جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
مجازات تهمت در دنیا و آخرت از نظر قرآن و احادیث
9,099
 
 
Tahoor_invitation

قرآن می فرماید خدا افراد تهمت زن خدا را نه تنها در آخرت عذاب می‏کند بلکه در دنیا هم عذاب می‏کند. مسأله مکافات یک مسأله‏ای است. چنین چیزی به ما نگفته‏اند که هر گناهی عقوبتی در این دنیا دارد، نه، خیلی از گناهان است که اصلا در این‏ دنیا عقوبتی ندارد، ولی هر گناهی در آن دنیا عقوبت دارد، اما خدا از بعضی گناهان در همین دنیا هم نخواهد گذشت. یکی از آن گناهانی که در همین دنیا عکس العمل دارد که می‏توانید آن را تجربه کنید! گناه تهمت‏ زنی و آبرو بری است. آنکه تهمت به ناحق می‏زند، به هر حال در یک روزی‏ گرفتارش خواهد شد حال یا یک کسی مثل خودش به او تهمت ناحق خواهد زد و یا به شکلی آن شخص رسوا و مفتضح خواهد شد. «و الله یعلم و انتم لا تعلمون؛ خدا می‏داند و شما نمی‏دانید». می‏خواهد بگوید مطلب خیلی بزرگ است، خدا می‏داند که این کار چقدر بزرگ‏ است و شما نمی‏دانید!

خداوند در قرآن می فرماید: «وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصنَتِ ثمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَنِینَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لهَُمْ شهَدَةً أَبَداً وَ أُولَئك هُمُ الْفَسِقُونَ* إِلا الَّذِینَ تَابُوا مِن بَعْدِ ذَلِك وَ أَصلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ؛ و كسانى كه زنان پاكدامن را متهم مى كنند سپس چهار شاهد ( بر ادعاى خود ) نمى آورند آنها را هشتاد تازیانه بزنید، و شهادتشان را هرگز نپذیرید، و آنها فاسقانند. مگر كسانى كه بعد از آن توبه كنند و جبران نمایند كه خداوند غفور و رحیم است» (سوره نور آیات 4 و 5). از آنجا كه در آیات گذشته مجازات شدیدى براى زن و مرد زناكار بیان شده بود و ممكن است این موضوع دستاویزى شود براى افراد مغرض و بى تقوا كه از این طریق افراد پاك را مورد اتهام قرار دهند، بلا فاصله بعد از بیان مجازات شدید زناكاران، مجازات شدید تهمت زنندگان را كه در صدد سوء استفاده از این حكم هستند بیان مى كند، تا حیثیت و حرمت خانواده هاى پاكدامن از خطر اینگونه اشخاص مصون بماند، و كسى جرات تعرض به آبروى مردم پیدا نكند.

نخست مى گوید: كسانى كه زنان پاكدامن را متهم به عمل منافى عفت مى كنند باید براى اثبات این ادعا چهار شاهد (عادل) بیاورند، و اگر نیاورند هر یك از آنها را هشتاد تازیانه بزنید!. و به دنبال این مجازات شدید، دو حكم دیگر نیز اضافه مى كند: و هرگز شهادت آنها را نپذیرید ( و لا تقبلوا لهم شهادة ابدا)  و آنها فاسقانند (و اولئك هم الفاسقون).

به این ترتیب نه تنها این گونه افراد را تحت مجازات شدید قرار مى دهد، بلكه در دراز مدت نیز سخن و شهادتشان را از ارزش و اعتبار مى اندازد، تا نتوانند حیثیت پاكان را لكه دار كنند، بعلاوه داغ فسق بر پیشانیشان مى نهد و در جامعه رسوایشان مى كند. این سختگیرى در مورد حفظ حیثیت مردم پاكدامن، منحصر به اینجا نیست در بسیارى از تعلیمات اسلام منعكس است، و همگى از ارزش فوق العاده اى كه اسلام براى حیثیت زن و مرد با ایمان و پاكدامن قائل شده است حكایت مى كند. در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم: «اذا تهم المؤمن اخاه انماث الایمان من قلبه كما ینماث الملح فى الماء؛ هنگامى كه مسلمانى برادر مسلمانش را به چیزى كه در او نیست متهم سازد ایمان در قلب او ذوب مى شود، همانند نمك در آب!». ولى از آنجا كه اسلام هرگز راه بازگشت را بر كسى نمى بندد، بلكه در هر فرصتى آلودگان را تشویق به پاكسازى خویش و جبران اشتباهات گذشته مى كند، در آیه بعد مى گوید: مگر كسانى كه بعدا از این عمل توبه كنند و به اصلاح و جبران پردازند كه خداوند آنها را مشمول عفو و بخشش خود قرار مى دهد، خدا غفور و رحیم است.

رمى در اصل به معنى انداختن تیر یا سنگ و مانند آن است، و طبیعى است كه در بسیارى از موارد آسیبهائى مى رساند، سپس این كلمه به عنوان كنایه در متهم ساختن افراد و دشنام دادن و نسبتهاى ناروا به كار رفته است، چرا كه گوئى این سخنان همچون تیرى بر پیكر طرف مى نشیند و او را مجروح مى سازد. قذف ( بر وزن حذف ) در لغت به معنى پرتاب كردن به سوى یك نقطه دور دست است، ولى در این گونه موارد - مانند كلمه رمى - كنایه از متهم ساختن كسى به یك اتهام ناموسى است، و به تعبیر دیگر عبارت از فحش و دشنامى است كه به این امور مربوط مى شود. هر گاه قذف با لفظ صریح انجام گیرد، به هر زبان و به هر شكل بوده باشد حد آن هشتاد تازیانه است، و اگر صراحت نداشته باشد مشمول حكم تعزیر است (منظور از تعزیر گناهانى است كه حد معینى در شرع براى آن نیامده بلكه به اختیار حاكم گذارده شده كه با توجه به خصوصیات مجرم و كیفیت جرم و شرایط دیگر روى مقدار آن در محدوده خاصى تصمیم مى گیرد).

حتى اگر كسى گروهى را به چنین تهمت هائى متهم سازد و به آنها دشنام دهد و این نسبت را درباره یك یك تكرار كند در برابر هر یك از این نسبت ها حد قذف دارد اما اگر یك جا و یك مرتبه آنها را متهم سازد اگر آنها نیز یك جا مطالبه مجازات او را كنند، یك حد دارد، اما اگر جدا جدا اقامه دعوا كنند، در برابر هر یك حد مستقلى دارد! این موضوع بقدرى اهمیت دارد كه اگر كسى را متهم كنند و او از دنیا برود ورثه او مى توانند اقامه دعوا كرده و مطالبه اجراء حد كنند، البته از آنجا كه این حكم مربوط به حق شخص است چنانچه صاحب حق، مجرم را ببخشد، حد او ساقط مى شود، مگر اینكه آنقدر این جرم تكرار شود كه حیثیت و عرض جامعه را به خطر بیفكند كه در اینجا حسابش جدا است.

هر گاه دو نفر به یكدیگر دشنام ناموسى دهند در اینجا حد از دو طرف ساقط مى گردد، ولى هر دو به حكم حاكم شرع تعزیر مى شوند. بنابر این هیچ مسلمانى حق ندارد كه دشنام را پاسخ به مثل بدهد، بلكه تنها مى تواند از طریق قاضى شرع احقاق حق كند و مجازات دشنام دهنده را بخواهد. به هر حال هدف از این حكم اسلامى اولا حفظ آبرو و حیثیت انسانها است، و ثانیا جلوگیرى از مفاسد فراوان اجتماعى و اخلاقى است كه از این رهگذر دامان جامعه را مى گیرد، چرا كه اگر افراد فاسد آزاد باشند هر دشنام و هر نسبت ناروائى به هر كس بدهند و از مجازات مصون بمانند، حیثیت و نوامیس مردم همواره در معرض خطر قرار مى گیرد و حتى سبب مى شود كه به خاطر این تهمتهاى ناروا همسر نسبت به همسرش بد بین گردد، و پدر نسبت به مشروع بودن فرزند خود! خلاصه، موجودیت خانواده به خطر مى افتد و محیطى از سوء ظن و بدبینى بر جامعه حكم فرما مى شود، بازار شایعه سازان داغ، و همه پاكدامنان در اذهان لكه دار مى گردند. اینجا است كه باید با قاطعیت رفتار كرد، همان قاطعیتى كه اسلام در برابر این افراد بد زبان و آلوده دهن نشان داده است.

مجازات تهمت به همسر
و سپس می فرماید: «وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْوَجَهُمْ وَ لَمْ یَكُن لهَُّمْ شهَدَاءُ إِلا أَنفُسهُمْ فَشهَدَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شهَدَتِ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصدِقِینَ؛ كسانى كه همسران خود را متهم ( به عمل منافى عفت ) مى كنند و گواهانى جز خودشان ندارند هر یك از آنها باید چهار مرتبه به نام خدا شهادت دهد كه از راستگویان است (نور،6). این آیه در حكم استثناء و تبصره اى بر حكم حد قذف است، به این معنى كه اگر شوهرى همسر خود را متهم به عمل منافى عفت كند و بگوید او را در حال انجام این كار خلاف با مرد بیگانه اى دیدم حد قذف ( هشتاد تازیانه ) در مورد او اجرا نمى شود، و از سوى دیگر ادعاى او بدون دلیل و شاهد نیز در مورد زن پذیرفته نخواهد شد، چرا كه ممكن است راست بگوید و نیز ممكن است دروغ بگوید. در اینجا قرآن راه حلى پیشنهاد مى كند كه مساله به بهترین صورت و عادلانه ترین طریق حل مى گردد و آن اینكه نخست باید شوهر چهار بار شهادت دهد كه در این ادعا راستگو است.

چنانكه قرآن مى فرماید: كسانى كه همسران خود را متهم مى كنند و گواهانى جز خودشان ندارند، هر یك از آنها باید چهار مرتبه به نام خدا شهادت دهد كه او از راستگویان است و در پنجمین بار بگوید: لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد. به این ترتیب شوهر براى اثبات مدعاى خود از یكسو، و دفع حد قذف از سوى دیگر، چهار بار این جمله را تكرار مى كند: «اشهد بالله انى لمن الصادقین فیما رمیتها به من الزنا» (من به خدا شهادت مى دهم كه در این نسبت زنا كه به این زن دادم راست مى گویم) و در مرتبه پنجم مى گوید: «لعنت الله على ان كنت من الكاذبین» (لعنت خدا بر من باد اگر دروغگو باشم). در اینجا زن بر سر دو راهى قرار دارد اگر سخنان مرد را تصدیق كند و یا حاضر به نفى این اتهام از خود به ترتیبى كه در آیات بعد مى آید نشود، مجازات و حد زنا در مورد او ثابت مى گردد. اما او نیز مى تواند مجازات ( زنا ) را از خود دفع كند كه چهار بار خدا را به شهادت طلبد كه آن مرد در این نسبتى كه به او مى دهد از دروغگویان است و در مرتبه پنجم بگوید كه غضب خدا بر او باد اگر آن مرد در این نسبت راستگو است.

در جای دیگر خداوند می فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسولَهُ لَعَنهُمُ اللَّهُ فى الدُّنْیَا وَ الاَخِرَةِ وَ أَعَدَّ لهَُمْ عَذَاباً مُّهِیناً* وَ الَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَتِ بِغَیرِ مَا اكتَسبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَناً وَ إِثْماً مُّبِیناً؛ آنها كه خدا و پیامبرش را ایذاء مى كنند خداوند آنها را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور مى سازد، و براى آنان عذاب خوار كننده اى آماده كرده است و آنها كه مردان و زنان با ایمان را به خاطر كارى كه انجام نداده اند آزار مى دهند متحمل بهتان و گناه آشكارى شده اند» (احزاب/57 و 58). در اینكه منظور از ایذاء پروردگار چیست؟ بعضى گفته اند همان كفر و الحاد است كه خدا را به خشم مى آورد، چرا كه آزار در مورد خداوند جز ایجاد خشم مفهوم دیگرى نمى تواند داشته باشد.

این احتمال نیز وجود دارد كه آزار و اذیت خداوند همان آزار و اذیت پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم و مؤمنان است، و ذكر خداوند براى اهمیت و تاكید مطلب است. و اما آزار و اذیت پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله وسلّم مفهوم وسیعى دارد و هر گونه كارى كه او را آزار دهد شامل مى شود، اعم از كفر و الحاد و مخالفت دستورات خداوند، هم چنین نسبتهاى ناروا و تهمت، و یا ایجاد مزاحمت به هنگامى كه آنها را دعوت به خانه خود مى كند، همانگونه كه در آیه 53 همین سوره آمده «ان ذلكم كان یؤذى النبى»: این كار شما پیامبر را آزار مى دهد و یا موضوعى كه در آیه 61 سوره توبه آمده كه پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم را به خاطر انعطافى كه در برابر سخنان مردم نشان مى داد به خوش باورى و ساده دلى متهم مى ساختند «و منهم الذین یؤذون النبى و یقولون هو اذن»: گروهى از آنها پیامبر را آزار مى دهند و مى گویند: او آدم خوش باورى است كه گوش به حرف هر كس مى دهد و مانند اینها. حتى از روایاتى كه در ذیل آیه وارد شده چنین استفاده مى شود كه آزار خاندان پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم مخصوصا على علیه السلام و دخترش فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز مشمول همین آیه بوده است.

در صحیح بخارى جزء پنجم چنین آمده است كه رسول خدا فرمود: «فاطمة بضعة منى فمن اغضبها اغضبنى» فاطمه پاره تن من است هر كس او را به خشم در آورد مرا به خشم در آورده است. همین حدیث در صحیح مسلم به این صورت آمده: «ان فاطمة بضعة منى یؤذینى ما آذاها»: فاطمه پاره اى از تن من است هر چه او را آزار دهد مرا مى آزارد. شبیه همین معنى در باره على علیه السلام از پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه وآله وسلّم نقل شده است. و اما لعن دراین آیه به معنى دورى از رحمت خداست، و این درست نقطه مقابل رحمت و صلوات است كه در آیه قبل آمده بود. در حقیقت لعن و طرد از رحمت آنهم از سوى خداوندى كه رحمتش گسترده و بى پایان است بدترین نوع عذاب محسوب مى شود، به خصوص كه این طرد از رحمت هم در دنیا باشد و هم در آخرت، چنانكه در آیه مورد بحث اینگونه است و شاید به همین جهت مساله لعن قبل از عذاب مهین ذكر شده و تعبیر به اعد (آماده كرده است) دلیل بر تاكید و اهمیت این عذاب است.

در آیه بعد از ایذاء مؤمنان سخن مى گوید و براى آن بعد از ایذاء خدا و پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم اهمیت فوق العاده اى قائل مى شود، مى فرماید: كسانى كه مردان و زنان با ایمان را به خاطر كارى كه انجام نداده اند آزار مى دهند، محتمل بهتان و گناه آشكارى شده اند. چرا كه مؤمن از طریق ایمان پیوندى با خدا و پیامبرش دارد، و به همین دلیل در اینجا در ردیف خدا و پیامبرش قرار گرفته. تعبیر بغیر ما اكتسبوا اشاره به این است كه آنها مرتكب گناهى نشده اند كه موجب ایذاء و آزار باشد، و از اینجا روشن مى شود كه هرگاه گناهى از آنان سر زند كه مستوجب حد و قصاص و تعزیر باشد اجراى این امور در حق آنها اشكالى ندارد و همچنین امر به معروف و نهى از منكر مشمول این سخن نیست.

مقدم داشتن بهتان بر اثم مبین به خاطر اهمیت آن است، چرا كه بهتان از بزرگترین ایذاءها محسوب مى شود و جراحت حاصل از آن حتى از جراحات نیزه و خنجر سختتر است، آن گونه كه شاعر عرب نیز گفته: «جراحات السنان لها التیام و لا یلتام ما جرح اللسان » زخمهاى نیزه التیام مى یابد اما زخم زبان التیام پذیر نیست. در روایات اسلامى نیز اهمیت فوق العاده اى به این مطلب داده شده است. در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم خداوند عز و جل مى فرماید: «لیاذن بحرب منى من آذا عبدى المؤمن !»: آنكس كه بنده مؤمن مرا بیازارد اعلان جنگ با من مى دهد!. قرآن شدیدا آنها را مورد سختترین حملات خود قرار داده و اعمال آنان را بهتان و گناه آشكار معرفى كرده است. شاهد این سخن در آیات بعد نیز خواهد آمد. در حدیث دیگر كه امام على بن موسى الرضا از جدش پیامبر نقل كرده چنین آمده است «من بهت مؤمنا او مؤمنة او قال فیه ما لیس فیه اقامه الله تعالى یوم القیامه على تل من نار حتى یخرج مما قاله فیه!؛ كسى كه مرد یا زن مسلمانى را بهتان زند یا در باره او سخنى بگوید كه در او نیست خداوند او را در قیامت روى تلى از آتش قرار مى دهد تا از عهده آنچه گفته برآید!».

 
 
 
 

تهمت و تهمت زن از نظرآیات و روایات

 
 
 
 
کتاب آشنایی با قرآن 4، صفحه 53،
تفسير نمونه ج 14 ص 386-369،
تفسير نمونه ج 17 ص 424-422
 
 
 
 
 
   
 
ادب و اخلاق > فلسفه اخلاق
 
ادب و اخلاق > رذیلت های اخلاقی
 
ادب و اخلاق > فلسفه اخلاق
 
اصول عقاید > نبوت > ادیان الهی > اسلام > قرآن > معارف در قرآن > اخلاق در قرآن
 
 
 
کتاب آشنایی با قرآن 4، صفحه 53،
تفسير نمونه ج 14 ص 386-369،
تفسير نمونه ج 17 ص 424-422
 
تهمت به همکار چطور مدیر من با تهمت پارسال من و از کار بیکار کرد

يكشنبه 10 شهريور


نظر کارشناس:
کاربرگرامی هر گونه تهمتی ازسوی هر کسی گناه است ومجازات دارد.
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور