارد امام از نظر عامل بیعت، عکس العمل کار بود آنهم عکس العمل منفی، از نظر عامل دعوت، عکس العمل کار بود اما عکس العمل مثبت، و از نظر عامل امر به معروف، آغازگر بود و مهاجم).

بنابر فرض اول ناچار اهدافی داشت اجتماعی و اصولی، و بنابر فرض دوم هدفش جز حفظ شرف و حیثیت انسانی خود نبود، و بنابر اینکه از نوع انقلاب و قیام ابتدائی بود آیا مبنای این انقلاب صرفاً دعوت مردم کوفه بود که اگر مردم کوفه دعوت نمی کردند قیام نمی کرد (و قهراً پس از اطلاع از عقب نشینی مردم کوفه در صدد کنار آمدن و سکوت بود) یا مبنای دیگری جز دعوت مردم کوفه داشت و فرضاً مردم کوفه دعوت نمی کردند، او در صدد اعتراض و مخالفت بود هر چند به قیمت جانش تمام شود؟
در جریان حادثه کربلا عوامل گوناگونی دخالت داشته است یعنی انگیزه های متعددی برای امام در کار بوده است که همین جهت از طرفی توضیح و تشریح ماهیت این قیام را دشوار می سازد زیرا آنچه از امام ظاهر شده گاهی مربوط به یک عامل خاص بوده و گاهی به عامل دیگر، و سبب شده که اظهار نظر کنندگان، گیج و گنگ بشوند و ضد و نقیض اظهار نظر کنند، و از طرف دیگر به این قیام جنبه های مختلف می دهد و در حقیقت از هر جنبه ای ماهیت خاصی دارد. (در امور اجتماعی و مرکب، مانعی نیست که یک چیز دارای چند ماهیت باشد همچنانکه مخصوصا در درسهای فلسفه تاریخ ثابت کرده ایم).

عوامل که در کار بوده و ممکن است در این امر دخالت داشته باشد و یا دخالت داشته است:
الف - اینکه امام یگانه شخصیت لایق و منصوص و وارث خلافت و دارای مقام معنوی امامت بود. در این جهت فرقی میان امام و پدرش و برادرش نبود، همچنانکه فرقی میان حکومت یزید و معاویه و خلفای سه گانه نبود.
این جهت به تنهائی وظیفه ای ایجاب نمی کند. اگر مردم اصلحیت را تشخیص دادند و بیعت کردند و در حقیقت با بیعت، صلاحیت خود را و آمادگی خود را برای قبول زمامداری این امام اعلام کردند او هم قبول می کند. اما مادامی که مردم آمادگی ندارند از طرفی، و از طرف دیگر اوضاع و احوال بر طبق مصالح مسلمین می گردد، به حکم این دو عامل، وظیفه امام مخالفت نیست بلکه همکاری و همگامی است همچنانکه امیر علیه السلام چنین کرد، در مشورتهای سیاسی و قضائی شرکت می کرد و به نماز جماعت حاضر می شد.
خودش فرمود: «لقد علمتم انی احق الناس بها من غیری، و والله لاسلمن ما سلمت امور المسلمین و لم یکن فیها جور الا علی خاصة» (نهج البلاغه، خطبه 72)؛ حقا شما می دانید که من از همه مردم به خلافت شایسته ترم. به خدا سوگند تا زمانی راه مسالمت می پویم که امور مسلمین به سلامت باشد و جز به شخص من ستم نشود).
در قضیه کربلا این عامل به تنهائی دخالت نداشته است. این عامل را به ضمیمه عامل سوم که دعوت اهل کوفه است باید در نظر بگیریم چون عامل دعوت مردم، برای به دست گرفتن حکومت بود نه چیز دیگر. پس این عامل، عامل جداگانه نیست و باید در ضمن آن عامل ذکر شود.

ب - از امام بیعت می خواستند و در این کار رخصتی نبود: یزید نوشت: «خذ الحسین بالبیعة اخذا شدیدا لیس فیه رخصة؛ از حسین با خشونت و بی مهری و بدون هیچ گونه ملاحظه و کوتاهی بیعت بگیر.» بیعت، امضا و قبول و تأیید بود (بیعتی که امام حسین را بدان مکلف می کردند، تصویب ولایت عهد بود، با بیعت علی علیه السلام و ائمه دیگر که تسلیم را اکثریت خاطی بود فرق داشت).
ج - مردم کوفه پس از امتناع امام از بیعت او را دعوت کردند و آمادگی خود را برای کمک او و به دست گرفتن خلافت و زعامت اعلام کردند، نامه های پی در پی آمد، قاصد امام هم آمادگی مردم را تأیید کرد.

د - اصلی است در اسلام به نام امر به معروف و نهی از منکر، مخصوصاً در موردی که کار از حدود مسائل جزئی تجاوز کند، تحلیل حرام و تحریم حلال بشود، بدعت پیدا شود، حقوق عمومی پایمال شود، ظلم زیاد بشود. امام مکرر به این اصل استناد کرده است. در یک جا فرمود: «انی لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما، انما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی، ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر»؛ من برای تفریح و سرکشی و تباهی و ستم خروج نکرده ام و تنها برای اصلاح در امت جدم قیام کرده ام و می خواهم امربه معروف و نهی از منکر کنم. (بعدها منکراتی که موجب نهی از منکر و قیام شد شرح داده خواهد شد)، ولی جمله: «و اسیر بسیرة جدی و ابی» با توجه به آنچه در آن ایام به نام سیره شیخین مطرح بوده که علی و خاندانش آنرا قبول نداشته اند، عطف به انحرافاتی هم که از زمان شیخین شروع شده هست، از قبیل تقسیم «بیت المال» به غیر سویه، و از قبیل تحقیر نماز به عنوان خیر العمل، و از قبیل مطلق اجتهادهای «به اصطلاح» روشنفکرانه عمر.
دو جریان انحرافی وجود یافت یکی عمری و دیگر عبدالله عمری. انحراف عمری، اقبال به جهاد منهای عبادت، یعنی سنگین کردن کفه برونگرائی و عملی عینی و سبک کردن کفه معنوی بود. انحراف عبدالله عمری، بر عکس، سنگین کردن کفه عبادت و تحقیر کارهای سخت دنیائی و جهادی بود که در نتیجه نه جهاد، جهاد بود و نه نماز، نماز.

اما امام حسین در شب عاشورا: لهم دوی کدوی النحل؛ همهمه آنان هنگام مناجات و راز و نیاز مانند همهمه زنبوران عسل در کندو بود. و در روز عاشورا: ذکرت الصلاة جعلک الله من المصلین؛ نماز را یادآور شدی خدا تو را از نمازگزاران قرار دهد. و اسیر بسیرة جدی و ابی؛ می خواهم پای بند به سیره و روش جدم و پدرم باشم.
جای دیگر فرمود: «سمعت جدی رسول الله: من رأی سلطانا جائرا مستحلا لحرم الله...؛ از جدم رسول خدا شنیدم که می فرمود: هرکس حاکم ستمگری را ببیند که محرمات الهی را حلال کرده است و با زبان و رفتارش علیه او اقدامی نکند بر خداوند است که او را به آتش دوزخ افکند.» در جای دیگر فرمود: «الا ترون ان الحق لا یعمل به و ان الباطل لا یتناهی عنه لیرغب المؤمن فی لقاء الله محقا، انی لا اری الموت الا سعادة و الحیاة مع الظالمین الا برما»؛ آیا نمی نگرند که به حق عمل نمی شود و از عمل به باطل نهی نمی شود در چنین شرایطی مؤمن باید از روی حقیقت مشتاق لقاء الهی باشد. من مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز ذلت و خواری نمی بینم.

 
 
 
 

تحلیل عناصر واقعه کربلا

 
 
 
 
کتاب حماسه حسینی 2 صفحه 109 تا 113
 
 
 
 
 
   
 
فرهنگ و علوم انسانی > جامعه شناسی > جامعه شناسی دینی
 
اعلام > شخصیت ها > معصومین > چهارده معصوم > امام حسین(ع) > زندگینامه
 
فرهنگ و علوم انسانی > سیاست
 
 
 
کتاب حماسه حسینی 2 صفحه 109 تا 113
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور