جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
شدت و تنوع عذاب های اهل جهنم از نظر قرآن و روایات
2,517
 
 
Tahoor_invitation

در «تفسیر علیّ بن إبراهیم » درباره آیه 56 سوره نساء («كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُم بَدَّلْنَـهُمْ جُلُودًا غَیْرَهَا لِیَذُوقُوا الْعَذَابَ إِنَّ اللَهَ كَانَ عَزِیزًا حَكِیمًا؛ به زودی آنها را به آتشی درآوریم که هربار پوستشان پخته شود، پوستی دیگر برجایش نهیم تا عذاب را (به طور کامل) بچشند. بی شک خداوند شکست ناپذیر حکیم است») وارد است كه از حضرت صادق علیه السّلام پرسیدند: چگونه پوست های بدن را خداوند تبدیل می كند؟! حضرت فرمود: آیا ندیده ای وقتی را كه یك خشت خام را برداری و پاره و خرد كنی و آن را خاك بنمائی، و سپس آن را در قالب بریزی و دوباره خشت كنی ؟! این همان خشت است كه اصلش واحد است، و حَدث و تغیّری در او پیدا شده است.

و نیز در همین تفسیر درباره آیه 49 سوره ابراهیم: «مُقَرَّنِینَ فِی الاْصْفَاد»ِ وارد است كه: یعنی بعضی از جهنّمیان را با بعضی دیگر به یك قید و زنجیر می بندند و درباره آیه 50 همان سوره («سَرَابِیلُهُم مِن قَطِرَانٍ؛ جامه هایشان از مس گداخته (یا قیر) است») وارد است كه: مراد از «سرابیل» پیراهن است. و در روایت أبوالجارود از حضرت باقر علیه السّلام وارد است كه: «قَطِرَان» مس گرم و گداخته است، یعنی حرارت آن به حدّ اشدّ رسیده است. و خداوند كه می فرماید: «وَ تَغْشَی وُجُوهَهُمُ النَّارُ، یعنی آن پیراهنی كه از مس گداخته است جهنّمی ها بر تن می كنند، و از شدّت گرمی آن، صورت هایشان را آتش می پوشاند» (ابراهیم/50). و نیز در همین تفسیر درباره آیه 16 همان سوره («مِن وَرَآئِِهِ جَهَنَّمُ وَ یُسْقَی مِن مَآءٍ صَدِیدٍ)، وارد است كه: مراد از آن آشامیدنی هائی كه به جهنّمی ها خورانده می شود كه صَدید است، آن مایعی است كه از فروج زنهای زناكار بیرون می آید.

و درباره آیه 17 همان سوره («یَتَجَرَّعُهُ وَ لاَیَكَادُ یُسِیغُهُ و وَ یَأْتِیهِ الْمَوْتُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَ مَا هُوَ بِمَیِّتٍ)، وارد است كه: چون آن صَدید را كه آن مایع است به او نزدیك كنند كه بیاشامد، ناپسند دارد و متنفّر می گردد. و چون خیلی نزدیك كنند، صورتش كباب شود، و پوست سرش با موها مجموعاً كنده شود. و چون بیاشامد، روده ها و امعاء او پاره پاره شود و در زیر دو قدم او بیفتد. و از هر یك از آن جهنّمیان به قدر یك دشت و به قدر یك وادی، چرك خونین و یا خون چركین و فلزّ گداخته خارج گردد. و آن دوزخیان آنقدر گریه كنند كه از اثر آن در چهره هایشان مانند جوی و نهر، اشك سرازیر شود. و سپس اشك منقطع شود و به جای آن خون گریه كنند. و خون جاری گردد بطوریكه اگر بنا شود كشتی ها در آن اشك ها و خون ها جریان پیدا كنند، می توانند جاری شوند؛ و اینست معنای گفتار خداوند: «وَ سُقُوا مَآءً حَمِیمًا فَقَطَّعَ أَمْعَآءَهُمْ؛ آبی جوشان به خوردشان داده می شود پس روده هایشان را از هم می پاشد» (آیه 15 سوره محمد).

و نیز در همین تفسیر درباره آیه: «فَالَّذِینَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِیَابٌ مِن نَارٍ یُصَبُّ مِن فَوْقِ رُءُوسِهِمُ الْحَمِیمُ * یُصْهَرُ بِهِ مَا فِی بُطُونِهِمْ وَالْجُلُودُ * وَ لَهُم مَقَـمِعُ مِنْ حَدِیدٍ* كُلَّمَآ أَرَادُو´ا أَن یَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِیدُوا فِیهَا وَ ذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِیقِ» (قسمتی از آیه 19 و آیات 20 تا 22 سوره حج) وارد است كه: مراد از كفّار در اینجا بنی امیّه هستند. و آتش آنطور آنان را فرا گیرد مانند لباسی كه در بركنند، و در اینصورت از شدّت آن، لب های زیرین آنها سست شود و استرخاء پیدا كند تا به ناف آنان برسد، و لب های زِبَرین آنها كشیده شود تا به سر آنان برسد. و هروقت اراده خروج كنند، با مقامع حدید یعنی گرزهای آهنین زده شوند تا با آن گرزها دوباره در دوزخ بازگشت نمایند.

باید دانست كه تفسیر كفّار در این آیه به بنی امیّه از باب جَرْی و تطبیق است نه انحصار مدلول، همچنانكه در آیات شریفه قرآن همه آنچه از این قبیل است بر همین منوال است؛ و گرنه در هر زمان و در هر مكان اگر افرادی پیدا شوند كه موضوع برای این مجازات ها از نقطه نظر تعدّی و تجاوز قرار گیرند، این مجازات ها درباره آنان إجرامی گردد.

و نیز در همین تفسیر درباره آیه 20 سوره سجده («وَ أَمَّا الَّذِینَ فَسَقُوا فَمَأْوَیهُمُ النَّارُ كُلَّمَآ أَرَادُو´ا أَن یَخْرُجُوا مِنْهَآ أُعِیدُوا فِیهَا») آورده است كه: چون در جهنّم وارد شوند، به اندازه هفتاد سال راه پائین می روند، و چون به طبقه پائین تر آن رسیدند در این حال جهنّم یك زفیری می كشد و صدائی از دل بر می آورد كه همه را به بالای جهنّم می پراند و در اینصورت با گرزهای آهنین دوباره آنان را به پائین می رانند.

و نیز در همین تفسیر درباره آیه 30 سوره ق («یَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلاَتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِن مَزِیدٍ) آورده است كه: این استفهامی است، چون خداوند به جهنّم وعده داده است كه آن را پر و مملوّ كند. و بنابراین، آتش از جهنّمیان پر می گردد، و پس از این خداوند به آتش می گوید: آیا پر شدی ؟! و آتش بنا بر استفهام می گوید: «هَلْ مِن مَزِیدٍ؟» یعنی آیا با وجود پری و سرشاری، زیادتی متصوّر است؟! یعنی «لَیْسَ فِیَّ مَزِیدٌ؛ در من دیگر جای زیادی نیست!» در این حال بهشت می گوید: بار پروردگارا! تو به آتش وعده دادی كه او را پر كنی و پر كردی! و به من وعده دادی كه مرا پر كنی! پس چرا پر نكرده ای ؟! حضرت فرمود: در این حال خداوند در آن روز خلقی را می آفریند كه بهشت را بواسطه آنان پر كند. و سپس حضرت صادق علیه السّلام فرمودند: طُوبَی لَهُمْ؛ خوشا به حال آن خلق كه هیچگونه هموم و غموم دنیا را ندیده اند.

و نیز در همین تفسیر درباره آیات 4 تا 7 سوره غاشیه (تَصْلَی نَارًا حَامِیَةً * تُسْقَی مِنْ عَیْنٍ ءَانِیَةٍ * لَیْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلاَّ مِن ضَرِیعٍ * لاَ یُسْمِنُ وَ لاَ یُغْنِی مِن جُوعٍ؛ (ناچار) به آتشی سوزان در آیند، از چشمه ای داغ نوشانده شوند، طعامی جز از خار تلخ ندارند، که نه فربه کند و نه گرسنگی زداید) آورده است كه: برای آن آتش از شدّت حرارتی كه دارد ناله و فریادی است. و «ضَریع» عَرق اهل جهنّم است، و آنچه از فرج های زنان زناكار خارج می شود.

«جحیم» و «سقر» در جهنم
و نیز در همین تفسیر درباره آیه 12 سوره تکویر («وَ إِذَا الْجَحِیمُ سُعِّرَتْ)، از ابن عبّاس آورده است كه: مراد از «سُعِّرَتْ» آنستكه برای كافران روشن می شود و آتش می گیرد. و «جَحیم» بلندترین آتش از جهنّم است. زیرا كه در كلام عرب، جحیم را به مقدار معظمی از آتش گویند؛ مانند گفتار خداوند عزّ وجلّ: «ابْنُوا لَهُ و بُنْیَـنًا فَأَلْقُوهُ فِی الْجَحِیمِ؛ برایش بنایی بسازید و او را در جهنمی (از آتش) افکنید» (آیه 97 سوره صافات)، كه مراد مقدار آتش عظیمی است.

و نیز در همین تفسیر، از حضرت صادق علیه السّلام آورده است كه: «إِنَّ فِی جَهَنَّمَ لَوَادِیًا لِلْمُتَكَبِّرِینَ یُقَالُ لَهُ: سَقَرُ. شَكَا إلَی اللَهِ شِدَّةَ حَرِّهِ، وَ سَأَلَهُ أَنْ یَتَنَفَّسَ؛ فَأَذِنَ لَهُ فَتَنَفَّسَ فَأُحْرِقَ جَهَنَّمُ؛ در جهنّم یك وادی و بیابانی برای متكبّران است كه به آن سَقَر گویند. به قدری گرم است كه از شدّت حرارت خود به خداوند شكایت كرد، و از او درخواست كرد كه اجازه دهد تنفّسی كند، و خداوند اجازه داد و از تنفّس آن، جهنّم آتش گرفت» (سخن امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه 60 سوره زمر).

 
 
 
 

تجلی معصیت های نفس بصورت تناوب عذاب های گوناگون در دوزخ

عذاب های مخصوص برای مستکبران و متعدیان

 
 
 
 
کتاب معاد شناسی 10 صفحه 320 تا 325
 
 
 
 
 
   
 
اصول عقاید > معاد > دوزخ
 
اصول عقاید > معاد > قیامت
 
 
 
 
کتاب معاد شناسی 10 صفحه 320 تا 325
 
لطفا درباره ایات ناسخ ومنسوخ توضیح دهیدایا تاریخ مصرف ایات منسوخ تمام شده است ؟شرحی قانع کننده بدهید سپاس.

چهارشنبه 20 مرداد
رامین میری
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور