جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
تعاون همگانى در اسلام
2,489
 
 
Tahoor_invitation

مسلمین باید نسبت به یکدیگر ولایت داشته‏ باشند یا ولاء یکدیگر را داشته باشند مقصود این است که روحهاشان به یکدیگر نزدیک‏ باشد و روابط اجتماعیشان با یکدیگر روابط نزدیک باشد و به همین جهت مثلا این‏ که یک کسی اعانت بکند دیگری را، کمک بدهد به دیگری، خودش یک‏ ارتباطی است، یک اتصالی است، یک پیوند است، نوعی ولایت است که‏ در قرآن " ولاء " نامیده می‏شود یعنی یکدیگر را کمک بدهید. ولاء یکدیگر را داشته باشید یعنی تعاون در میان شما حکم فرما باشد.

پیغمبر اکرم (ص) می فرماید: «مثل المؤمنین فی‏ تواددهم و تراحمهم و تعاطفهم مثل الجسد اذا اشتکی منه عضو تداعی له سایر الجسد بالسهر و الحمی؛ یعنی مثل اهل ایمان مثل یک پیکر است. آنها به منزله اجزاء یک‏ پیکرند که اگر عضوی به درد آید سایر عضوها با تب و بیداری با او همدردی‏ می‏کنند». هر وقت مسلمانان به این شکل در آمدند که حکم اعضای یک پیکر را پیدا کردند یعنی روابطشان و نزدیکیشان با یکدیگر و اشتراکشان در سرنوشت‏ یکدیگر، همدردی و همکاری و همدلی شان به آنجا رسید که حکم اعضای یک پیکر را پیدا کردند، منظور قرآن در باب ولاء مؤمنین و مسلمین نسبت به یکدیگر عملی شده است (جامع الصغیر، ج 2، ص 155).

ما یک ولاء اثباتی داریم و یک‏ ولاء نفیی. قرآن یک جا می‏گوید ولاء داشته باشید و یک جا می‏گوید نداشته‏ باشید. مسلمین را می‏گوید نسبت به یکدیگر ولاء داشته باشید، نسبت به‏ کفار نداشته باشید. این معنایش این است که شما مسلمین باید یک پیکر را تشکیل بدهید نه اینکه عضو یک پیکر دیگر بشوید که آن پیکر مال دیگران‏ است، خواه شما در آنها مستهلک بشوید و یا شما و آنها مجموعا یک پیکر را به وجود آورید. این از آن چیزهایی است که اسلام نمی‏پذیرد. اندكى پیش گفتیم بر هر مسلمانى لازم است در صورت توان نیازهاى اولیه و ضرورى سایر افراد را برآورده كند و به دیگران كمك نماید. اصل تعاون از دستورهاى مهم اسلامى است و بر مردم است كه به آن عمل نمایند. خداوند فرموده است: «تَعاوَنُوا على الِبِرّ و الَّتقوى؛ بر انجام نیكى و پروا داشتن یكدیگر را یارى رسانید» ( مائده آیه 2). نصوص روایى در این مورد به حدّ تواتر است: اسماعیل بن عبدالخالق از امام صادق(ع) روایت نموده كه آن حضرت فرمود: «إنَّ مِن بَقاءِ المُسلمینَ و بَقاءِ الإسلامِ أَن تَصیرَ الاموالُ عندَ مَن یَعرفُ فیها الحقَّ وَ یصنعُ المعروفَ و إِنَّ مِن فَناء الإِسلامِ وَ فَناء المُسلمینَ أن تصیرَالاموال فی أَیدی مَن لا یعرِف فیها الحقَّ و لا یصنعُ فیها المعروفَ؛ «از امورى كه باعث بقاى مسلمانان و اسلام است، این است كه ثروت‏ها نزد كسى قرار گیرد كه حقوق (مالى) را بداند و كارهاى پسندیده انجام دهد و نابودى اسلام و مسلمانان در این است كه دارایى‏ها در دست كسى باشد كه حقوق (مالى) را نمى‏داند و كار پسندیده انجام نمى‏دهد».

عرب بیابانگردى وارد مدینه شد و پرسید: چه كسى (در این شهر) بخشنده‏ترین مردم است، او را به حسین بن علی علیه السلام راهنمایى نمودند. وى وارد مسجد شد و آن حضرت را در حال نماز یافت. در مقابلش ایستاد، آن‏گاه این شعرها را سرود: كسى كه امیدش به تو باشد و حلقه در (خانه) تو را بزند، نومید نمى‏شود. تو بخشنده و مورد اعتمادى؛ پدرت قاتل تبهكاران بود. اگر خوبى‏هاى گذشتگان شما نبود، (عذاب) جهنم ما را فرا مى‏گرفت. امام (ع)  پس از سلام نماز فرمود: اى قنبر! آیا از مال حجاز چیزى مانده است، عرض كرد: آرى، چهار هزار دینار موجود است. فرمود: آن را بیاور. كسى كه به آن از ما سزاوارتر است، آمده است. سپس دو جامه خود را از تن به در آورد و آن دینارها را در میان آن جامه‏ها گذاشت و از جهت آزرم داشتن آن مرد، دست خود را از (پشت در) در حالى كه اندكى از در را باز كرده بود، آن دینارها را به مرد داد و این اشعار را سرود:

خُدها فإِنّى إلیك مُهتذر و اعلم بأنی علیك ذوشَفَقَة
لو كانَ فی سیرنا الغداة عصاً أمست عطانا علیك مندفقة
لكنَّ ریب الزمان ذو غیر و الكفُّ منّی قلیلةُ النفقةِ
اینها را بگیر و از تو پوزش مى‏طلبم و بدان كه نسبت به تو مهربانم
اگردراین‏عصرحكومت‏دردست‏مامى‏بود دست ‏آسمانِ‏ عطاى ‏ما بر تو بخشش‏ فراوان ‏داشت
اما حوادث زمان متغیّر (وگونه گون) است (فعلاً) در دست ما ثروت فراوانى نیست‏.

مرد اعرابى آن را گرفت و گریست. امام فرمود: شاید گریه تو براى كمى عطا است، گفت: نه، بدین جهت نیست، امّا براى این است كه چگونه جود و شخصیت یا عظمت تو را خاك از بین مى‏برد و در دل خود پنهان مى‏كند. از عمر بن یزید نقل شد كه امام صادق(ع) فرمود: «المعروفُ شی‏ءٌ سوى الزكاة فتَقَرّبوا إلى الله -عزّوجلّ- بالبرّ وصلة الرحم؛:«كار پسندیده (در مورد كمك به بینوایان) چیزى غیر از زكات (واجب) است. پس به خداوند به نیكى وصله رحم تقرّب بجویید»، و فریس گفته است: «امام صادق فرمود: « إنّما أعطاكُم اللهُ هذه الفُضولَ من الأموال تُوَجّهُوها حیثُ وَجَّهَها اللهُ و لَمْ یُعْطِكُموها لِتَكْنِزُوها؛ خداوند این اموالى را كه افزون بر نیاز شما است، به‏شما داده، تا بدان وسیله به خداوند تقرب جویید و به امورى كه خداوند دستور داده، بپردازید؛ نه این‏كه آنها را كنز (و روى هم انباشته) كنید».

در روایت دیگر است كه امام صادق(ع) فرمود: «أیّما مؤمن مَنَعَ مؤمناً شیئاً یَحْتاجُ إلَیهِ و هو یقْدِرُ عَلیه مِن عندِه أو من عند غیره أقامه اللّه یوم القیامة مُسوَدّاً وجهه مُرزَقةً عیناه مغلُولةً یداه الى‏ عُنقِه فیقال: هذا الخائن الذی خانَ اللهَ و رسولَه ثم یُؤْمَرُبها إلى النار؛ «هر مؤمنى كه بتواند خودش یا به‏ وسیله دیگرى نیاز مؤمنى را برآورده كند و نكند، خداوند در روز قیامت او را سیاه چهره و احول در حالى كه دستهایش غل زده شده، به پا دارد؛ سپس گفته مى‏شود: این خیانتكارى است كه به خدا و رسول خیانت كرده‏است. پس از آن امر مى‏شود (كه او را) به آتش بیندازند»، و نیز از آن حضرت است: «كسى كه منزلى داشته باشد و مؤمنى به سكناى آن نیاز پیداكند و صاحب منزل آن را از وى دریغ نماید، خداوند -عزّوجلّ- خطاب به فرشتگان مى‏گوید: بنده‏ام درباره بنده‏ام نسبت به سكناى دنیا بخل ورزید. سوگند به عزّتم كه هیچ‏ گاه در بهشت‏هایم ساكن نمى‏شود». روایات در این زمینه بسیار فراوان است‏.

 
 
 
 
 
 
 
 
کتاب آشنایی با قرآن 3 ص 182 و 183،
وسائل الشيعه، ج‏2، ص‏513 چاپ قديم و در چاپ جديدج‏11، ص‏521 و ص‏522 و ج‏2، ص‏55، چ قديم و چ جديد، ج‏11، ص‏530 و ص‏527،
 
 
 
 
 
   
 
اصول عقاید > نبوت > ادیان الهی > اسلام > قرآن > معارف در قرآن > اخلاق در قرآن
 
ادب و اخلاق > فضیلت های اخلاقی
 
 
 
کتاب آشنایی با قرآن 3 ص 182 و 183،
وسائل الشيعه، ج‏2، ص‏513 چاپ قديم و در چاپ جديدج‏11، ص‏521 و ص‏522 و ج‏2، ص‏55، چ قديم و چ جديد، ج‏11، ص‏530 و ص‏527،
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور