جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
اهمیت مشورت در اسلام
19,204
 
 
Tahoor_invitation

موضوع مشاوره در اسلام با اهمیت خاصى تلقى شده، پیغمبر اكرم (ص) با این كه قطع نظر از وحى آسمانى آن چنان فكر نیرومندى داشت كه نیازى به مشاوره نداشت براى اینكه از یك سو مسلمانان را به اهمیت مشورت متوجه سازد تا آن را جزء برنامه هاى اساسى زندگى خود قرار دهند، و از سوى دیگر، نیروى فكر و اندیشه را در افراد پرورش دهد، در امور عمومى مسلمانان كه جنبه اجراى قوانین الهى داشت (نه قانونگذارى) جلسه مشاوره تشكیل مى داد، و مخصوصاً براى رأى افراد صاحب نظر ارزش خاصى قائل بود، تا آنجا كه گاهى از رأى خود براى احترام آنها، صرف نظر مینمود چنان كه نمونه آن را در "جنگ احد" می توان مشاهده كرد و مى توان گفت: یكى از عوامل موفقیت پیامبر(ص) در پیشبرد اهداف اسلامى همین موضوع بود.

خداوند درسوره آل عمران آیه 159 به پیامبرمی فرماید:«فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِینَ؛ از پرتو رحمت الهى در برابر آنها نرم (و مهربان) شدى و اگر خشن و سنگدل بودى از اطراف تو پراكنده مى شدند بنابراین آنها را عفو كن و براى آنها طلب آمرزش نما و در كارها با آنها مشورت كن اما هنگامى كه تصمیم گرفتى (قاطع باش و) بر خدا توكل كن زیرا خداوند متوكلان را دوست دارد».

دستور به مشورت
«وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ» بعد از فرمان عفو عمومى، براى زنده كردن شخصیت آنها و تجدید حیات فكرى و روحى آنان دستور مى دهد كه در كارها با مسلمانان مشورت كن و رأى و نظر آنها را بخواه. این دستور بخاطر آن است كه پیامبر (ص) قبل از آغاز جنگ احد در چگونگى مواجهه با دشمن با یاران خود مشورت كرد و نظر اكثریت بر این شد كه اردوگاه، دامنه احد باشد و دیدیم كه این نظر، محصول رضایت بخشى نداشت. در اینجا این فكر به نظر بسیارى مى رسید كه در آینده پیامبر(ص) نباید با كسى مشورت كند. قرآن به این طرز تفكر پاسخ مى گوید و دستور مى دهد كه باز هم با آنها مشورت كن هر چند نتیجه مشورت در پاره اى از موارد، سودمند نباشد زیرا از نظر كلى كه بررسى كنیم منافع آن روی هم رفته بمراتب بیش از زیانهاى آن است و اثرى كه در آن براى پرورش فرد و اجتماع و بالا بردن شخصیت آنها وجود دارد از همه اینها بالاتر است.

اكنون ببینیم پیامبر (ص) در چه موضوعاتى با مردم مشورت مى كرد. گرچه كلمه "الامر" در «شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْر» مفهوم وسیعى دارد و همه كارها را شامل مى شود ولى مسلم است كه پیامبر (ص) هرگز در احكام الهى با مردم مشورت نمى كرد بلكه در آنها صرفاً تابع وحى بود. بنابراین مورد مشورت، تنها طرز اجراى دستورات و نحوه پیاده كردن احكام الهى بود و بعبارت دیگر پیامبر (ص) در قانونگذارى، هیچوقت مشورت نمى كرد و تنها در طرز اجراى قانون نظر مسلمانان را مى خواست و لذا گاهى كه پیامبر (ص) پیشنهادى را طرح مى كرد مسلمانان نخست سؤال مى كردند كه آیا این یك حكم الهى است؟ و یك قانون است كه قابل اظهار نظر نباشد و یا مربوط به چگونگى تطبیق قوانین مى باشد. اگر از قبیل دوم بود اظهار نظر مى كردند و اگر از قبیل اول بود تسلیم مى شدند.

چنان كه در جنگ بدر لشكر اسلام طبق فرمان پیغمبر (ص) مى خواستند در نقطه اى اردو بزنند یكى از یاران بنام" حباب بن منذر" عرض كرد اى رسول خدا! این محلى را كه براى لشگرگاه انتخاب كرده اید طبق فرمان خدا است كه تغییر آن جایز نباشد و یا صلاحدید خود شما مى باشد. پیامبر (ص) فرمود: فرمان خاصى در آن نیست، عرض كرد: اینجا به این دلیل و آن دلیل جاى مناسبى براى اردوگاه نیست دستور دهید لشكر از این محل حركت كند و در نزدیكى آب براى خود محلى انتخاب نماید.  پیغمبر اكرم نظر او را پسندید و مطابق رأى او عمل كرد (تفسیر المنار ج 4 ص 200).

اصولاً مردمى كه كارهاى مهم خود را با مشورت و صلاح اندیشى یكدیگر انجام میدهند و صاحب نظران آنها به مشورت مى نشینند، كمتر گرفتار لغزش مى شوند. به عكس افرادى كه: گرفتار استبداد رأى هستند و خود را بى نیاز از افكار دیگران مى دانند - هر چند از نظر فكرى فوق العاده باشند - غالباً گرفتار اشتباهات خطرناك و دردناكى مى شوند. از این گذشته استبداد رأى، شخصیت را در توده مردم مى كشد و افكار را متوقف مى سازد، و استعدادهاى آماده را نابود مى كند، و به این ترتیب بزرگترین سرمایه هاى انسانى یك ملت از دست مى رود. به علاوه كسى كه در انجام كارهاى خود با دیگران مشورت مى كند، اگر مواجه با پیروزى شود كمتر مورد حسد واقع مى گردد، زیرا دیگران پیروزى وى را ازخودشان مى دانند و معمولاً انسان نسبت به كارى كه خودش انجام داده حسد نمى ورزد و اگر احیاناً مواجه با شكست گردد زبان اعتراض و ملامت و شماتت مردم بر او بسته است، زیرا كسى به نتیجه كار خودش اعتراض نمى كند، نه تنها اعتراض نخواهد كرد بلكه دلسوزى و غمخوارى نیز مى كند.

یكى دیگر از فوائد مشورت این است كه انسان ارزش شخصیت افراد و میزان دوستى و دشمنى آنها را با خود درك خواهد كرد و این شناسایى راه را براى پیروزى او هموار مى كند و شاید مشورتهاى پیامبر با آن قدرت فكرى و فوق العاده اى كه در حضرتش وجود داشت، بخاطر مجموع این جهات بوده است.

در اخبار اسلامى تاكید زیادى روى مشاوره شده است. در حدیثى از پیامبر اكرم (ص) نقل شده كه فرمود: «ما شقى عبد قط بمشورة و لا سعد باستغناء رأى؛ هیچكس هرگز با مشورت بدبخت و با استبداد رأى، خوشبخت نشده است» (تفسیر ابو الفتوح رازى). در سخنان علی (ع) مى خوانیم: «من استبد برأیه هلك و من شاور الرجال شاركها فى عقولهم؛ هر که خودکامگی کند به هلاکت رسد و هر که با دیگران مشورت کند در عقل آنان شرکت جسته است» (نهج البلاغه، حکمت 161). و نیز از پیامبر (ص) نقل شده كه فرمود: «اذا كان امرائكم خیاركم و اغنیائكم سمحائكم و امركم شورى بینكم فظهر الارض خیر لكم من بطنها و اذا كان امرائكم شراركم و اغنیائكم بخلائكم و لم یكن امركم شورى بینكم فبطن الارض خیر لكم من ظهرها؛ هنگامى كه زمامداران شما، نیكان شما باشند و توانگران شما سخاوتمندان و كارهایتان به مشورت انجام گیرد، در این موقع روى زمین از زیر زمین براى شما بهتر است (یعنى شایسته حیات و زندگى هستید) ولى اگر زمامدارانتان، بدان، و ثروتمندان، افراد بخیل باشند و در كارها مشورت نكنید در این صورت، زیر زمین از روى آن براى شما بهتر است« (تفسیر ابو الفتوح رازى).

با چه اشخاصى مشورت كنیم؟
مسلم است كه هر كس نمى تواند طرف مشورت قرار گیرد، زیرا گاه آنها نقاط ضعفى دارند كه مشورت با آنها مایه بدبختى و عقب افتادگى است چنان كه على (ع) در نامه 53 مى فرماید: با سه طایفه مشورت نكن: «لا تدخلن فى مشورتك بخیلا یعدل بك عن الفضل و یعدك الفقر؛ با هیچ بخیلی مشورت مکن، که تو را از فضل و بخشش باز می دارد و از فقر و نیاز می ترساند»، «و لا جبانا یضعفك عن الامور؛ و نه با هیچ ترسویی، که تو را از اقدام در امور سست می سازد»، «و لا حریصا یزین لك الشره بالجور؛ و نه با هیچ حریصی، که به ناروا حرص و آز را در نظرت می آراید».

وظیفه مشاور
همان طور كه در اسلام دستور مؤكد درباره مشورت كردن داده شده به افرادى كه مورد مشورت قرار مى گیرند نیز تأكید شده كه از: هیچگونه خیرخواهى فروگذار نكنند و خیانت در مشورت، یكى از گناهان بزرگ محسوب مى شود، حتى این حكم درباره غیرمسلمانان نیز ثابت است، یعنى اگر انسان، پیشنهاد مشورت را از غیر مسلمانى بپذیرد، حق ندارد در مشورت، نسبت به او خیانت كند و غیر از آنچه تشخیص مى دهد به او اظهار نماید.

در رساله حقوق كه از امام سجاد على بن الحسین (ع) نقل شده مى فرماید:«و حق المستشیر إن علمت له رأیا اشرت علیه و ان لم تعلم ارشدته الى من یعلم و حق المشیر علیك ان لا تتهمه فیما لا یوافقك من رأیه؛ حق كسى كه از تو مشورت مى خواهد این است كه اگر عقیده و نظرى دارى در اختیار او بگذارى و اگر درباره آن كار، چیزى نمى دانى، او را به كسى راهنمایى كنى كه میداند و اما حق كسى كه مشاور تو است این است كه در آنچه با تو موافق نیست او را متهم نسازى» (تفسیر نور الثقلین، جلد 1 ص 405).

مرحله تصمیم نهایى
«فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ» همان اندازه كه به هنگام مشورت باید، نرمش و انعطاف به خرج داد، در موقع اتخاذ تصمیم نهایى باید قاطع بود، بنا براین پس از برگزارى مشاوره و روشن شدن نتیجه مشورت، باید هر گونه تردید و دودلى و آراء پراكنده را كنار زد و با قاطعیت تصمیم گرفت و این همان چیزى است كه در آیه فوق از آن تعبیر به عزم شده است و آن تصمیم قاطع مى باشد. قابل توجه اینكه در جمله بالا مسئله مشاوره بصورت جمع ذكر شده (و شاورهم) ولى تصمیم نهایى تنها به عهده پیامبر (ص) و بصورت مفرد ذكر شده (عزمت).

این اختلاف تعبیر، اشاره به یك نكته مهم مى كند و آن اینكه بررسى و مطالعه جوانب مختلف مسائل اجتماعى، باید بصورت دسته جمعى انجام گیرد، اما هنگامى كه طرحى تصویب شد باید براى اجراى آن، اراده واحدى بكار افتد در غیر این صورت هرج و مرج پدید خواهد آمد، زیرا اگر اجراى یك برنامه به وسیله رهبران متعدد، بدون الهام گرفتن از یك سرپرست صورت گیرد، قطعاً مواجه با اختلاف و شكست خواهد شد و به همین جهت در دنیاى امروز نیز مشورت را بصورت دسته جمعى انجام مى دهند، اما اجراى آن را بدست دولتهایى مى سپارند كه تشكیلات آنها زیر نظر یك نفر اداره مى شود.

موضوع مهم دیگر اینكه جمله فوق، مى گوید: به هنگام تصمیم نهایى باید توكل بر خدا داشته باشید یعنى در عین فراهم نمودن اسباب و وسائل عادى، استمداد از قدرت بى پایان پروردگار را فراموش مكن. البته معناى توكل این نیست كه انسان از وسائل و اسباب پیروزى كه خداوند در جهان ماده در اختیار او گذاشته است، صرفنظر كند، چنان كه در حدیثى از پیغمبر اكرم (ص) نقل شده است كه هنگامى كه یك نفر عرب، پاى شتر خود را نبسته بود و آن را بدون محافظ رها ساخته بود و این كار را نشانه توكل بر خدا مى دانست به او فرمود: «اعقلها و توكل؛ یعنى پایش را ببند و سپس توكل كن»، بلكه منظور این است كه انسان در چهار دیوار عالم ماده، و محدوده قدرت و توانایى خود محاصره نگردد و چشم خود را به حمایت و لطف پروردگار بدوزد.

این توجه مخصوص، آرامش و اطمینان و نیروى فوق العاده روحى و معنوى به انسان مى بخشد كه در مواجهه با مشكلات اثر عظیمى خواهد داشت. «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِینَ» در پایان آیه بعد دستور مى دهد كه افراد با ایمان باید تنها بر خدا تكیه كنند زیرا خداوند متوكلان را دوست دارد و ضمناً از این آیه استفاده مى شود كه توكل باید حتماً بعد از مشورت و استفاده از همه امكاناتى كه انسان در اختیار دارد قرار گیرد.

شوری مهمترین اصل اجتماعی
همچنین خداوند در سوره شورى، آیه 38 را مهمترین اصل اجتماعی می داند و می فرماید: «وَ الَّذِینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَیْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ»؛ و آنها كه دعوت پروردگارشان را اجابت كرده و نماز را برپا داشته و كارهایشان به طریق مشورت در میان آنها صورت مى گیرد، و از آنچه به آنها روزى داده ایم انفاق مى كنند».

این آیه به برخی از اوصاف مؤمنین اشاره كرده، مى فرماید: آنها كه دعوت پروردگارشان را اجابت كرده و فرمانهاى او را از جان و دل پذیرفته اند و نماز را برپا داشته اند و كار آنها به طریق شورى و مشورت در میان آنها صورت مى گیرد (وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَیْنَهُمْ)  و از آنچه به آنها روزى داده ایم، در راه خداوند انفاق مى كنند. بعد از نماز مهمترین مسأله اجتماعى همان اصل "شورى" است كه بدون آن همه كارها ناقص است. یك انسان هر قدر از نظر فكرى نیرومند باشد نسبت به مسائل مختلف تنها از یك یا چند بعد مى نگرد، و لذا ابعاد دیگر بر او مجهول مى ماند، اما هنگامى كه مسائل در شورى مطرح گردد و عقلها و تجارب و دیدگاههاى مختلف به كمك هم بشتابند مسائل كاملاً پخته و كم عیب و نقص مى گردد و از لغزش دورتر است. به همین جهت در حدیث پرمعنایى از پیغمبر گرامى اسلام مى خوانیم: «انه ما من رجل یشاور احدا الا هدى الى الرشد؛ احدى در كارهاى خود مشورت نمى كند مگر اینكه به راه راست و مطلوب هدایت مى شود».

قابل توجه اینكه: تعبیر در اینجا به صورتى است كه آن را یك برنامه مستمر مؤمنان مى شمرد، نه تنها در یك كار زودگذر و موقت، مى گوید همه كارهاى آنها در میانشان به صورت شورى است و جالب اینكه خود پیامبر (ص) با اینكه عقل كل بود و با مبدء وحى ارتباط داشت در مسائل مختلف اجتماعى و اجرایى، در جنگ و صلح و امور مهم دیگر، به مشورت با یاران مى نشست، و حتى گاه نظر آنها را ترجیح مى داد با اینكه مشكلاتى از این ناحیه حاصل مى شد، تا الگو و اسوه اى براى مردم باشد، چرا كه بركات مشورت از زیانهاى احتمالى آن به مراتب بیشتر است. چند موضوع را باید در اینجا متذکر شد:

الف: شورى منحصراً در مورد كارهاى اجرایى و شناسایى موضوعات است نه درباره احكام كه تنها باید از مبدء وحى و از كتاب و سنت گرفته شود. تعبیر به «امرهم» (كارهایشان) نیز ناظر به همین معنى است چرا كه احكام كار مردم نیست كار خدا است. بنابراین اگر بعضى از مفسران مانند " آلوسى" دامنه آن را توسعه داده اند و احكام را در آنجا كه نص خاصى در آن وارد نشده مشمول آن شمرده اند بى اساس است به خصوص اینكه ما معتقدیم هیچ امرى در اسلام نیست مگر اینكه نص عام یا خاصى در مورد آن صادر شده است، وگرنه «الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ؛ امروز دین شما را بر شما کامل کردم (مائده/3)» صحیح نبود.

ب: بعضى از مفسران گفته اند كه شأن نزول جمله «أَمْرُهُمْ شُورى بَیْنَهُمْ» در مورد انصار است، و این یا به خاطر آن است كه آنها حتى قبل از اسلام كارهایشان بر اساس شورى بود و یا اشاره به آن گروهى از انصار است كه قبل از هجرت پیامبر (ص) ایمان آوردند، و در "عقبه" با او بیعت كردند، و از حضرتش دعوت به مدینه نمودند (چون این سوره مكى است و آیات فوق نیز ظاهراً در مكه نازل شده). ولى به هر حال آیه مخصوص شأن نزولش نیست و یك برنامه عمومى و همگانى را بیان مى كند. این سخن را با حدیثى از امیر مؤمنان على (ع) پایان مى دهیم، آنجا كه فرمود: «لا ظهیر كالمشاورة و الاستشارة عین الهدایة؛ هیچ پشتیبان و تكیه گاهى همچون مشورت نیست و مشورت عین هدایت است» (وسائل الشیعه جلد 8 صفحه 425 باب 21 از ابواب احكام العشرة).

قرآن کریم همچنین می فرماید: «و تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان؛ در کارهای خوب، در احسانها و منشأ خیر شدن ها و بر اقامه تقوا و طهارت، یکدیگر را اعانت کنید و به کمک یکدیگر بشتابید، و اما در شر و فساد و کینه توزی ها یکدیگر را اعانت نکنید» (مائده/2).

امیرالمؤمنین راجع به اتفاق و اتحاد بیانات زیادی دارد، در اینجا با این فکر مبارزه می کند که بعضی از مردم را غرور می گیرد و خودشان را ما فوق هم فکری و همکاری، ما فوق عقل و فکر و عمل دیگران فرض می کنند، فکر نمی کنند که عقل فرد هر اندازه صائب باشد و عمل فرد هر اندازه مؤثر باشد مثل عقل اجتماعی و عمل اجتماعی نیست. با توجه به مطالب فوق می توان نتیجه گرفت که در دستورات دین مقدس اسلام به مشورت توصیه اکیدی شده خصوصاً در کارهای اجتماعی. اولاً خود قرآن می فرماید: والذین استجابوا لربهم و اقاموا الصلوه و امرهم شوری بینهم و مما رزقناهم ینفقون؛ آنها که دعوت الهی را پذیرفته و نماز را بپا داشته اند و کارهای خود را با مشورت حل و فصل می کنند و از روزیها که به آنها داده ایم انفاق می کنند، یکی از مختصات اهل ایمان را ایمان مطلب قرار می دهد که کارهاشان را با شور و هم فکری صورت می دهند، آن را هم ردیف نماز و انفاق قرار داده ، درباره رسول اکرم می فرماید: «فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر»؛ نسبت به مردم عفو و گذشت داشته باش، برای آنها دعا و استغفار کن و در کارها با آنها مشورت کن.

رسول خدا با آنکه پیغمبر بود و با آنکه مردم توقع نداشتند که او رأی و عقیده و نظر آنها را بخواهد و دخالت دهد، او خودش برای آنکه مردم را تحقیر نکرده باشد، برای آنکه به مردم شخصیت بدهد و شخصیت آنها را محترم بشمارد، برای اینکه دستور العمل امت باشد برای همیشه، با آنها مشورت می کرد و از آنها نظر می خواست. داستان مشورت نظامی در جنگ خندق و نظر دادن سلمان فارسی که در ایران در این گونه مواقع دور شهر خندق می کنند و به این وسیله از خود دفاع می کنند و پذیرفتن نظر سلمان توسط رسول اکرم، معروف است.

 
 
 
 

روح اجتماعی مؤمنان

 
 
 
 
حکمتها و اندرزها صفحه 119 و 120
تفسير نمونه، ج‏3، ص 150-143
تفسير نمونه، ج‏20، ص 464-458
 
 
 
 
 
   
 
فرهنگ و علوم انسانی > جامعه شناسی > جامعه شناسی دینی
 
ادب و اخلاق > فضیلت های اخلاقی
 
اصول عقاید > نبوت > ادیان الهی > اسلام > قرآن > معارف در قرآن
 
 
 
 
حکمتها و اندرزها صفحه 119 و 120
تفسير نمونه، ج‏3، ص 150-143
تفسير نمونه، ج‏20، ص 464-458
 
سلام لطفا تاریخ تهیه مقاله و نام نویسنده رو مشخص کنید تا امکان استفاده وجود داشته باشه

پنجشنبه 10 اسفند
م

نظر کارشناس:
کاربر گرامی فقط منابع معرفی می شود وتاریخ مقاله هم نقشی در محتوای مقاله ندارد .موفق باشید .
 
چیزی که میخواستم نبود

دوشنبه 23 بهمن
Mohammad
 
با سلام و احترام از زحمات عالی جناب کمال سپاسگزاری به عمل می آید.

سه شنبه 07 آذر
محمدی
 
خیلی خیلی عالی بود

سه شنبه 02 اسفند
محمدامین
 
mamnon khob bod

يكشنبه 08 آبان
mahdie
 
خوب بود.امکان دارد مطالب بیشتری در ارتباط با هدایت و مشورت در اسلام برایم ارسال کنید؟

چهارشنبه 04 آبان
منا
 
با سلام خواهان مطالب بیشتری در مورد این موضوع هستم.ممکنه برام ارسال کنید؟

شنبه 21 خرداد
الناز علی زاده
 
سایتتون خیلی خوب بود کمک بزرگی بهم کرد.ممنونم

شنبه 09 بهمن
رضا
 
خوب بود

سه شنبه 25 آبان
 
سایت خوبی دارید

چهارشنبه 05 اسفند
کیوان
 
بسیارعالی

شنبه 26 بهمن
معصومی
 
خيلي عالي بود. از شما تشكر بسيار ميكنم.

چهارشنبه 09 بهمن
!!!!!||@##$$%^&*
 
خوب

يكشنبه 08 ارديبهشت
محمود
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور