جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
غیبت از نظر قرآن کریم
4,329
 
 
Tahoor_invitation

غیبت چنانكه از اسمش پیدا است این است كه در غیاب كسى سخنى گویند، منتهى سخنى كه عیبى از عیوب او را فاش سازد، خواه این عیب جسمانى باشد، یا اخلاقى، در اعمال او باشد یا در سخنش، و حتى در امورى كه مربوط به او است مانند لباس، خانه، همسر و فرزندان و مانند اینها. بنابراین اگر كسى صفات ظاهر و آشكار دیگرى را بیان كند غیبت نخواهد بود. مگر اینكه قصد مذمت و عیبجوئى داشته باشد كه در این صورت حرام است، مثل اینكه در مقام مذمت بگوید آن مرد نابینا، یا كوتاه قد، یا سیاهرنگ یا كوسه! به این ترتیب ذكر عیوب پنهانى به هر قصد و نیتى كه باشد غیبت و حرام است، و ذكر عیوب آشكار اگر به قصد مذمت باشد آن نیز حرام است، خواه آن را در مفهوم غیبت وارد بدانیم یا نه. اینها همه در صورتى است كه این صفات واقعا در طرف باشد، اما اگر صفتى اصلا وجود نداشته باشد داخل در عنوان تهمت خواهد بود كه گناه آن به مراتب شدیدتر و سنگین تر است. به هر حال غیبت از بزرگترین گناهان است.

خداوند در قرآن کریم می فرماید: «وَ لا یَغْتَب بَّعْضكُم بَعْضاً أَ یحِب أَحَدُكمْ أَن یَأْكلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ؛ اى كسانى كه ایمان آورده اید! از بسیارى از گمان ها بپرهیزید، چرا كه بعضى از گمان ها گناه است، و هرگز ( در كار دیگران ) تجسس نكنید، و هیچیك از شما دیگرى را غیبت نكند، آیا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ ( به یقین ) همه شما از این امر كراهت دارید، تقواى الهى پیشه كنید كه خداوند توبه پذیر و مهربان است» (حجرات/12 ).

گفته اند جمله « و لا یغتب بعضكم بعضا » در باره دو نفر از اصحاب رسول الله (ص) است كه رفیقشان سلمان را غیبت كردند، زیرا او را خدمت پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم فرستاده بودند تا غذائى براى آنها بیاورد، پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم سلمان را سراغ اسامة بن زید كه مسئول بیت المال بود فرستاد، اسامه گفت: الان چیزى ندارم، آن دو نفر از اسامه غیبت كردند و گفتند: او بخل ورزیده و درباره سلمان گفتند: اگر او را به سراغ چاه سمیحه ( چاه پر آبى بود ) بفرستیم آب آن فروكش خواهد كرد! سپس خودشان به راه افتادند تا نزد اسامه بیایند و در باره موضوع كار خود تجسس كنند، پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم فرمود من آثار خوردن گوشت در دهان شما مى بینم، عرض كردند: اى رسول خدا ما امروز مطلقا گوشت نخورده ایم! فرمود: آرى گوشت سلمان و اسامه را مى خوردید، آیه نازل شد و مسلمانان را از غیبت نهى كرد.

از آنجا كه قرآن مجید در این سوره به ساختن جامعه اسلامى بر اساس معیارهاى اخلاقى پرداخته، پس از بحث در باره وظائف مسلمانان در مورد نزاع و مخاصمه گروههاى مختلف اسلامى، به شرح قسمتى از ریشه هاى این اختلافات پرداخته تا با قطع آنها اختلافات نیز بر چیده شود و درگیرى و نزاع پایان گیرد. خداوند اشاره می کند که گمان بد سرچشمه تجسس و تجسس موجب افشاى عیوب و اسرار پنهانى، و آگاهى بر این امور سبب غیبت مى شود كه اسلام از معلول و علت همگى نهى كرده است. سپس براى اینكه قبح و زشتى این عمل را كاملا مجسم كند آن را در ضمن یك مثال گویا ریخته، مى گوید: آیا هیچ یك از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟!. به یقین همه شما از این امر كراهت دارید.

آرى آبروى برادر مسلمان همچون گوشت تن او است و ریختن این آبرو به وسیله غیبت و افشاى اسرار پنهانى همچون خوردن گوشت تن او است، و تعبیر به مرده به خاطر آن است كه غیبت در غیاب افراد صورت مى گیرد كه همچون مردگان قادر بر دفاع از خویشتن نیستند و این ناجوان مردانه ترین ستمى است كه ممكن است انسان در باره برادر خود روا دارد. آرى این تشبیه بیانگر زشتى فوق العاده غیبت و گناه عظیم آن است. سرمایه بزرگ انسان در زندگى حیثیت و آبرو و شخصیت او است، و هر چیز آن را به خطر بیندازد مانند آن است كه جان او را به خطر انداخته باشد، بلكه گاه ترور شخصیت از ترور شخص مهمتر محسوب مى شود، و اینجا است كه گاه گناه آن از قتل نفس نیز سنگین تر است. یكى از فلسفه هاى تحریم غیبت این است كه این سرمایه بزرگ بر باد نرود و حرمت اشخاص در هم نشكند و حیثیت آنها را لكه دار نسازد، و این مطلبى است كه اسلام آن را با اهمیت بسیار تلقى مى كند. نكته دیگر اینكه غیبت بد بینى مى آفریند، پیوندهاى اجتماعى را سست مى كند، سرمایه اعتماد را از بین مى برد، و پایه هاى تعاون و همكارى را متزلزل مى سازد.

 اسلام براى مساله وحدت و یكپارچگى جامعه اسلامى و انسجام و استحكام آن اهمیت فوق العاده اى قائل شده است. هر چیز این وحدت را تحكیم كند مورد علاقه اسلام است و هر چیز آن را تضعیف نماید منفور است، و غیبت یكى از عوامل مهم تضعیف است. از این ها گذشته غیبت بذر كینه و عداوت را در دلها مى پاشد، و گاه سرچشمه نزاعهاى خونین و قتل و كشتار مى گردد. خلاصه این كه اگر در اسلام غیبت به عنوان یكى از بزرگترین گناهان كبیره شمرده شده به خاطر آثار سوء فردى و اجتماعى آن است.

قرآن کریم فوق العاده شدید نهی می کند از این که فحشاء (و به تعبیر قرآن: فاحشه) یعنی زشتیهای مسلمانان، حتی زشتیهای واقعیشان پخش بشود: «ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم؛ کسانی که دوست دارند فاحشه در میان کسانی که ایمان آورده اند شیوع پیدا کند برایشان عذاب دردناکی است» (سوره نور آیه 19). خدا نکند که یک وقت کسی اطلاع پیدا کند که لغزشی در فلان شخص پیدا شده است. تازه من راستها را می گویم. دروغ که دیگر واویلاست. چرا غیبت کردن حرام است؟ برای اینکه بدبینی ایجاد می کند. در حالی که غیبت کردن همان افشاء بدی هاست یعنی بدیهای واقعی را بازگو کردن.

البته درباره غیبت اینكه قانون غیبت مانند هر قانون دیگر استثناهائى دارد، از جمله این كه گاه در مقام مشورت مثلا براى انتخاب همسر، یا شریك در كسب و كار و مانند آن كسى سؤالى از انسان مى كند، امانت در مشورت كه یك قانون مسلم اسلامى است ایجاب مى كند اگر عیوبى از طرف سراغ دارد بگوید، مبادا مسلمانى در دام بیفتد، و چنین غیبتى كه با چنین نیت انجام مى گیرد حرام نیست. همچنین در موارد دیگرى كه اهداف مهمى مانند هدف مشورت در كار باشد، یا براى احقاق حق و تظلم صورت گیرد. البته كسى كه آشكارا گناه مى كند و به اصطلاح متجاهر به فسق است از موضوع غیبت خارج است، و اگر گناه او را پشت سر او بازگو كنند ایرادى ندارد، ولى باید توجه داشت این حكم مخصوص گناهى است كه نسبت به آن متجاهر است.

این نكته نیز قابل توجه است كه نه تنها غیبت كردن حرام است، گوش به غیبت دادن و در مجلس غیبت حضور یافتن آن نیز جزء محرمات است، بلكه طبق پاره اى از روایات بر مسلمانان واجب است كه رد غیبت كنند، یعنى در برابر غیبت به دفاع برخیزند، و از برادر مسلمانى كه حیثیتش به خطر افتاده دفاع كنند، و چه زیبا است جامعه اى كه این اصول اخلاقى در آن دقیقا اجرا شود.

 
 
 
 

توجه اسلام به جو سالم جامعه

غیبت و اثرات آن از نظر روایات

راه درمان گناه غیبت از نظر آیات و روایات

 
 
 
 
عدل الهی، صفحه 274 ،
فلسفه اخلاق، صفحه 28 و 29،
تفسیر نمونه، ج 22، ص 194-188
 
 
 
 
 
   
 
ادب و اخلاق > رذیلت های اخلاقی > غیبت
 
اصول عقاید > نبوت > ادیان الهی > اسلام > قرآن > معارف در قرآن > اخلاق در قرآن
 
 
 
 
 
عدل الهی، صفحه 274 ،
فلسفه اخلاق، صفحه 28 و 29،
تفسیر نمونه، ج 22، ص 194-188
 
ba salam aya taarif va sokhane niko va bayane sefate khobe shakhsi dar ghiyabe shakhs ghaibat mahsob mishavad?

سه شنبه 15 اسفند
SAGHARKOUHI

نظر کارشناس:
کاربر گرامی با سلام غیبت بیشتر بازگو کردن عیب ها وبدی ها ی فردی است که غایب است وگرنه بازگو کردن خوبی ها مانعی ندارد وغیبت محسوب نمی شود.البته ممکن است کسی بگوید من راضی نیستم که حتا خوبی هایم راکسی در غیابم بگوید ولی اشکالی ندارد چون اهانتی به او نشده وعیب جویبی محسوب نمی شود. موفق باشید .
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور