جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
راه رسیدن به مرحله یقین در قرآن و روایات
1,358
 
 
Tahoor_invitation

یقین نقطه مقابل شک است، همانگونه که علم نقطه مقابل جهل است، و به معنى وضوح و ثبوت چیزى آمده است، و طبق آنچه از اخبار و روایات استفاده مى‏شود به مرحله عالى ایمان یقین گفته مى‏شود، ~امام باقر علیه السلام=امام باقر علیه السلام=4778~ فرمود: ایمان یک درجه از اسلام بالاتر است، و تقوى یک درجه از ایمان بالاتر، و یقین یک درجه برتر از تقوا است سپس افزود: «و لم یقسم بین الناس شى‏ء اقل من الیقین»: در میان مردم چیزى کمتر از یقین تقسیم نشده است!راوى سؤال مى‏کند یقین چیست؟ مى‏فرماید:« التوکل على اللَّه، و التسلیم للَّه، و الرضا بقضاء اللَّه، و التفویض الى اللَّه!»: حقیقت یقین توکل بر خدا، و تسلیم در برابر ذات پاک او، و رضا به قضاى الهى، و واگذارى تمام کارهاى خویش به خداوند است « بحار الانوار جلد 70 صفحه 138 حدیث 4». برترى مقام یقین از مقام تقوى و ایمان و اسلام چیزى است که در روایات دیگر نیز روى آن تاکید شده است « همان مدرک صفحه 135- 137».

در حدیث دیگرى از ~امام صادق علیه السلام=امام صادق علیه السلام=4780~ مى‏خوانیم: «من صحة یقین المرأ المسلم ان لا یرضى الناس بسخط اللَّه، و لا یلومهم على ما لم یؤته اللَّه ... ان اللَّه بعدله و قسطه جعل الروح و الراحة فى الیقین و الرضا و جعل الهم و الحزن فى الشک و السخط»: ترجمه:از نشانه‏هاى صحت یقین مردم مسلمان این است که مردم را با خشم الهى از خود خشنود نکند، و آنها را بر چیزى که خداوند به او نداده است ملامت ننماید (آنها را مسئول محرومیت خود نشمارد) ... خداوند به خاطر عدل و دادش آرامش و راحت را در یقین و رضا قرار داده، و اندوه و حزن را در شک و ناخشنودى! از این تعبیرات و تعبیرات دیگر به خوبى استفاده مى‏شود که وقتى انسان به مقام یقین مى‏رسد آرامش خاصى سراسر قلب و جان او را فرا مى‏گیرد.

براى یقین مراتبى است که در آیات «کَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ» (تکاثر،5) «لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ »(تکاثر،6) «ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَیْنَ الْیَقِینِ» (تکاثر،7) ترجمه:چنان نیست که شما خیال مى‏کنید اگر شما علم الیقین (به آخرت) داشتید (به سراغ این موهومات و تفاخرها نمى‏رفتید).شما قطعا جهنم را خواهید دید! سپس (با ورود در آن) آن را به عین الیقین مشاهده خواهید کرد. و آیه 95 سوره واقعه (إِنَّ هذا لَهُوَ حَقُّ الْیَقِینِ) به آن اشاره شده است و آن سه مرحله است « بحار الانوار جلد 70 صفحه 143».

1- علم الیقین و آن این است که انسان از دلائل مختلف به چیزى ایمان آورد مانند کسى که با مشاهده دود ایمان به وجود آتش پیدا مى‏کند.

2- عین الیقین، و آن در جایى است که انسان به مرحله مشاهده مى‏رسد و با چشم خود مثلا آتش را مشاهده مى‏کند.

3- حق الیقین و آن همانند کسى است که وارد در آتش شود و سوزش آن را لمس کند، و به صفات آتش متصف گردد، و این بالاترین مرحله یقین است.

~محقق طوسى~ در یکى از سخنان خود مى‏گوید: یقین همان اعتقاد جازم مطابق و ثابت است که زوال آن ممکن نیست، و در حقیقت از دو علم ترکیب یافته، علم به معلوم، و علم به اینکه خلاف آن علم محال است، و داراى چند مرتبه است: علم الیقین و عین الیقین و حق الیقین « مطابق نقل بحار الانوار جلد 70 صفحه 143».در حقیقت مرحله اول جنبه عمومى دارد و مرحله دوم، براى پرهیزگاران است و مرحله سوم مخصوص خاصان و مقربان.و به همین جهت در حدیثى آمده است که خدمت ~پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم=پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم=4731~ عرض کردند:شنیده‏ایم بعضى از یاران عیسى روى آب راه مى‏رفتند؟! فرمود: «لو کان یقینه اشد من ذلک لمشى على الهواء»: اگر یقینش از آن محکمتر بود بر هوا راه مى‏رفت!

مرحوم ~علامه طباطبائى~ بعد از ذکر این حدیث مى‏افزاید: همه چیز بر محور یقین به خداوند سبحان، و محو کردن اسباب جهان تکوین از استقلال در تاثیر دور مى‏زند، بنا بر این هر قدر اعتقاد و ایمان انسان به قدرت مطلقه الهیه بیشتر گردد اشیاء جهان به همان نسبت در برابر او مطیع و منقاد خواهد شد « المیزان جلد 6 صفحه 200 (ذیل آیه 105 سوره مائده)» و این است رمز رابطه یقین و تصرف خارق العاده در عالم آفرینش.~قرآن کریم=قرآن=6573~ گاهی می‏گوید که اصلا این آسمان آیه است ، زمین‏ آیه است ، یعنی این مجموع دستگاه را به منزله یک آیه تلقی می‏کند ، ولی‏ گاهی می‏گوید در این آسمان آیات است ، می‏خواهد بگوید این جنبه‏هایی دارد، معناهایی دارد ، از جنبه‏های مختلف می‏شود پی برد . در این آیه « ان فی السموات و الارض لایات للمؤمنین ، جاثیه 3» ترجمه: بى‏شکّ در آسمانها و زمین نشانه‏هاى (فراوانى) براى مؤمنان وجود دارد .

یک نگاه‏ جمعی کلی به همه عالم کرده است ، ولی بعد به طور خصوصی بعضی موضوعات را که مهمتر بوده ذکر کرده است و کلمه‏ای بالاتر از کلمه مؤمنین یعنی‏ درجه کاملی از ایمان را هم برایش ذکر فرموده : « و فی خلقکم و ما یبث من دابة آیات لقوم یوقنون، جاثیه 5 » در خلقت شما انسانها و در آنچه که‏ خدا می‏پراکند یعنی متفرق و پخش می‏کند و به حرکت وامی‏دارد از جنبنده‏ها ( آیه‏هایی برای اهل یقین است ) . دراینجا انسان مطرح است بالخصوص و سایر جنبنده‏ها ، یعنی از میان همه مخلوقات عجالتا جنبنده‏ها انتخاب شده‏ است و از جنبنده‏ها انسان به طور خصوصی انتخاب شده است . این برای آن‏ است که انسان یک آیه مخصوص و خیلی عجیب و پر معنایی است . مسلم آیه بودن گیاهها از آیه‏ بودن جمادها بیشتر است چون وجود کاملتری است ، آیه بودن حیوانها از آیه‏ بودن گیاهها بیشتر است و آیه بودن انسان از آیه بودن هر موجود دیگری‏ بیشتر است و مضاعف است . این است که در قرآن کریم راجع به آیه بودن‏ خود انسان یک عنایت خاصی هست ، یعنی حساب این ( موجود ) را جدا می‏کند ، مثل اینکه در سوره و الذاریات می‏فرماید : « و فی الارض ایات‏ للموقنین » در زمین آیه‏هایی هست برای اهل یقین .

انسان هم جزو موجوداتی است که در زمین هستند ، ولی او را یک امر جداگانه ذکر می‏کند : «و فی انفسکم افلا تبصرون » (ذاریات / 20 و . 21 ) و در خود شما ، نمی‏بینید ؟ این‏ در خود شما حسابش جداگانه است ، با کلمه « افلا تبصرون » هم‏ ذکر شده : و در خود شما ، آیا نمی‏بینید ؟ یا در آیه سوره فصلت : «سنریهم ایاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق » (فصلت / . 53 )همه چیز را به نام آفاق نام برده است ولی برای انسان یک حساب‏ جدا باز کرده ، با اینکه انسان هم به یک اعتبار جزو موجودات آفاقی است‏ .این برای این است که آیه بودن انسان از هر موجود دیگری بیشتر است . قرآن درباره انسان می‏فرماید : « و نفخت فیه من روحی » (ص / . 72 ) این‏ مظهری از روح الهی است. چیزی در انسان هست که در غیر انسان وجود ندارد. این خودش یک منطقی است در قرآن که « و فی انفسکم » .

بزرگترین‏ آیتهای الهی در جان و روح آدمی است ، یا بگوییم بزرگترین آئینه‏های الهی‏ خود انسان است وبه همین جهت در اینجا کلمه ایقان به کار رفته . آنجا فرمود : « و فی الارض ایات للموقنین و فی انفسکم » ، در اینجا هم‏ می‏فرماید : « و فی خلقکم و ما یبث من دابة ایات لقوم یوقنون » برای مردمی که به یقین می‏رسند ، یعنی این یک چیزی است که انسان را به‏ مرحله یقین می‏رساند . مقصود از مرحله یقین این است که ایمان مطلق‏ مثل ایمان از پشت پرده‏هاست ، ایمان داریم که در پشت پرده‏ها چیزی هست‏ ، ولی یقین آن مرحله‏ای است که یا شهود است یا مثل شهود ، یعنی دیگر پرده‏ها برداشته شده است . ~امام علی علیه السلام=امام علی علیه السلام=4818~ می فرماید:« لو کشف الغطاء ما ازددت یقینا » ترجمه: اگر پرده کنار رود بر یقینم چیزی افزوده نخواهد شد.(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ، ج / 10 ص 142).

انسان یک موجود ملکوتی است، اگر انسان خودش را آنچنان که هست بشناسد، به عالم ملکوت آشنا شده و عالم ملکوت را شناخته است ، و شناختن انسان‏ خودش را مساوی است با پی بردن به عالم ملکوت، و اگر کسی پی نبرده است‏ به دلیل این است که خودش را آنچنان که باید نشناخته است . در داستان‏ حضرت ابراهیم علیه‏السلام می‏خوانیم:« و کذلک نری ابراهیم ملکوت السموات و الارض و لیکون من الموقنین » ترجمه: و این چنین، ملکوت آسمانها و زمین (و حکومت مطلقه خداوند بر آنها) را به ابراهیم نشان دادیم (تا به آن استدلال کند،) و اهل یقین گردد. (انعام ،75) صحبت ارائه ملکوت که (پیش) می‏آید .اسم ایقان در کار می‏آید.

خداوند در جای دیگر می فرماید:« وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ» ترجمه: و بآخرت یقین دارند. (بقره،4) در این جمله اعتقاد راسخ مومنان به آخرت را به ایقان تعبیر کرده، و این بدان جهت است که به لازمه یقین، که عبارتست از فراموش نکردن آخرت، نیز اشاره کرده باشد، چون بسیار میشود انسان نسبت به چیزى ایمان دارد و هیچ شکى در آن ندارد، اما پاره‏اى از لوازم آن را فراموش مى‏کند، و در نتیجه عملى منافى با ایمانش انجام میدهد، به خلاف یقین که دیگر با فراموشى نمی سازد، و ممکن نیست انسان، عالم و مؤمن به روز حساب باشد، و همواره آن روز را در خاطر داشته و بیاد آن باشد، به یاد روزى باشد که در آن روز به حساب کوچک و بزرگ اعمالش مى‏رسند، و در عین حال پاره‏اى گناهان را مرتکب شود، چنین کسى نه تنها مرتکب گناه نمی شود، بلکه از ترس، به قرق‏گاه‏هاى خدا نزدیک هم نمى‏گردد.

هم چنان که خداى تعالى دراین باره فرموده: «وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى‏، فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ، إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ، لَهُمْ عَذابٌ شَدِیدٌ، بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ» خواهش نفس را پیروى‏ مکن، که تو را از راه خدا گمراه مى‏کند، کسانى که از راه خدا گمراه میشوند، عذابى شدید دارند، بخاطر اینکه روز حساب را فراموش کردند. « سوره ص آیه 26»، و فهمانید که ضلالت از راه خدا تنها بخاطر فراموشى روز حساب است، و بدین جهت در آیات مورد بحث فرمود: (وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ)، چون به یاد آخرت بودن، و به آن یقین داشتن، تقوى را نتیجه میدهد.

 
 
 
 

ایمان همراه با یقین

ویژگیهای اهل یقین

 
 
 
 
آشنایی با قرآن 5، صفحه 168-165 تفسیر نمونه، ج‏27، ص: 284 تفسیر نمونه، ج‏27، ص: 285 ،ترجمه تفسیر المیزان، ج‏1، ص: 75
 
 
 
 
 
   
 
اصول عقاید > نبوت > ادیان الهی > اسلام > قرآن > معارف در قرآن > باورها در قرآن
 
 
 
 
 
آشنایی با قرآن 5، صفحه 168-165 تفسیر نمونه، ج‏27، ص: 284 تفسیر نمونه، ج‏27، ص: 285 ،ترجمه تفسیر المیزان، ج‏1، ص: 75
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور