جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
توجه اسلام به عواقب تهمت و اشاعه فحشا در جامعه اسلامی
6,505
 
 
Tahoor_invitation

خداوند در آیه 12 سوره نور می فرماید: «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خیرا؛ چرا هنگامی که آن (تهمت) را شنیدید، مردان و زنان مومن نسبت به خودشان گمان نیک نبردند». قرآن می گوید: ای مسلمانها! چرا آن وقت که‏ شنیدید، به برادران مسلمانتان گمان بد بردید و گمان خوب نبردید؟ اگر چنین می‏گفت یک مطلب ساده‏ای گفته بود. ولی قرآن همین مطلب را با بیان‏ دیگر می‏گوید، نمی‏گوید ( چرا به برادران مؤمن و خواهران مؤمنتان گمان‏ بد بردید؟ می‏گوید چرا به خودتان گمان بد بردید؟ یعنی توجه داشته باشید، شما یک‏ پیکرید، شما به قول مولوی نفس واحد هستید: " مؤمنان هستند نفس‏ واحده " . همه مسلمانها و مؤمنین باید اینطور حساب کنند که اعضای یک‏ پیکرند، اگر تهمتی به یک مؤمن زده می‏شود آن را به خودشان تلقی کنند. این یک نکته که به جای اینکه بگوید چرا به برادران مؤمن گمان خیر نبردید می‏گوید چرا به خودتان گمان خیر نبردید، یعنی مسلمان " من " و " او " نباید داشته باشد، مسلمان باید بداند عرض برادر مسلمان عرض اوست، آبروی برادر مسلمان آبروی خودش است.

نمی‏گوید چرا " شما " به خودتان گمان خوب نبردید؟ می‏گوید: چرا " مؤمنین و مؤمنات " به خودشان گمان خوب نبردند؟ اولا زن و مرد را با هم ذکر می‏کند، یعنی زن و مرد ندارد و ثانیا کلمه‏ " ایمان " را دخالت می‏دهد، می‏خواهد بگوید ایمان ملاک وحدت و اتحاد است، مؤمنان از آن جهت که مؤمن هستند نفس واحد هستند، یعنی ملاک‏ وحدت و اتحاد را هم بیان می‏کند. در واقع می‏خواهد بگوید: ای مردان مؤمن‏ و ای زنان مؤمن، آیا اگر به شما چنین تهمتی زده بودند حاضر بودید تهمتی‏ را که به خودتان زده‏اند بازگو کنید، هر جا بنشینید بگویید به من چنین‏ تهمتی زده‏اند و درباره من چنین حرفی می‏زنند؟ هیچ وقت درباره خودتان‏ چنین حرفی می‏گفتید؟ چطور اگر درباره شما حرفی بزنند خودتان می‏فهمید که‏ باید سکوت کنید و حرف بدی را که مردم برای شما جعل کرده‏اند دیگر خودتان اشاعه نمی‏دهید، ولی وقتی که درباره برادران و خواهران مؤمن‏ خودتان حرفی را می‏شنوید، همان کاری را که درباره خودتان می‏کنید درباره‏ آنها نمی‏کنید؟  آن وقتی که شنیدید، چرا مؤمنین گمان خوب درباره خودشان نبردند؟ چرا همان جا که شنیدند نگفتند این یک دروغ بزرگ است؟ قرآن می‏گوید: شما روز اول باید می‏گفتید «هذا افک مبین؛ این تهمتی آشکار است». پس بعد از این‏ آگاه باشید این افکها که در میان شما جعل می‏شود، فورا بگویید «هذا افک مبین».

«لولا جاؤا علیه باربعه شهداء فاذ لم یأتوا بالشهداء فاولئك عند الله‏ هم الكاذبون؛ چرا بر آن ادعا چهار شاهد نیاوردند؟ پس حالا که شاهدان را نیاوردند، اینان خود در پیشگاه خدا دروغگویند» (نور 13 ). شما در كارتان قانون و حساب دارید. اسلام برای شما وظیفه معین كرده، شرعا وظیفه دارید كه هر تهمتی نسبت به یك مسلمان‏ شنیدید مادامی كه بینه شرعی اقامه نشده است، بگویید دروغ است، در نزد خدا دروغ است. مقصود از جمله "در نزد خدا دروغ است" این است كه‏ در قانون الهی دروغ است. تكلیف بسیار روشنی است. بعد از این ما باید بدانیم اگر فردی درباره‏ فردی یا درباره مؤسسه‏ای حرفی زد ما چه وظیفه‏ای داریم. آیا وظیفه داریم‏ سكوت كنیم؟ آیا وظیفه داریم حتی بگوییم " ما كه نمی‏دانیم، خدا عالم‏ است؟ من چه می‏دانم، شاید باشد شاید نباشد؟"، آیا وظیفه‏ داریم در مجالس نقل كنیم، بگوییم چنین چیزی می‏گویند؟ وظیفه مان‏ چیست؟

مادامی كه بینه شرعی اقامه نشده است و مادامی كه شرعا بر ما ثابت نشده، باید بگوییم دروغ است. فقط وقتی كه شرعا ثابت شد و یقین‏ پیدا كردیم مثلا در مورد زنا چهار شاهد عادل و در مورد غیر زنا دو شاهد عادل شهادت‏ دادند، به چشم خودمان دیدیم یا به گوش خودمان شنیدیم ( این بینه شرعی‏ است ) آن گاه وظیفه دیگری داریم. مادامی كه بینه شرعی نیست، نه حق‏ داریم بازگو كنیم نه حق داریم بگوییم " نمی‏دانیم " یا بگوییم " شاید هست، شاید نیست " و نه حق داریم سكوت كنیم، بلكه وظیفه داریم‏ بگوییم دروغ است. هر وقت شرعا ثابت شد، آن وقت وظیفه ما مبارزه‏ كردن است.

البته در هر موردی یك وظیفه‏ای داریم. در بعضی از مسائل‏ باید ما مبارزه كنیم، در بعضی مسائل حاكم شرعی باید وظیفه‏اش را انجام‏ بدهد، مثل مورد زنا. قرآن می‏گوید: شما ای مسلمین، شما هم با این زبان‏ به زبان كردن، دهان به دهان كردن، گناه بزرگی مرتكب شدید، ولی خدا از این گناهان می‏گذرد و گذشت. متوجه باشید كه بعد از این دیگر این كار را نكنید. «و لولا فضل الله علیكم و رحمته فی الدنیا و الآخرة؛ اگر نبود برای شما مسلمانها رحمت الهی در دنیا و در آخرت»، «لمسكم فیما افضتم فیه عذاب‏ عظیم؛ قطعا به (سزای) بهتانی که وارد آن شدید، به شما عذابی بزرگ می رسید» (نور/14). فقط لطف خدا جلوی‏ عذاب دنیا و آخرت را گرفت. پس متوجه باشید، دیگر چنین كاری نكنید. كدام گناه و افاضه؟ در چه چیزی ما فرو رفته بودیم و غور می‏كردیم و حرفش را می‏زدیم؟

«اذ تلقونه بالسنتكم؛ آنگاه كه به زبان خودتان‏ تلقی می‏كردید»، یعنی زبان به زبان در میان شما می‏گشت «و تقولون‏ بافواهكم ما لیس لكم به علم؛ و خبری را که بدان علم نداشتید دهان به دهان می گفتید»، «و تحسبونه هینا؛ خیال می‏كردید یك امر كوچكی‏ است»، اما «و هو عند الله عظیم؛ و حال آنكه این در نزد خدا خیلی بزرگ است» (نور/ 15).

صحبت آبروی مسلمین است و اینجا مخصوصا آبروی پیغمبر است. چرا آن وقتی كه شنیدید، نگفتید كه ما حق نداریم‏ در این باره حرف بزنیم، حق نداریم این را بازگو كنیم؟ ( بلكه گفتیم‏ باید منفی سخن بگوییم، یعنی اگر كسی گفت، ما بگوییم دروغ است. نه‏ تنها مثبت حرف نزنیم و خودش را پخش نكنیم، بلكه باید منفی حرف‏ بزنیم، یعنی در جواب دیگران بگوییم دروغ است. (این را در جمله دوم‏ می‏فرماید) باید می‏گفتید: «ما یكون لنا ان نتكلم بهذا؛ برای ما چنین حقی نیست كه در این باره سخنی بگوییم»، بلكه «سبحانك هذا بهتان عظیم؛ باید بگویم سبحان الله، این یك بهتان و دروغ بسیار بزرگ است» (نور/ 16). «یعظكم الله ان تعودوا لمثله ابدا؛ خدا شما را اندرز می دهد که دیگر هیچ گاه، نظیر آن را تکرار نکنید» ( نور/ 17 )، تا دامنه قیامت متوجه باشید كه دیگر ابزار دست یك جمعیت نشوید، دروغهای دشمنان را علیه خودتان اشاعه ندهید. «و یبین الله لكم الایات‏ و الله علیم حكیم؛ خدا اینطور آیات خودش را برای مصلحت شما بیان‏ می‏كند، خدا همه چیز را می‏داند (نور/ 18)، از خفایا آگاه است و حكیم است و بر اساس حكمتش این آیات را برای شما نازل فرموده است.

حدیثی در كتب حدیث هست كه مضمون آن این است كه هر وقت اهل بدعت‏ را دیدید با آنها مبارزه كنید. " بدعت " یعنی كسی در دین خدا چیزی‏ را وارد كند كه از دین نیست، از پیش خود چیزی را جعل كند كه مربوط به‏ دین نیست. همه وظیفه دارند كه با بدعت مبارزه كنند. قرآن برای کسانی که بهتان می بندند و تهمت می زنند وعده عذاب داده است.

آیه بعد این است: «ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین امنوا لهم عذاب الیم فی‏ الدنیا و الاخره و الله یعلم و انتم لا تعلمون ، و لولا فضل الله علیكم و رحمته و ان الله رؤف رحیم ، یا ایها الذین امنوا لا تتبعوا خطوات‏ الشیطان و من یتبع خطوات الشیطان فانه یامر بالفحشاء و المنكر و لولا فضل‏ الله علیكم و رحمته ما زكی منكم من احد ابدا و لكن الله یزكی من یشاء و الله سمیع علیم، کسانی که دوست دارند زشتکاری در حق مومنان شایع شود، برای آنها در دنیا و آخرت عذابی پردرد خواهد بود و خدا می داند و شما نمی دانید. و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، و این که خدا رئوف و مهربان است (هلاک می شدید)، ای کسانی که ایمان آورده اید! از گام های شیطان پیروی نکنید و هرکس پیروی گام های شیطان کند، (بداند که ) او قطعا به فحشا و منکر امر می کند. و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود، هرگز کسی از شما پاک نمی شد، ولی خداست که هر کس را بخواهد پاک می گرداند، و خدا شنوا و داناست» (نور/ 19 تا 21).

«برای كسانی كه دوست دارند فحشا در میان اهل ایمان شایع‏ شود عذاب دردناكی آماده شده است». این آیه از آن آیه‏هایی است كه دو معنی دارد و هر دو معنایش هم درست است. دنباله همین مطلب است و تأكید بیشتری درباره اینكه مؤمنین مسلمانان‏ بلندگوی اشاعه حرفهای بد و زشت علیه خودشان نباشند. قرآن كریم تكیه فراوانی روی این مسأله دارد كه جو جامعه اسلامی نباید جو تهمت و بهتان و افترا و بد گویی باشد. مردم‏ مسلمان موظفند كه هر وقت چیزی در مورد برادران و خواهران مسلمان خود شنیدند، مادامی كه به سرحد یقین قطعی نه‏ ظن و گمان نرسیده‏اند كه جای شك و شبهه نباشد، و یا بینه شرعی اقامه‏ نشده است، آنچه می‏شنوند، به اصطلاح معروف " از این گوش بشنوند و از گوش دیگر بیرون كنند" و به تعبیر دیگر همانجا كه می‏شنوند دفن كنند، و حتی به صورت اینكه " من شنیدم " هم نقل نكنند، نه تنها به صورت یك‏ امر قطعی نقل نكنند، حتی اینطور هم نگویند كه من چنین چیزی شنیده‏ام.‏ همین گفتن " شنیدم " هم " پخش " است و اسلام از پخش این نوع‏ خبرهای كثیف و ناپاك و آلوده ناراضی است. مخصوصا یك جمله در ذیل‏ دارد كه می‏فرماید: «و الله یعلم و انتم لا تعلمون» می‏خواهد بفرماید كه شما نمی‏دانید این جنایت، چقدر جنایت بزرگی است و طبعا هم نمی‏دانید كه عقوبت این جنایت چقدر بزرگ است.

اسلام می‏خواهد كه‏ محیط و جو جامعه اسلامی بر اساس اعتماد متقابل و حسن ظن و ظن خیر و بر اساس خوب گویی باشد نه براساس بی اعتمادی و بدگمانی و بدگویی و به همین جهت اسلام غیبت را آنچنان حرام بزرگی دانسته است كه تعبیر قرآن این است: «و لا یغتب بعضكم بعضا أیحب احدكم ان یأكل لحم اخیه میتا؛ و کسی از شما غیبت دیگری نکند، آیا کسی از شما دوست دارد گوشت برادر مرده اش را بخورد؟» (حجرات ، 12). روی همین اساس است كه قرآن با بیانات گوناگون، این مطلب را تأكید و تكرار می‏كند. از آن جمله همین آیه سوره نور است. یكی از گناهان بسیار بزرگ كه قرآن وعده " عذاب الیم " برای آنها داده است این است كه كسی یا كسانی بخواهند خود فحشا را در میان مردم‏ رایج كنند. هستند كسانی كه عملا مروج فحشا هستند، حال یا به حساب پول‏ پرستی و یا از روی اغراض دیگری، كه غالبا در عصر ما این اغراض، اغراض استعماری است، می‏خواهند فحشا در میان مردم زیاد شود، چرا؟ برای اینكه هیچ چیزی برای سست كردن عزیمت مردانگی مردم، به اندازه‏ شیوع فحشا اثر ندارد.

شما اگر بخواهید فكر جوانان یك مملكت را از مسائل جدی منصرف كنید تا اینها دائما دنبال سرگرمیهای عیش و نوش باشند و هیچوقت فیلشان یاد هندوستان نكند و دنبال مسائل جدی نروند آن مسائل‏ جدی‏ای كه منافع استعمار را به خطر می‏اندازد راهش این است كه هر چه‏ دلتان می‏خواهد مشروب فروشی اضافه كنید، كاباره زیاد كنید، زنان هر جایی زیاد كنید، وسائل تماس بیشتر دخترها و پسرهای جوان را اضافه كنید. به همان اندازه كه هروئین و تریاك نیروی جسمی و روحی طبقه جوان را تباه می‏كند، اراده را از مردم می‏گیرد و آن را سست می‏كند و مردانگی و احساس‏ كرامت و شرافت را از بین می‏برد، به همان اندازه فحشا این كار را می‏كند. آمریكاییها كه یك برنامه عمومی برای فاسد كردن همه دنیا دارند برنامه‏شان همین است: فحشا را زیاد كنید، خیالتان دیگر از ناحیه مردم‏ راحت باشد.

قرآن درباره كسانی كه برای كشتن روح، فحشا را زیاد می‏كنند می‏فرماید: «ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین‏ امنوا لهم عذاب الیم؛ آنان كه دوست دارند و علاقه دارند فحشا را در میان اهل ایمان زیاد كنند خدا برایشان عذاب دردناكی آماده كرده است». چراعذاب الیم داشتن را در آیه قرآن ذكر می‏كند؟ برای اینكه بفهماند كه چقدر این مساله از نظر اسلام حساسیت دارد! اینجا این آیه را اینطور هم می‏توان معنی كرد و معنی هم شده است و هر دو معنی درست است: آنان كه دوست دارند كه‏ فحشا درباره اهل ایمان شایع شود. این، معنایش این نیست كه خود فحشا در میان اهل ایمان شایع شود، بلكه نسبت فحشا درباره اهل ایمان‏ شایع شود، یعنی كسانی كه دوست دارند عرض اهل ایمان را لكه دار كنند. یك عده مردم، به اصطلاح روانشناسی امروز " عقده " دارند، هر جا كه‏ یك كسی را می‏بینند كه در میان مردم یك وجهه‏ای و حیثیتی دارد، برای‏ اینكه به این اشخاص حسادت می‏برند، همت و عرضه هم ندارند كه خودشان را جلو بیندازند، فورا به این فكر می‏افتند كه‏ یك شایعه‏ای درباره او درست كنند. می‏گویند ما كه نمی‏توانیم به او برسیم‏ پس او را پایین بیاوریم. چگونه این كار را انجام می‏دهند؟ با یك‏ عملی در منتهای نامردی و آن اینكه یك شایعه‏ای علیه او بسازند و یك‏ تهمتی به او بزنند. آنقدر این گناه بزرگ است كه خدا می‏داند!

پیغمبر اكرم ( ص ) یك وقت در حضور اصحاب فرمود: «الا اخبركم‏ بشر الناس» آیا به شما خبر ندهم كه بدترین مردم كیست؟ گفتند: «بلی یا رسول الله». فرمود: بدترین مردم آن‏ كسی است كه خیر خودش را از دیگران منع می‏كند و هر چه دارد تنها برای‏ خودش می‏خواهد. آن هایی كه حاضر بودند، گمان كردند با این مقدمه دیگر بدتر از این افراد كسی نیست. یك وقت فرمود: آیا می‏خواهید به شما بگویم از این بدتر كیست؟ صنف دیگری را ذكر فرمود. اصحاب گفتند: خیال كردیم‏ بدتر از این گروه دوم دیگر كسی نیست. بعد فرمود: آیا می‏خواهید از آن‏ بدتر را به شما بگویم كیست؟ گفتند از این بدتر هم مگر هست؟ آنگاه‏ صنف سوم را فرمود: بدتر از این افراد، مردمان بد زبان فحاش تهمت زن‏ و آبروبرند.

اینجا دیگر حضرت توقف كرد، یعنی بدتر از اینها دیگر وجود ندارد. پس معنای دوم آیه این است كه آنان كه دوست دارند نسبتهای زشت كه‏ خود نسبت زشت هم خودش زشتی است درباره اهل ایمان شایع شود بدانند كه‏ برای آنها عذاب دردناكی است. بعد می‏فرماید: «فی الدنیا و الاخره» در دنیا و آخرت عذابشان دردناك است، یعنی خدا اینها را نه تنها در آخرت عذاب می‏كند بلكه در دنیا هم عذاب می‏كند.

 
 
 
 

نکات تربیتی و اجتماعی آیات افک

 
 
 
 
کتاب آشنایی با قرآن 4، صفحه 40-38 و ص 53-40
 
 
 
 
 
   
 
ادب و اخلاق > فلسفه اخلاق
 
ادب و اخلاق > رذیلت های اخلاقی > بی بندوباری
 
اصول عقاید > نبوت > ادیان الهی > اسلام > قرآن > معارف در قرآن > اخلاق در قرآن
 
ادب و اخلاق > فلسفه اخلاق
 
 
 
 
کتاب آشنایی با قرآن 4، صفحه 40-38 و ص 53-40
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور