جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
موت اختیاری
995
 
 
Tahoor_invitation

بحث موت اختیاری بیشر در بین صوفیه و عرفا مطرح است. مقصود صوفیه از مرگ اختیاری، مخالفت با نفس اماره و مطیع ساختن و مهار کردن آن است که اساسی ترین وظیفه سالک به شمار می رود. گسستن زنجیر تعلقات و میراندن هواهای نفسانی و رهایی از چنبره لذات و شهوات و رستن از منیتها و خودخواهیها به موت ارادی یا مرگ اختیاری تعبیر شده است. این مرگ مخصوص سالکان راه خداست که آگاهانه آن را بر می گزینند و بارها میمیرند و زنده می شوند و تبدیل صفات پیدا می کنند و تولدهای مکرر می یابند تا پالوده شوند و به ساحت قرب الهی و حریم وصال راه یابند.آنها طبق حدیث «موتوا قبل ان تموتوا» : بمیرید قبل از آنکه بمیرانندتان. می گویند:پس از آنکه مشخص شد موت نفس، استیفای نفس است و انتقالش از نشئه ناسوت به نشئه بالاتر (برزخ و قیامت)، طبعاً اینکه می¬فرماید: «بمیرید»، خطاب به نفس انسان و خود و من اوست نه خطاب به پیکرش.


پس این حدیث دعوت می کند از نفوس به ارجاع به حق از طریق طی منازل و کسب تقرب به خواست و اراده خودشان و گرنه، انسان (نفس=من) «کادحٌ الی ربک، انشقاق ، 6»: (ای انسان مسلما تو با تلاش و رنج فراوان به سوی پروردگارت می روی). است و دیر یا زود خداوند انسان را نشئه بالاتر خواهد برد.و در مورد بیت معروف مولوی : «از جمادی مردم و نامی شدم » می گویند: یعنی موت انتقال از نشئه پایین به نشئه بالاتر است. در مورد لفظ «موتوا » می گویند :«بمیرید» یعنی ریشه¬های استقرارتان در دنیا را قطع و یا خشک کنید تا بتوانید به عالم علوی منتقل شوید. چون «اخلاد فی الارض »: مخلدین در زمین (اعراف/176) در تضاد با موت است (خلود=چسبیدن چهار چنگولی). البته بدیهی است که منظور از دنیا، آن دنیای خیالی است که خود برای خود ساخته ایم و خود را در آن دنیا مرکز عالم تصور می¬کنیم و انتظار پرستش از همه برای خودمان را داریم و می¬خواهیم همه به نفع ماباشند و برای ما باشند. به ما بیاندیشند و پیرو هواهای بی پایان ما باشند.«بمیرید» یعنی «موت اختیاری» کنید. موت اختیاری همان تجرد نفس است.

 

ولی معنی که حقیر استفاده می کنم تا برایم جنبه عملی داشته باشد اینکه: ما امر شده ایم به پرداختن به خودمان و به اینکه هوای خودمان را داشته باشیم (یا ایها الذین امنوا علیکم انفسکم/ مائده/105): ای کسانی که ایمان آرده ید مراقی خود باشید. یعنی اسباب تشتت خاطر و پراکندگی خودتان را بکشید (بمیرانید) تا در خود جمع شوید. تا انسان خودش نباشد، سیر او معنی ندارد. علیکم انفسکم زمانی تحقق می یابد که مسیر سیر انسان خودش باشد. بعبارت دیگر با قطع علایق دنیوی (و نه انهدام دنیا) موجبات وحدت موجودیت خود و سازمان یابی و نظم خود را فراهم سازیم و این قطع علایق همان میراندن این امور مجازی است. البته باز متوجه هستیم که انفسکم همان«ان النفس لامارة بالسوء، یوسف ،53»: (بدرستی که نفس به سوی بدیها دعوت می کند) نیست. انسان به خودی خوانتخاب فیشد و عاری از هرگونه تعلمات عجیب وغریب و بدعت آلود، خداجو و حق گرا است. اگر در خود راه بپیماید به خدا می رسد (و ان الی ربک المنتهی، نجم ، 42): (پایان راه تو به سوی خداست).


در احادیث آمده «العبودیه جوهرة کنهها الربوبیه!»:عبودیت گوهری است که ظاهرش عبودیت است و کنه و نهایت و باطنش ،ربوبیت است.سهروردی از موت اختیاری به موت اصغر تعبیر می کند و مقصود او از موت اصغر رها شدن روح است از بدن در حالت خلسه و انجذاب به اصطلاح حال تخلیه ، تخلیه روح . تخلیه بدن از روح ، خواب یا موت اختیاری ، در برابر موت اکبر که همان مرگ و جدایی نهایی روح از بدن است.

 
 
 
 

علت مثال زدن قرآن

موت اختیاری اصحاب امام حسین (ع)

 
 
 
 
تجلی تاریخ ایران ،عبدالرفیع حقیقت ( رفیع )، ص 92 ،روضات الجنان ، 1/53
 
 
 
 
 
   
 
اصول عقاید > نبوت > ادیان الهی > اسلام > قرآن > معارف در قرآن > فرهنگ و علوم در قرآن
 
فرهنگ و علوم انسانی > عرفان
 
 
 
 
 
تجلی تاریخ ایران ،عبدالرفیع حقیقت ( رفیع )، ص 92 ،روضات الجنان ، 1/53
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور