جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
اهمیت خودشناسی از نظر آیات و روایات
8,621
 
 
Tahoor_invitation

خداوند در قرآن کریم می فرماید:«و فی الارض آیات للموقنین ، و فی انفسکم ا فلا تبصرون »ترجمه: و در زمین آیاتى براى جویندگان یقین است‏ و در وجود خود شما (نیز آیاتى است) آیا نمى‏بینید؟! (سوره الذاریات ، آیات 20 و . 21 ) یکی از قدیمترین دستورهای حکیمانه جهان که هم به وسیله انبیاء عظام به‏ بشر ابلاغ شده است و هم حکیمان بزرگ جهان آن را به زبان آورده اند و اعتبار خودش را همیشه حفظ کرده و بلکه تدریجا ارزش آن بیشتر کشف شده‏ است این جمله معروف است که : ای انسان خودت را بشناس " . در اخبار و احادیث ما این تعبیر مکرر آمده است ، هم از رسول اکرم روایت‏ شده و هم به تعبیرات مختلف در کلمات امام علی علیه السلام آمده‏ است که : « من عرف نفسه عرف ربه » (غرر الحکم و در رالکلم ، فصل 77 حدیث 301 )با عبارت : من عرف‏ نفسه فقد عرف ربه » . نیز ذکر شده( تحف العقول ص . 316)
هر کس خود را بشناسد پروردگار خود را شناخته است.

امام صادق‏ علیه السلام می‏فرماید : « انک قد جعلت طبیب نفسک و عرفت آیة الصحة وبین‏ لک الداء و دللت علی الدواء » :ای انسان ! تو طبیب خویشتن قرار داده شده ای و نشانه سلامت به تو شناسانده شده است و دردها برای تو بیان شده است ، و به دواهای آن دردها هم رهنمایی شده ای غرض این جهت‏ است که این تعبیر و شبیه این تعبیر در کلمات اکابر بشریت زیاد آمده‏ است سقراط که در حدود دو هزار و پانصد سال پیش می‏زیسته ، سخن مهمی که‏ از او باقی مانده همین است که " خودت را بشناس " مسئله خودشناسی چه‏ اهمیت و ارزشی دارد و برای چه منظوری توصیه شده است ؟

برای دو منظور توصیه شده است یک منظور همان است که خودت را بشناس تا بتوانی خدا را بشناسی . گاندی می گوید : من از مطالعه (اپانیشادها ) یعنی قدیمترین کتابهای مذهبی و عرفانی هند ، سه‏ دستور فرا گرفتم و آنها دستور العمل من در زندگی شد یکی اینکه در جهان‏ فقط یک شناسایی وجود دارد و آن شناسایی " خود " است دوم اینکه هر کس‏ خود را شناخت خدا را شناخته است و جهان را . پس در اپانیشادهای‏ مربوط به چندین هزار سال پیش نیز می‏بینیم یکی از کهنترین مسائل و اندرزهایی که از بشر به میراث مانده است " خودشناسی " است و امروز هم مخصوصا در یک قرن اخیر و در زمان حاضر مسئله انسان و انسان شناسی و علوم مربوط به انسان ، مهمترین و با ارزشترین علوم بشری شمرده می‏شود .

خود شناسی مقدمه‏ء خداشناسی و اخلاق حال برای چه گفته اند خود را بشناس ؟ از خودشناسی به کجا می‏رسی ؟ به‏ عبارت دیگر خودشناسی مقدمه چیست ؟ گفتیم این را برای دو منظور گفته اند یک منظور همین است که اگر خود را بشناسی ، به مهمترین مسئله ای که برای‏ بشر مطرح است و راز اصلی جهان می‏باشد یعنی خدا پی می‏بری دوم اینکه خود را بشناس تا بدانی در زندگی و در جهان چه باید بکنی و چگونه باید رفتار کنی ، یعنی اخلاق و عمل اگر خود را نشناسی نخواهی دانست که رفتار و اخلاقت در جهان چگونه باید باشد ، یعنی خودت چگونه باید باشی ، چون اخلاق‏ ، از آن نظر که یک سلسله ملکات است بر می‏گردد به چگونه بودن و این که‏ خودت چگونه باشی و چگونه رفتار کنی پس برای پی بردن به بزرگترین رازهای‏ جهان و مهمترین مسئله ای که در فکر بشر مطرح است یعنی خدا ، خود را بشناس ، و برای مهمترین مسئله از نظر ابتلای عملی بشر که من چگونه باید باشم و چگونه باید رفتار کنم یعنی اخلاق نیز خودت را بشناس .

در قسمت‏ اول می‏خواهم مقداری توضیح بدهم که چگونه انسان اگر خود را بشناسد خدا را می‏شناسد ؟ قرآن هم برای " خود شناسی " حساب جداگانه ای باز کرده است ، به این‏ معنی که در قرآن و فقط در قرآن سراسر عالم خلقت ، آیت و درس است برای‏ خداشناسی ، یعنی اختصاص به انسان ندارد که انسان فقط خودش را باید بشناسد تا خدا را بشناسد از نظر قرآن ، تمام جریانهای خلقت ، تمام‏ واحدهای آفرینش اعم از آسمانی و زمینی ، هر چه که در عالم هست ، آیاتند ، یعنی علامتها و نشانه های وجود مقدس پروردگارند : « ان فی خلق السموات‏ و الارض و اختلاف اللیل و النهار لایات لاولی الالباب »( سوره آل عمران ، آیه . 190 ) : همانا در آفرینش آسمانها و زمین و رفت و آمد شب و روز نشانه هایی است برای صاحبان عقل .

که این جور آیات در قرآن زیاد است ولی در عین حال که قرآن سراسر عالم را کتاب حق‏ تعالی می‏داند که هر سطری از سطرهای این کتاب دلالت می‏کند بر علم و حکمت‏ و دانایی مؤلف آن ، قرآن هم برای نفس انسان حساب جداگانه ای باز کرده‏ ، یعنی از نظر قرآن این فصل از فصول کتاب آفرینش که نامش انسان است ، برای انسان آموزندگیهایی دارد بالاتر و بیشتر از آنچه که مثلا درختان دارند درست است که : ناخن انسان هم دلالت می‏کند ، بلکه در هر مویی از مویهای بدن انسان ، یا در هر رگ از رگهای بدن انسان یک دلالتی هست از این جهت انسان شبیه‏ اشیاء دیگر است ، این که می‏گویم " حساب جداگانه " برای این است که مثلا می‏گوید «و فی الارض آیات للموقنین »در زمین ، نشانه هاست برای اهل یقین ، کسانی که بخواهند به مقام یقین برسند بدیهی است انسان هم در زمین است و بیرون از زمین نیست ، ولی راجع به انسان می‏فرماید : «و فی انفسکم »( سوره ذاریات ، آیات 20 و . 21 ) و در خود شما اختصاص می‏دهد یا در آیه دیگر می‏فرماید: « سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق »( سوره فصلت آیه . 53 ) : ما نشانه های خود را در جهان و در نفسهایشان به آنها می‏نمایانیم تا بر آنان روشن گردد که او حق است . حساب آفاق( عالم بیرون ) را یک حساب جداگانه ذکر می‏کند . می‏توانست انسان را هم‏ جزء آفاق ذکر بکند ، ولی برای " خود " انسان جدا حساب باز کرده : «و فی انفسهم ».

شناخت " خود " به عنوان یک حقیقت ثابت ، مقدمه شناخت خدا

اگر انسان من واقعی خودش را بشناسد به صورت یک شخص و یک وحدت‏ واقعی .اگر انسان " خود " ش را بشناسد آن را به صورت یک حقیقت ثابت در این طبیعت سیال می‏بیند ، و بعد می‏بیند عالم هم که یک جریان دائم است ، یک حقیقت هست که وحدت آن را حفظ کرده خورشید ، ماه ، ستارگان و زمین ، اگر به‏ طبیعت خود اینها نگاه کنیم ، دائما در حال عوض شدن هستند ، ولی یک‏ حقیقت هست که آن حقیقت است که حافظ عالم است همین طور که این " من‏ حافظ بدن است و بدن وحدت خودش را به خاطر او حفظ کرده ، و شخصیت‏ بدن به شخصیت واقعی روح و روان انسان است ، شخصیت عالم هم به شخصیت‏ آن حقیقت ماوراء الطبیعی تغیر ناپذیر است . وجود گرایشهای معنوی در انسان آیتی برای شناخت خدا جهت دیگری که به موجب آن نفس انسان آیت است برای خداشناسی ، مسئله‏گرایشهای معنوی انسان است .

« من عرف نفسه عرف ربه » . ویلیام جیمز ،نتیجه ای که از حدود چهل سال آزمایش در روان‏ انسان از نظر گرایشهای معنوی گرفته ، این است که می‏گوید : در وجود انسان همچنان که یک سلسله گرایشها به‏ طبیعت وماده وجود دارد و اینها انسان را با طبیعت پیوند می‏زنند و ملاک پیوند و ارتباط انسان با طبیعت اند ، یک سلسله گرایشهای دیگر وجود دارد که با حسابهای مادی جور در نمی‏آید بلکه ضد حسابهای مربوط به پیوند انسان‏ با طبیعت است ، زیرا پیوند انسان با طبیعت برای این است که انسان از طبیعت و خارج وجود خودش بهره کشی بکند و نفع ببرد ، ولی این گرایشها با این حرفها جور در نمی‏آید انسان یک سلسله خواستها در این عالم دارد که با جنبه طبیعی و مادی وجود او جور در نمی‏آید و می‏گوید : اینها دلیل است بر اینکه عالمی دیگر وجود دارد و این احساسها ما را با عالم دیگر پیوند می‏دهد الهامهای معنوی و خدایی ، خدا جویی ها ، نیکی جویی‏ها ، خیر جویی ها و معنویت جویی ها همیشه در بشر وجود داشته و دارد و قابل مبارزه و جایگزینی نیست .

اهمیت خودشناسی در اسلام

اسلام عنایت خاص دارد که انسان " خود " را بشناسد و جا و موقع‏ خویشتن را در جهان آفرینش تشخیص دهد . این همه تأکید در قرآن در مورد انسان برای این است که انسان خویشتن را آنچنانکه هست بشناسد و مقام و موقع خود را در عالم وجود درک کند و هدف از این شناختن و درک کردن این‏ است که خود را به مقام والایی که شایسته‏ء آن است برساند . قرآن کتاب انسان سازی است ، یک فلسفه‏ء نظری نیست که علاقه‏اش تنها به بحث و نظر و چشم انداز باشد ، هر چشم اندازی را که ارائه می‏دهد برای‏ عمل و گام برداشتن است .

قرآن کوشاست که انسان " خود " را کشف کند . این " خود " ، " خود شناسنامه‏ای نیست ، که اسمت چیست ؟ اسم پدرت چیست و در چه سالی‏ متولد شده‏ای ؟ تابع چه کشوری هستی ؟ از کدام آب و خاکی و با چه کسی‏ زناشویی بر قرار کرده‏ای و چند فرزند داری ؟ آن " خود " همان چیزی است که " روح الهی " نامیده می‏شود و با شناختن آن " خود " ، است که انسان احساس شرافت و کرامت و تعالی‏ می‏کند و خویشتن را از تن دادن به پستیها برتر می‏شمارد ، به قداست خویش‏ پی می‏برد ، مقدسات اخلاقی و اجتماعی برایش معنی و ارزش پیدا می‏کند قرآن از برگزیدگی انسان سخن می‏گوید ، چرا ؟

می‏خواهد بگوید : تویک‏ موجود " تصادفی " نیستی که جریانات کوروکر ، - مثلا اجتماع تصادفی اتمها - تو را به وجود آورده باشد ، تویک موجود انتخاب شده و برگزیده‏ای ، و به همین دلیل رسالت و مسؤولیت داری . بدون‏ شک انسان در جهان خاکی قوی‏ترین و نیرومندترین موجودات است . از نظر قرآن ، انسان یک کدخدای انتخاب شده زمین است و به حکم‏ شایستگی و صلاحیت ، نه صرفا زور و چنگال تنازع ، از طرف ذی صلاحیت‏ترین‏ مقام هستی ، یعنی ذات خداوند ، برگزیده و انتخاب و به تعبیر قرآن " اصطفا " شده است ، و به همین دلیل مانند هر برگزیده دیگر " رسالت " و " مسؤولیت " دارد : رسالت از طرف خدا ، و مسؤولیت در پیشگاه او . اعتقاد به اینکه انسان موجودی انتخاب شده است و هدفی از انتخاب در کار است ، نوعی آثار روانی و تربیتی در افراد به وجود می‏آورد ، و اعتقاد به اینکه انسان نتیجه‏ء یک سلسله تصادفات بی هدف است ، نوعی دیگر آثار روانی و تربیتی در افراد به وجود می‏آورد .

خودشناسی به معنی این است که انسان مقام واقعی خویش را در عالم وجود درک کند ، بداند خاکی محض نیست ، پرتوی از روح الهی‏ در او هست ، بداند که در معرفت می‏تواند بر فرشتگان پیشی بگیرد ، بداند که او آزاد و مختار و مسؤول خویشتن و مسؤول افراد دیگر و مسؤول آباد کردن‏ جهان و بهتر کردن جهان است او شما را از زمین بیافرید و عمران آن را از شما خواست ، بداند که او امانتدار الهی است ، بداند که بر حسب تصادف ، برتری نیافته است تا استبداد بورزد و همه چیز را برای‏ شخص خود تصاحب کند و مسؤولیت و تکلیفی برای خویشتن قائل نباشد .

 
 
 
 
 
 
 
 
فلسفه اخلاق، صفحه 153 و 204-193 ، انسان در قرآن ، 29-27
 
 
 
 
 
   
 
اصول عقاید > نبوت > ادیان الهی > اسلام > قرآن > معارف در قرآن > فرهنگ و علوم در قرآن
 
 
 
 
فلسفه اخلاق، صفحه 153 و 204-193 ، انسان در قرآن ، 29-27
 
سلام. متشکرم از مطالب خوبتون. موفق و موید باشید

سه شنبه 30 آبان
زهرا
 
سلام ممنون از مطالبي كه نوشته بوديد بسيار برام مفيد بود خوشحالم كه با اين سايت خوب آشنا شدم...ميخوام از مطالبتون استفاده كنم تو وبلاگم اجازه ميديد؟؟ maysam590.blogfa.com

پنجشنبه 09 شهريور
ميثم
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور