جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
علل و انگیزه های طلاق
18,229
 
 
Tahoor_invitation

طلاق مانند هر پديده ديگرى اجتماعى داراى ريشه‏هاى مختلفى است كه بدون بررسى دقيق و مقابله با آن جلوگيرى از بروز چنين حادثه‏اى مشكل است، و لذا قبل از هر چيز بايد به سراغ عوامل طلاق برويم و ريشه‏هاى آن را در جامعه بخشكانيم، اين عوامل بسيار زياد است كه امور زير از مهمترين آنها است:

الف- توقعات نامحدود زن يا مرد يكى از مهمترين عوامل جدايى است، و اگر هر كدام دامنه توقع خويش را محدود سازند، و از عالم رؤياها و پندارها بيرون آيند، و طرف مقابل خود را به خوبى درك كنند، و در حدودى كه ممكن است توقع داشته باشند، جلوى بسيارى از طلاقها گرفته خواهد شد.


ب- حاكم شدن روح تجمل‏پرستى و اسراف و تبذير بر خانواده‏ها عامل مهم ديگرى است كه مخصوصا زنان را در يك حالت نارضايى دائم نگه مى‏دارد، و با انواع بهانه‏گيريها راه طلاق و جدايى را صاف مى‏كند.


ج- دخالتهاى بيجاى اقوام و بستگان و آشنايان در زندگى خصوصى دو همسر، و مخصوصا در اختلافات آنها، عامل مهم ديگرى محسوب مى‏شود. تجربه نشان داده است كه اگر هنگام بروز اختلافات در ميان دو همسر آنها را به حال خود رها كنند و با جانبدارى از اين يا از آن دامن به آتش اين اختلاف نزنند چيزى نمى‏گذرد كه خاموش مى‏شود، ولى دخالت كسان دو طرف كه غالبا با تعصب و محبتهاى ناروا همراه است كار را روز به روز مشكلتر و پيچيده‏تر مى‏سازد. البته اين به آن معنا نيست كه نزديكان هميشه خود را از اين اختلافات دور دارند، بلكه منظور اين است كه آنها را در اختلافات جزئى به حال خود رها كنند، ولى هر گاه اختلاف به صورت كلى و ريشه‏دار درآمد با توجه به مصلحت طرفين، و اجتناب و پرهيز از هر گونه موضع‏گيرى يك جانبه و تعصب‏آميز دخالت كنند، و مقدمات صلحشان را فراهم سازند.


د- بى‏اعتنايى زن و مرد به خواست يكديگر، مخصوصا آنچه به مسائل عاطفى و جنسى برمى‏گردد، مثلا هر مردى انتظار دارد كه همسرش پاكيزه و جذاب باشد، همچنين هر زن نيز چنين انتظارى از شوهرش دارد، ولى اين از امورى است كه غالبا حاضر به اظهار آن نيستند، اينجا است كه بى‏اعتنايى طرف‏ مقابل و نرسيدن به وضع ظاهر خويش و ترك تزيين لازم، و ژوليده و كثيف بودن، همسر او را از ادامه چنين ازدواجى سير مى‏كند، مخصوصا اگر در محيط زندگانى آنها افرادى باشند كه اين امور را رعايت كنند و آنها بى‏اعتنا از كنار اين مساله بگذرند. به همین جهت در روايات اسلامى اهميت زيادى به اين معنى داده شده، چنان كه در حديثى از امام صادق ع مى‏خوانيم:«لا ينبغى للمرأة ان تعطل نفسها»:" سزاوار نيست كه زن خود را بدون زينت و آرايش براى شوهرش بماند « مكارم الاخلاق، صفحه 107 و 91» و در حديث ديگرى از امام صادق (ع) آمده است كه فرمود:« و لقد خرجن نساء من العفاف الى الفجور ما اخرجهن الا قلة تهيئة ازواجهن!»: زنانى از جاده عفت خارج شدند و علتى جز اين نداشت كه مردان آنها به خودشان نمى‏رسيدند" «مكارم الاخلاق، صفحه 107 و 91»!


ه- عدم تناسب فرهنگ خانوادگى و روحيات زن و مرد با يكديگر نيز يكى از عوامل مهم طلاق است، و اين مساله‏اى است كه بايد قبل از اختيار همسر دقيقا مورد توجه قرار گيرد كه آن دو علاوه بر اينكه" كفو شرعى" يعنى مسلمان باشند،" كفو فرعى" نيز باشند، يعنى تنها تناسبهاى لازم از جهات مختلف در ميان آن دو رعايت شود، در غير اين صورت بايد از بهم خوردن چنين ازدواجهايى تعجب نكرد. علاوه بر عوامل فوق می توان علل زیر را نیز به عنوان علل و عوامل طلاق در جوامع مطرح نمود: در جوامع سنتي، علل طلاق عبارت بودند از :مسائل ومشكلات مالي ،اعتياد ،وجود همسر جديد خشونت و بد رفتاري مردان (و عدم تحمل خشونت مثل گذشته توسط زنان )،

 

دخالت هاي ديگران ولی در در جوامع صنعتي امروزی علل و عوامل طلاق عبارتند از:


1- عدم تعلق خاطر زن ومرد به همديگر. در اينحالت زن و مرد احساس مي كنند ديگر از نظر عاطفي و روحي نمي توانند به همسر خود كمكي كنند يا كمكي بگيرند .


2- افزايش آگاهي زنان از حقوق خود.


3-اختلاف سليقه بين زوجين .


4- عدم تحمل خشونت مثل گذشته توسط زنان


5- به هم ريختگي و نابساماني روابط خانوادگي و عدم انسجام خانواده (قبلا افراد با فاميل ،همسايه ويا با هم طايفه يا با هم محله خود ازدواج مي كردند و ازدواج با تمهيدات خاص و تحت نظارت خانواده بود ولي اكنون افراد تابع خانواده نيستند و فردگرائي توسعه يافته است و اين امر يكي از علل افزايش طلاق است ). .


6-عامل اقتصادي(الف . زن و مرد خواهان استقلال مالي اند و در نتيجه در اين حالت همكاري و هماهنگي بين آنها كم مي شود.ب- استقلال مالي زنان باعث عدم اتكاي آنان به شوهرانشان مي شود ، خشونت تاريخي مردان عليه زنان و عدم تحمل خشونت توسط زنان مثل گذشته و در نتيجه طلاق . ج- مشكلات اقتصادي ، تورم ، چندشغلي بودن افراد ، دور از هم بودن =عدم ارضاي نيازهاي عاطفي همديگر = عدم تعلق خاطر و در نتيجه طلاق)


7- بالا رفتن سطح سواد و آگاهي زنان و عدم تحمل و زير بار زور نرفتن وافزايش درخواست طلاق توسط اين دسته از زنان.

 
8- نگاه مرد سالارانه جامعه نسبت به زنان ودختران مثل قوانين كشور(مردهر وقت بخواهد مي تواند زنش را طلاق بدهد)


9- رواج دوستيهاي به اصطلاح خياباني (عدم شناخت كافي از جنس مخالف . زيرا دوستيها سطحي است و دو طرف خيلي از مسائل را با هم مطرح نمي كنند.)
10- عدم همساني در ازدواج (هم كفو نبودن ):بخصوص در زمينه هاي (اقتصادي .تحصيلي . سني . فرهنگي و مذهبي ، شغلي ، هوشي -رواني ، نژادي، محل سكونت (شهري يا روستائي بودن ) ، زبان هر چه از لحاظ موارد فوق تشابه بيشتر باشد .طلاق كمتر صورت مي گيرد. عدم تشابه طبقاتي (زيرا كه امكانات اجتماعي متفاوت معمولا” ديدگاههاي مختلفي را بوجود مي آورد .

 
11- تشريفات ازدواج ، سنت هاي افراطي و تفريطي


12- فقدان سيستم هاي حمايت اجتماعي مثل وجود اعضاء خانواده آگاه .


۱۳- نبود سيستم مشاوره مناسب (فقدان افراد متخصص در رشته مشاوره خانواده ). فقدان دوستان آگاه و دلسوز .


۱۴- بيماري رواني شديد يكي از زوجين مثل وسواس . سوء ظن عدم تشابه طبقاتي (زيرا كه امكانات اجتماعي متفاوت معمولا" ديدگاههاي مختلفي را بوجود مي آورد .


15- برطرف نشدن نياز جنسي زوجين(كه ممكن است باعث اعتياد، روابط جنسی خارج از سيستم خانواده ، مشكلات جسمي و رواني زوجين . ودر نهايت منجر به طلاق شود )


16- كاهش قباحت طلاق در بين افكار عمومي


17- فحشاء و روابط جنسي خارج از سيستم خانواده


18- بي خانماني و فقر


19-عدم شناخت كافي از همديگر در قبل از ازدواج .


20- نبود آموزش هاي مناسب قبل از ازدواج.


21-عدم مشورت با والدين و استفاده نكردن از تجارب آنها


22- ازدواج هاي اجباري (ازدواج (فروش) دختران به افراد مسن پولدار)


23-ازدواج هاي مصلحتي . (در بین كساني كه قبل از ازدواج رسمي، رابطه داشته اند )


۲۴- بالا رفتن سطح توقعات افراد( در اثر ادامه تحصيل ، يك شبه پول دار شدن ، ارتقاء موقعيت اجتماعي )


25-عدم درك تفاوت هاي همديگر توسط زوجين


26-عدم وجود بلوغ فكري


27- نبود روحيه از خود گذشتگي و ايثار در بين زوجين مطلقه.


28-احساس رقابت با همديگر تا رفاقت در بين زوجين مطلقه.


29- نبود آموزش هاي مناسب قبل از ازدواج


30-عدم مشورت با والدين و استفاده نكردن از تجارب آنها


31- زياده خواهي و توقعات نابجا


32- ضعف اعتقادات مذهبي (خشونت عليه زنان . عدم صبر و تحمل )


۳۳- عدم تلاش براي اصلاح امور


34- عدم درك متقابل . ( مثلا مرد توان مالي خريد كالاهائي يا انجام كارهائي را ندارد ولي زن بطور مداوم درخواست انجام آن كارها را ميكند و اين امر در دراز مدت باعث طلاق مي شود ).

 
 
 
 

علت حرام نبودن طلاق در دین اسلام

طلاق، عواقب و پیامدها

 
 
 
 
تفسير نمونه، ج‏24، ص: 229 تفسير نمونه، ج‏24، ص: 228
 
 
 
 
 
   
 
احکام فقهی > احکام خانواده > طلاق
 
 
 
 
تفسير نمونه، ج‏24، ص: 229 تفسير نمونه، ج‏24، ص: 228
 
ممنون .استفاده کردیم

يكشنبه 01 ارديبهشت
مسعودی
 
ممنون از نکات خوب شما

چهارشنبه 28 فروردين
محمد
 
خیلی خوب بود توی پروژه آمار خیلی کمکمون کرد

شنبه 26 اسفند
بروبچ
 
خیلی ممنون عالی بود و استفاده کردیم . لطفا نظم و ترتیب و تقدم و تا خر مطالب را بیشتر کنید.

شنبه 27 آبان
آرشیا صحافی
 
ازدواج زود رس نیز یکی از عوامل طلاق محسوب می شه که به نوبه خودش می تونه ازدواجهای بعدی فرد رو هم تحت تاثیر قرار بده

يكشنبه 13 شهريور
بهرامی
 
خوببببببببببب

سه شنبه 05 بهمن
نبی
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور