جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
فلسفه مجازات زنا از نظر اسلام
6,726
 
 
Tahoor_invitation

فلسفه مجازات زنا چیست؟ غالبا شما اگر كتابهایی را كه در این زمینه ها بحث كرده اند بخوانید می بینید اینطور اظهار نظر می كنند كه علت مجازات زنا به اصطلاح آنها " مرد سالاری " است. در دوره هایی كه مرد حاكم بر خانواده بوده به معنای اینكه مرد مالك خانواده بوده و زن حقی نداشته و یك وسیله ای در دست مرد بوده برای بهره برداری او، و مرد خودش را مالك زن می دانسته است وقتی كه زن زنا می كرده است، از نظر مرد اینطور بوده كه زن یك چیزی را كه تعلق به او داشته، در اختیار دیگری قرار داده، و از این جهت مجازات زنا بر قرار شده است. معلوم است كه از نظر قانون اسلام این یك حرف بی اساسی است.

در اسلام مجازات زنا منحصرا برای زن نیست، هم مرد باید مجازات شود و هم زن («الزانیه و الزانی فاجلدوا كل واحد منهما مأئه جلده و لا تأخذكم بهما رأفه فی دین الله ان كنتم تؤمنون بالله و الیوم الاخر و لیشهد عذابهما طایفه من المؤمنین؛ هر یك از زن و مرد زناكار را صد تازیانه بزنید و نباید رأفت (و محبت كاذب) نسبت به آن دو شما را از اجراى حكم الهى مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید! و باید گروهى از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده كنند!» نور/ 2 ) تصریح می كند هم مرد زناكار و هم زن زناكار هر دو باید مجازات شوند. اگر اینطور می بود كه مرد هیچ محدودیت و ممنوعیتی نداشت و تنها زن بود كه از زنا ممنوع بود كه شاید چنین مقرراتی در بعضی جاهای دنیا بوده كه فقط زن حق زنا كردن نداشته است ولی مرد حق زنا كردن داشته در این صورت می شد این حرف را گفت كه فلسفه مجازات زنا " مرد سالاری " است. اما در اسلام هم مرد ممنوع است از زنا كردن و هم زن و معنایش این است كه مرد كامیابی جنسی خودش را تنها و تنها در محدوده ازدواج می تواند انجام دهد، و ازدواج یعنی قبول كردن یك سلسله تعهدات و مسؤولیتها، و زن هم كامیابی جنسی خودش را تنها و تنها در محدوده ازدواج می تواند انجام دهد مقرون به قبول یك سلسله تعهدها و مسؤولیتها. پس مرد حق ندارد بدون اینكه مسأله ازدواج در میان باشد آزادانه به اصطلاح امروز غریزه جنسی اش را اشباع كند همچنانكه زن چنین حقی را ندارد. بنابراین مسأله حرمت زنا به زن اختصاص ندارد، در مورد هر دو تعمیم دارد. در این آیه سه مطلب بیان شده است:

اول اینكه زناكار، اعم از مرد و زن، باید مجازات شود و مجازاتش را هم قرآن تعیین كرده است: " صد تازیانه ". صد تازیانه باید به مرد زناكار زده شود و صد تازیانه به زن زنا كار.

مطلب دوم: به مؤمنین آگاهی می دهد كه در مورد این مجازات مبادا تحت تأثیر عواطفتان قرار بگیرید، مبادا دلتان رحم بیاید و بگویید با خوردن صد تازیانه دردش می آید پس یك مقدار از آن را اجرا نكنیم، كه اینجا جای رحم نیست. می گوید مبادا در اینجا عواطفتان به هیجان بیاید و سبب شود كه عملا تسامحی در اجرای این حد قائل شوید و به اصطلاح امروز یك وقت فكر نكنید این عمل، " غیر انسانی " است، نه، " انسانی " است.

مطلب سوم: این مجازات را در خفا انجام ندهید چون این مجازات برای این است كه دیگران عبرت بگیرند. حتما یك جمعی از مؤمنین باید در موقع اجرای این مجازات حاضر و ناظر باشند و ببینند. مقصود این است كه وقتی این حكم اجرا می شود باید به گونه ای اجرا شود كه همه مردم آگاه شوند كه فلان مرد یا زن زناكار این حد درباره اش اجرا شد، نه اینكه مخفیانه اجرا شود، باید علنی اجرا شود.

در عرف امروز اروپا زن و مرد فقط در وقتی كه به تعبیر اسلام " محصن " و یا" محصنه " باشند از زنا كردن ممنوعند، یعنی یك مرد زن دار و یك زن شوهردار حق ندارند زنا كنند، اما برای مردی كه زن ندارد یا زنی كه شوهر ندارد هیچ منعی نیست كه زنا كند و طبعا مرد بی زن حق ندارد با زن شوهردار زنا كند و زن بی شوهر هم حق ندارد با مرد زن دار زنا كند، ولی مرد بی زن و زن بی شوهر هیچ گونه ممنوعیتی ندارند. حال چرا اینطور می گویند؟ آنها اینطور فكر می كنند كه فلسفه حرمت زنای مرد زن دار این است كه با این كار به زنش خیانت كرده و حق او را از بین برده، و فلسفه حرمت زنای زن شوهردار هم این است كه حق شوهرش را از بین برده، پس مردی كه زن ندارد تعهدی در برابر كسی ندارد و زنی هم كه شوهر ندارد تعهدی در برابر كسی ندارد، پس برای آنها اشكالی نیست. ولی از نظر اسلام در اینجا دو مسأله مطرح است: یك مسأله اینكه برای هیچ مرد و زنی در خارج از تشكیل عائله حق كامیابی جنسی نیست، چه مرد زن داشته باشد و یا نداشته باشد، و چه زن شوهر داشته باشد یا نداشته باشد. اسلام برای " عائله " آن اهمیت فوق العاده را قائل است كه در خارج از كانون خانوادگی، ارضای كامیابی جنسی را ممنوع می داند و تنها محیط خانوادگی را جای ارضای كامیابی جنسی می داند، در محیط خارج از كانون خانوادگی به هیچ شكل اجازه نمی دهد كه مرد و زنی از یكدیگر استمتاع كنند. مسأله دوم، مسأله مجازات مرد زن دار و زن شوهردار است كه اسلام دو مجازات قائل است و مجازاتش شدت پیدا می كند. یك مجازات كلی قائل است كه همان صد تا زیانه است و دیگری " رجم " است: سنگساری.

یكی از چیزهایی كه پایه خانوادگی و محیط خانوادگی را محكم می كند، همین مسأله است و علت اینكه پایه كانون خانوادگی در دنیای اروپا سست و متزلزل است همین است و امروز هم در جامعه ما به هر نسبت كه از فرنگیها پیروی كنیم كانون خانوادگی را متزلزل كرده ایم. وقتی كه جامعه ما به دستور اسلام واقعا عمل می كرد، یعنی پسرها واقعا قبل از ازدواج، با زنی و دختری در تماس نبودند و به اصطلاح فرنگیهای امروز یك گرل فرند (girl friend) (رفیق دختر) نداشتند و دخترها هم همین طور، ازدواج برای یك پسر یا دختر یك آرزو بود. یك پسر به سن پانزده سالگی كه می رسید، احساس طبیعی نیاز به همسر در او پیدا می شد، یك دختر هم همین طور، و این طبیعی است كه آرزوی یك پسر این بود كه زن بگیرد چون به وسیله ازدواج از محدودیت و ممنوعیت استفاده از زن خارج می شد و به مرز آزادی استفاده از زن می رسید. آن وقت شب زفاف كم از صبح پادشاهی نبود چون روی خاصیت روانی، اولین موجودی كه این پسر را به این حظ و بهره رسانده یعنی از محدودیت به آزادی رسانده همسرش بوده، و برای دختر هم این پسر اولین كسی بوده كه او را از محدودیت به آزادی رسانده است. این بود كه پسر و دخترهایی كه اصلا همدیگر را ندیده بودند و ازدواج كرده بودند، آنچنان با یكدیگر الفت می گرفتند كه وضع عجیبی بود. اما سیستم فرنگی به پسر اجازه می دهد كه تا زمانی كه زن نگرفته روابط جنسی اش آزاد باشد و به دختر هم اجازه می دهد تا شوهرنكرده روابط جنسی اش آزاد باشد. نتیجه این است كه برای یك پسر، ازدواج محدودیت است و برای یك دختر هم ازدواج محدودیت است. قبل از ازدواج، آزادی داشته با هر كسی رابطه داشته باشد، حال كه می خواهد ازدواج كند به یك نفر محدود می شود. این است كه یك پسر وقتی زنی را می خواهد بگیرد، می گوید: " من از امروز یك زندانبان برای خودم درست كردم ". یك دختر هم شوهرش برایش زندانبان می شود، یعنی از آزادی به محدودیت می آیند.

ازدواج در سیستم فرنگی یعنی آزاد را محدود كردن، از آزادی به محدودیت آمدن، و ازدواج در سیستم اسلامی یعنی از محدودیت به آزادی آمدن. ازدواجی كه پایه و خاصیت روانی اش از محدودیت به آزادی آمدن است به دنبال خود استحكام می آورد و آن كه پایه اش از آزادی به محدودیت آمدن است اولا خودش استحكام ندارد، یعنی زود منجر به طلاق می شود، و ثانیا آن پسری كه به تعبیر خود فرنگیها دهها و گاهی صدها دختر را " تجربه " كرده و آن دختری كه دهها و صدها پسر را تجربه كرده است مگر حالا با یكی پابند می شود؟ مگر می شود پا بندش كرد؟ این است كه در اسلام علت اینكه زنا تحریم شده است فقط این نیست كه این، حق آن مرد است و آن، حق این زن، پس مردی كه ازدواج نكرده تعهدی در مقابل زنی ندارد و زنی هم كه ازدواج نكرده تعهدی در مقابل مردی ندارد پس هیچ مانعی برای این كار نیست، یك مردی كه تا آخر عمرش نمی خواهد ازدواج كند او مطلق العنان باشد و یك زنی هم كه تا آخر عمرش نمی خواهد ازدواج كند او هم مطلق العنان باشد. اسلام می گوید ابدا چنین چیزی نیست، یا باید محرومیت را به صورت مطلق قبول كنی، یا ازدواج رابپذیری و به تعهدها و مسؤولیتهای ازدواج پایبند شوی. این است كه اسلام به طور شدید می گوید زنا مجازات دارد و زنایی كه فقط جنبه زنا دارد و دیگر در آن پایمال كردن حق یك زن و پایمال كردن حق یك شوهر نیست تازیانه دارد. اسلام درباره مردی كه در عین اینكه زن دارد و طبعا تحت فشار غریزه جنسی نیست و زنی كه شوهر دارد و طبعا تحت فشار غریزه نیست و روی هوسبازی زنا می كنند به رجم و سنگسار كردن فرمان می دهد. ببینید تا چه حد اسلام برای این مسائل اهمیت قائل است! دنیای فرنگ ابتدا در این حد می گفت كه زنا در غیر مورد مرد زن دار و زن شوهردار جرم نیست.

راسل می گوید مگر اینكه یك جراحتی وارد كند، اگر جراحتی وارد نكند عیب و اشكالی ندارد. كم كم به اینجا رسیدند كه برتراند راسل صریحا می گوید برای یك زن شوهردار و مرد زن دار هم هیچ مانعی نیست، چه اشكالی دارد كه یك زن شوهردار هم رفیق داشته باشد و عشقش در جایی باشد، هم همسر داشته باشد و هم معشوق؟ عشقش را با او انجام دهد و بچه را در خانه این بیاورد، ولی تعهد بسپارد وقتی با معشوقش عشقبازی می كند از وسائل جلوگیری از بچه دار شدن استفاده كند. مگر خود راسل این حرف را باور كند! والا هیچ آدم عاقلی باور نمی كند كه زنی مردی را دوست داشته باشد، عشقش با یك مرد باشد ولی همسر یك شوهر باشد و فقط متعهد شده باشد كه برای شوهر خود بچه بیاورد. هر زنی دلش می خواهد كه بچه ای كه می زاید و بچه ای كه جلوی چشمش است یادگار آن آدمی باشد كه او را دوست دارد، نه یادگار آدمی كه از او تنفر دارد. آنوقت چه تضمینی هست كه از مردی كه او را دوست دارد آبستن نشود و بچه را به ریش شوهرش نبندد؟!

قرآن مثل اینكه عنایت به این جهت دارد در آیه 1 سوره نور می گوید: «انزلناها و فرضناها؛ (این) سوره اى است كه آن را فرو فرستادیم، و (عمل به آن را) واجب نمودیم». ما اینها را حتم كرده ایم، اینها از قوانین تغییر ناپذیر است، مقتضیات زمان اینها را تغییر نمی دهد و نمی تواند تغییر دهد، اینها جزء اصول زندگی بشر است و تغییر ناپذیر. در اینجا خوب است گفته شود به حكم «الجاهل اما مفرط او مفرط ؛ جاهل یا زیاده روی می کند و یا کم کاری، با این عبارت: «لا یری الجاهل الا مفرطا او مفرطا، همیشه حاهل یا افراط گر و یا تفریط کننده است» (نهج البلاغه/ حكمت 70 ).

دنیای اروپا تا قبل از این دو سه قرن اخیر كه قانون حاكم بر آن، قانون كلیسا بود، در یك حد افراطی در محدود كردن روابط جنسی كوشش می كرد و به اسلام در یك سلسله مسائل ایراد می گرفت. اساسا در قانون كلیسا، ارتباط جنسی مطلقا ولو با زن شرعی یك كار پلید بود. از نظر آنها زن ذاتا موجودی پلید بود و عمل مقاربت ولو با زن شرعی عمل كثیفی بود ولهذا افراد مقدس و پاك و منزه، افرادی كه شایستگی داشتند به مقامات عالی روحانی برسند، كسانی بودند كه در همه عمر زنی را لمس نكرده و با زنی نزدیكی نكرده بودند. پاپ از میان افرادی انتخاب می شد و اكنون هم چنین است كه تمام عمر را مجرد بسر برده بودند، و اصلا نفس " تجرد " مقدس بود. می گفتند افرادی استعداد دارند این عمل مقدس را انجام دهند كه در تمام عمر با هیچ زنی تماس نداشته باشند. این افراد كم هستند. همینها هستند كه بعدا كشیش و كاردینال می شوند و بعضی به حد پاپ (شدن) می رسند. می گفتند: اما اكثر مردم كه نمی توانند مجرد باشند اگر ما به اكثر مردم بگوییم مجرد زندگی كنند اینها مرتكب عمل زنا می شوند كه پلیدتر است و بیشتر عمل جنسی انجام می دهند. بنابراین از باب " دفع افسد به فاسد " ازدواج را اجازه می دادند. اسلام برعكس، تجرد و عزوبت را پلید می داند و گفته است " زمین آدم عزب را لعنت می كند كه بر آن بول كند " (نظیر این تعبیر در روایات درباره " أغلف " یعنی مرد ختنه نكرده وارد شده است «بحار، ج 104، ص 126») و ازدواج را مقدس می شمارد. اسلام نمی خواهد زنا انجام شود، ولی اینكه نمی خواهد زنا شود، از راه شاهد و مجازات نیست، بلكه راههای دیگری تعبیه كرده است. اگر به راههای تربیت فردی و مقررات اجتماعی (اسلام) عمل شود، زنا واقع نمی شود، نه اینكه زنا كه واقع شد مجازات می كنند و از راه مجازات جلوی زنا را می گیرند. بله، مجازات هم قائل شده است، آنهایی كه این تربیت در ایشان اثر نمی بخشد بدانند كه راه تازیانه خوردن و در مواردی راه كشته شدن آنها و گاهی كشته شدن از طریق سنگسار، باز است.

نوع برخورد اسلام با مساله زنا
اسلام برای زنا مجازات شدید قائل است ولی در عین حال دیدید که اسلام روی مجازات، زیاد تکیه نکرده است و لهذا طریق ثابت شدن را خیلی دشوار و مشکل قرار داده و نخواسته که افراد بروند تجسس کنند و ببینند چه کسی زنا می کند و چه کسی زنا نمی کند. این کار را اسلام زشت می داند. البته اگر زنا ثابت شد مجازات شدید برایش قائل شده است، اما نمی خواهد جلوی زنا را از راه مجازات بگیرد و نمی خواهد مردم را تشویق به تجسس و تحقیق کند و اساسا اسلام با تجسس و تحقیق از گناه، مطلقا مخالف است، با جاسوسی کردن برای کشف گناهان مردم مخالف است («و لا تجسسوا؛ تجسس نکنید» (حجرات/12).

 
 
 
 

تدابیر اسلام برای جلوگیری از اعمال خلاف عفت عمومی مانند زنا

فلسفه تحریم زنا در اسلام

 
 
 
 
کتاب آشنایی با قرآن 4، صفحه 20-10 و 71 و 70
 
 
 
 
 
   
 
ادب و اخلاق > رذیلت های اخلاقی
 
احکام فقهی > احکام اجتماعی
 
فرهنگ و علوم انسانی > تعلیم و تربیت
 
اصول عقاید > نبوت > ادیان الهی > اسلام > قرآن > معارف در قرآن > اخلاق در قرآن
 
 
 
 
کتاب آشنایی با قرآن 4، صفحه 20-10 و 71 و 70
 
agar khanomi shohar dar khianat karde bashad va alan khaili pashimoon bashad tobeh karde bashe aya in tobeh ghabool khodavand hast?aya baz in zan bayad mojazate shavad ba tavajoh be inke khaili pashimoone

پنجشنبه 18 آبان
ghazal

نظر کارشناس:
کاربر گرامی خداوند مهربان وتوبه پذیر توبه هر فردی را می پذیرد ونیازی به باز گو کردن کاری که کرده نیست . پشیمانی واقعی از شرایط اصلی توبه است و باید تلاش کند که دیگر گناهی را مرتکب نشود واگر شد سریعا توبه کند .ان شا الله موفق باشید .
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور