جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
آراء مختلف درباره اسامی، اعتبارات و مراحل «صراط»
1,323
 
 
Tahoor_invitation

درباره مسئله صراط بسیاری منازل و مراحل را به اختلاف عبارات و تفاوت اعتبارات تعبیر فرموده و عبور از صراط را بر این اعتبارات منوط دانسته اند: بعضی صراط را عبارت از نفس دانسته و عبور از آن را به عرفان آن دانسته اند که «و من عرف نفسه فقد عرف ربه؛ هرکس خویش را شناخت، خدایش را شناخته است»، و یا به تطهیر و نمو آن که «قد أفلح من زکـها، بی شک هر که خود را تزکیه کرد رستگار شد» (شمس/9) و یا إماته آن که «أمات نفسه و أحیی قلبه؛ نفس خویش را میرانده است و دلش را زنده کرده است».

و بعضی عبارت از دنیا گرفته اند، و مقصود از دنیا در اینجا ماسوی الله است؛ چنانکه فرمود: «أخرجوا من الدنیا قلوبکم، من قبل أن تخرج منها أبدانکم؛ دلهایتان را از دنیا بیرون کنید پیش از آنکه بدنهایتان از آن بیرون روند». و بعضی انیت و هستی دانند؛ چنانکه گوید: «بینی و بینک إنیی ینازعنی فارفع بلطفک إنیی من البین؛ آنچه میان من و تو به ستیزه مشغول است "منیت" من است با لطفت آن را از میان بردار». و بعضی عبور از دو صراط ظاهر و باطن، و یا دنیا و آخرت، و یا شریعت و طریقت دانند، و یا عالم شهادت و غیب، و یا عالم خلق و امر دانند. و بعضی صراط را سه منزله دانسته اند: طبع و مثال و عقل، و عبور از این منازل را وقوف بر مطلوب شمرند. و بعضی عبور از چهار مرحله دانسته اند؛ چنانکه از بایزید بسطامی نقل شده است که گفت: روز اول دنیا را ترک کردم، و روز دوم آخرت را ترک کردم، و روز سوم از ماسوی الله گذشتم، و روز چهارم پرسیدند: ما ترید؟ «چه میخواهی؟» گفتم: «أرید أن لا ارید؛ میخواهم چیزی نخواهم» و این اشاره به همان مطلبی است که بعضی در تعیین منازل اربعه گویند: اول ترک دنیا، دوم ترک عقبی، سوم ترک مولی، چهارم ترک ترک .

و بعضی عوالم را پنج خوانده اند و آن را عوالم حضرات خمس گویند؛ چنانچه در دعای منسوب به مولی الموالی امیرالمومنین علیه السلام وارد است که: «اللهم نور ظاهری بطاعتک، و باطنی بمحبتک، و قلبی بمعرفتک، و روحی بمشاهدتک، و سری باستقلال اتصال حضرتک؛ یا ذالجلال و الإکرام؛ بارپروردگارا ظاهر من را با اطاعتت و باطنم را با محبتت و قلبم را با معرفتت و روحم را با مشاهده ات و سرم را با اتصال به حضرتت نورانی کن، ای صاحب جلالت و اکرام». و نیز محی الدین عربی در ضمن صلوات خود بر خاتم الانبیاء محمد بن عبدالله (ص) گوید: «محصی عوالم الحضرات الخمس فی وجوده؛ و کل شیء أحصیناه فی إمام مبین؛ برشمارنده عوالم پنجگانه وجود و حضور و هر چیزی را ما در امام مبین برشمرده ایم». و بعضی این عوالم پنجگانه را به عوالم طبع و مثال و عقل و سر و ذات تعبیر فرموده اند. و بعضی طرق زمینی را هفت و طرق آسمانی را هفت دانسته و مراد از أرضین سبع را حجابهای ظلمانی و مراد از سمات سبع را حجاب های ملکوتی و نورانی دانسته اند.

و بعضی مجموع را هفت عالم حس، و مثال، و عقل، و سر، و سر مستسر، و سر مقنع بالسر، و ذات دانسته اند؛ و در روایات نیز به هفت حجاب وارد شده است. و بعضی عوالم را ده عالم شمرده اند؛ چنانکه در روایت عبدالعزیز قراطیسی، حضرت صادق علیه السلام به او میفرمایند: ایمان دارای ده مرتبه است مانند نردبان ده پله و نیز در روایت وارد است که سلمان فارسی هر ده درجه از ایمان را دارا بود.

و مرحوم خواجه نصیرالدین طوسی در «أوصاف الأشراف» منازل را به شش مرحله تقسیم نموده و پنج مرحله نخستین را هر یک به شش قسمت توزیع نموده، و با منزل آخر که فقط برای آن یک مرحله ذکر کرده است مجموعا عوالم را منتهی به سی و یک عالم نموده است. و بعضی حجابها را هفتاد حجاب دانسته اند؛ چنانچه مجلسی رضوان الله علیه از «کشف الیقین» با إسناد خود از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده است که دربارۀ معراج آن حضرت میفرماید ـ تا میرسد به آنکه میفرماید: «فتقدمت فکشف لی عن سبعین حجابا؛ پیش رفتم تا اینکه هفتاد حجاب از برای من برداشته شد» (بحار/ طبع کمپانی ج6 ص 393).

و بعضی منازل را یکصد عدد شمرده اند؛ چنانکه خواجه عبدالله انصاری در «منازل السائرین» منازل را به ده عدد و هر یک را به ده قسمت تقسیم نموده و مجموعا یکصد منزل بیان فرموده است. و البته مجموع این یکصد منزل، یکصد اسم خداست که یکی از آنها مخزون و مکنون یعنی پنهان است و نود و نه عدد از آن معلوم است، و لذا در بسیاری از روایات خاصه و عامه وارد است که خداوند نود و نه اسم دارد.

و در «توحید» و «خصال» شیخ صدوق با سند متصل خود از أمیرالمؤمنین علیه السلام روایت میکند که «قال: قال رسول الله صلی الله علیه وءاله وسلم: إن لله تسعة و تسعین اسما، مئة إلا واحدا، من أحصاها دخل الجنة؛ بدرستیکه برای خداوند نود و نه اسم است، یعنی صد اسم منهای یک اسم؛ و کسی که آن را احصاء کند و بتواند بشمارد داخل در بهشت میشود». و در بعضی از روایات برای خداوند سیصد و شصت و یک اسم معین فرموده اند؛ چنانکه از ابراهیم بن عمر از حضرت صادق علیه السلام وارد است. و بعضی حجاب را هزار گرفته اند همچنانکه اسماء خدا را هزار دانسته اند. و بعضی هزار و یک منزل دانسته اند.

از ره نفس تا به کعبه دل *** عارفان را هزار و یک منزل

و بعضی به هفتاد هزار حجاب تصریح کرده اند؛ چنانکه از «کشف الیقین» از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم روایت است که آن حضرت فرمودند: «چون من به حجاب های پروردگار خود رسیدم، داخل در هفتاد هزار حجاب شدم که بین هر حجابی با حجاب دیگر از حجابهای عزت و قدرت و بهاء و کرامت و کبریائیت و عظمت و نور و ظلمت و وقار و کمال بود، تا آنکه به حجاب جلال رسیدم ».

 
 
 
 

معنای صراط و سبل در قرآن

صراط ظاهر و صراط باطن از نظر روایات

حقیقت صراط مستقیم،‌ نفس امام و انسان کامل

صراط، مسیر بازگشت انسان به نقطه شروع آفرینش

 
 
 
 
کتاب معاد شناسی 8 صفحه 59 تا 63
 
 
 
 
 
   
 
اصول عقاید > معاد
 
 
 
 
 
 
کتاب معاد شناسی 8 صفحه 59 تا 63
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور