جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
تدلیس در ازدواج و نتایج آن با توجه به آیات و روایات
6,370
 
 
Tahoor_invitation

امروزه آسيب‌هاي مختلف اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و بهداشتي سلامت جامعه را تهديد مي‌كند. هزينه اين تهديدات هر دو جنس زن و مرد را شامل مي‌شود، ولي گاه يكي از اين دو جنس بيشتر در معرض خطر قرار مي‌گيرد. از جمله اين آسيب ها مي‌توان به رواج فريب و تدليس در روابط افراد با يكديگر و در امر مهم ازدواج اشاره نمود. تدليس، فاقد را واجد، وا نمود كردن است. بر سر كچل، زلف مصنوعى‏مى‏گذارند، تا مو دار نشان داده شود. چاله‏هاى آبله صورت را پر مى‏كنند، تا عروس درنظر داماد، آبله رو ديده نشود. فريب در ازدواج (تدليس) به مفهوم اثبات صفات مطلوب يا رفع عيوب به صورت دروغين، از جمله عوامل فروپاشي نظام خانواده يا تيرگي روابط زوجين است. به اين لحاظ زن و مرد از فريب يكديگر نهي شده اند، علاوه بر آن، فريب داراي پيامدهاي حقوقي نيز مي‌باشد. راهي كه شارع مقدس براي جبران اين ضرر پيش بيني نموده، حق فسخ نكاح است.عدم صداقت هنگام انتخاب همسر كه منجر به فريب طرف مقابل در ازدواج مي‌شود، آثار و پيامدهاي حقوقي ويژه‎اي دارد كه با عنوان قانون «تخلف از شرط صفت» در قانون مدني مطرح است. ماده 1128 قانون مدنی بيـان مي‌دارد: «هرگاه در يكي از طرفين صفت خاصي شرط شده و بعد از عقد معلوم شود كه طرف مذكور فاقد وصف مقصود بوده، براي طرف مقابل حق فسخ خواهد بود، خواه وصف مذكور در عقد تصريح شده يا عقد متبايناً بر آن واقع شده باشد».


نمونه هایی از تدلیس عبارتند از:


ـ مردي كه سـواد انـدكي در حد خوانـدن و نوشتـن داشتـه و نيـز به واسـطه سـانحه‌اي كـه در كـودكي بـرايش اتـفاق افتـاده، گردنـش كج بـوده اسـت، بـه خواستگاري دختـري مي‌رود و در مراسـم خواستگاري خـود را ديپلمه معرفـي مي‌نمايد و گردن خود را بسته و وانمود مي‌كند كه موقتاً دچارگردن درد شده است، پس از ازدواج همسر او متوجه فريب شوهر شده، به دادگاه مراجعه نموده و تقاضاي فسخ نكاح مي‌كند.


- زني قبلاً ازدواج كرده و شش ماه زندگي زناشوئي داشته است، پس از طلاق، شناسنامه المثني گرفته و خود را دوشيزه معرفي مي‌نمايد، بعد از ازدواج، همسرش متوجه ازدواج قبلي زن مي‌شود. اما به دليل آنكه مهريه زن سنگين بوده و شوهر از نظر اقتصادي توان پرداخت آن را نداشته، از طلاق منصرف مي‌شود. اما به دليل برخورد غيرصادقانه همسرش، خشمگين بوده و بناي ناسازگاري با زن را گذاشته است، زن تحمل نكرده و از دادگاه تقاضاي طلاق كرده است.


- دختـري پـس از ازدواج متوجه شـده كه همسـرش او را فريـب داده و در خارج از كشور همسر دارد و اكنون مجهول المكان است و مدتي است كه نفقه پرداخته نكرده است.


- دختر داراي لكه‌اي قهوه اي رنگ بر روي پوست پا در پشت زانو است، همسرش بعد از ازدواج از ادامه زندگي با زن منصرف شده است، اما به دليل مهريه سنگين زن، توان طلاق و پرداخت مهريه را ندارد، به دادگاه مراجعه نموده و ادعاي تدليس زوجه را نموده و عنوان مي‌كند، همسرش داراي نقص زيبايي مي‌باشد و اين مطلب را به او نگفته است، بنابراين تقاضاي فسخ نكاح دارد.


- مردي كه معتاد به مشروب و ترياك بوده، خود را سالم وانمود كرده؛ پس از ازدواج زن متوجه شده و تقاضاي جدايي دارد.


- مردي به دادگاه مراجعه كرده و در تقاضاي فسخ نكاح ادعا مي‌كند، همسرش ازدواج قبلي خود را از او مخفي داشته است و در شناسنامه المثني او نيز، اثري از اين موضوع نبوده است، زن ادعا مي‌كند كه حقيقت را در گفتگوي خصوصي قبل از عقد با همسرش در ميان گذارده و شوهر با علم به اين موضوع اقدام به ازدواج با او نموده است، از زن دليل اين ادعا خواسته شده و زن قادر به اثبات آن نيست. به هر حال تدليس به چيزي اطلاق مي‌شود كه سبب ابهام امر بر فرد فريب خورده مي‌گردد. اديان الهي همواره بر لزوم رعايت مسائل اخلاقي در روابط افراد، تأكيد ورزيده و مؤمنان را از تدليس و نيرنگ بازداشته‌اند. خداوند در قرآن كريم تدلیس را مورد مذمت و نكوهش قرار می دهد و چند نمونه از آن را ذکر می کند:


- حيله‎ورزي برادران حضرت يوسف در جدايي بين پدر و فرزند؛ خداوند برادران حضرت يوسف را مورد سرزنش قرار مي‌دهد كه به واسطه حيله، بين پدر و فرزند جدايي افكندند(يوسف، 18-7).


- نيرنگ همسر عزيز مصر؛ قرآن كريم نيرنگ همسر عزيز مصر را در مورد يوسف (ع) مورد نكوهش قرار مي‌دهد(يوسف، 34-30).


- نـهي از طلاق مـكرر و رجـوع بـه زن با هدف زيـان رساندن؛ (بقره، 230-229) اگر مردي نيرنگ به كار برده و همسر خود را مكرر طلاق دهد و بدون قصد زندگي با زن، به او رجوع كند، مورد نكوهش قرار گرفته است. البته اين عمل را معمولاً بدين منظور انجام مي‌دهند تا از ازدواج زن با مرد ديگر جلوگيري نمايند.


- نهي از نيرنگ زنان مطلقه؛ حيله زنان مطلقه در كتمان بارداري نهي شده است (بقره، 228) اين امر توسط زنان چه بسا به اين دليل است كه مدت عده كوتاه گردد و بدين وسيله حق زوج در رجوع به زن از بين برود.يا شوهر از حق پدري فرزندش محروم گردد.


در روايات نيز اين مسئله مورد توجه قرار گرفته از جمله:


- پيامبر (ص) فرمودند: «ملعون من ضارّ مؤمناً او مكر به»ترجمه:«كسي كه به مؤمني ضرر رساند يا به او مكر ورزد مورد لعنت قرار مي‌گيرد».

حضرت علي (ع) نيز فرموده‌اند: «المكر بمن ائتمنك كفر»ترجمه:«مكر ورزيدن به كسي كه به تو اعتماد كرده است، كفر مي‌باشد». آنچه در اين نوشتار مورد نظر است، تمام موارد تدليس اعم از اخلاقي، سياسي، تجاري و ... نيست، بلكه فقط تدليس از نظر فقه و حقوق، آن‌هم موردي كه موجب فسخ نكاح مي‎شود، مطمح نظر مي‎باشد.


روايات فسخ نكاح و تدليس


يكي از موارد فسخ نكاح، بعضي از بيماري‌هاي خاص است، اين بيماري‌ها به گونه‌اي است كه فرد بيمار از آن مطلع مي‌باشد، به همین جهت در اكثر موارد، وجود عيب همراه با تدليس بـوده است؛ بدين معنـا كه فرد بيمـار يا بيمـاري خود را كتمان نموده يا خود را سالم معرفي كرده است. در هر دو صورت همسر او، به دو دليل مي‌توانـد نـكاح را فسخ نمايـد و از همسر بيمـار خود جدا گردد كه آنها عبارت است از:


1- همسر در زندگي با بيمار دچار ضرر مي‌شود، لذا سختي و دشواري زندگي مشترك با چنين فردي موجب حق فسخ براي همسر او خواهد شد.


2- فرد بيمار با نيرنگ سبب فريب همسر خود گشته و با كسي كه مقصود همسر نبوده ازدواج نموده است. پس براي جلوگيري از ادامه ضرر و فريب، حق فسخ نكاح از طرف شارع ايجاد شده است.


با كنكاشي در احاديث اهل البيت (ع) مي‎توان روايات فسخ نكاح را به چند دسته تقسيم نمود:


1- رواياتي كه به عيوب زن و مرد اشاره نموده و در آن سخني از تدليس به ميان نيامده است.


2- رواياتي كه به تدليس در عيوب خاص زن و مرد اشاره دارد، مانند:


- امام باقر (ع) فرمودند: «هرگاه زن مبتلا به جنون، عفل، برص، افضاء يا زمين‌گيري ظاهري، نيرنگ نمايد و خود را سالم وانمود كند و بدين‎گونه مردي با او ازدواج كرد، مرد حق دارد، نكاح را بدون طلاق، فسخ نمايد و اگر علت تدليس و فريب، وليّ دختر باشد، مهريه از او بازپس گرفته مي‌شود».


- از امام صادق (ع) سئوال شد، «مردي با دختري كور، لنگ يا داراي برص ازدواج مي‌كند در حالي كه ولي دختر بيماري را از خواستگار مخفي نگاه داشته است، حال مرد چه حقوقي دارد؟ حضرت فرمودند: مي‌تواند نكاح را فسخ نمايد و مهريه زن را بايد پدر دختر بپردازد». (زيرا او باعث فريب شوهر شده است).


- مردي كه به بيماري خصاء مبتلا بود، در خواستگاري به دروغ خود را سالم وانمود ساخت. دختر پس از ازدواج، متوجه بيماري شوهرش شد، حضرت فرمودند: «زن حق فسخ نكاح دارد و مهريه‌اش را نيز از شوهر مي‌گيرد. مرد نيز به واسطه نيرنگي كه به كار برده، تعزير مي‌شود».


- از امـام موسي كاظم (ع) سئـوال شـد، «مردي عنين كه قصـد ازدواج داشـت، تدليس كرد و بيماري خود را مخفي نمود، حال زن پس از ازدواج متوجه شده، اين زن چه حقوقي دارد؟ حضرت فرمودند: بايد مهريه به زن پرداخت شود و زن پس از آنكه دانست، شوهرش توانائي آميزش جنسي ندارد، مي‌تواند عقد ازدواج را فسخ نمايد.
3- احاديثي كه حكم تدليس در غير از عيوب مختص زن و مرد را بيان مي‌نمايد.


- از امام صادق (ع) سئوال شد، «زني كه داراي عيبي بوده، مسئوليت ازدواج خود را به مردي از بستگان يا مردي ديگر سپرده است و عيب خود را نيز از آن فرد مخفي داشته است، پس از ازدواج، شوهر متوجه مي‌گردد، حال چه مي‌توان كـرد؟ حضـرت فرمودنـد: مهريه‌اي كه به زن پرداخت شده، از او باز پس گرفته مي‌شود.


- از امام باقر (ع) سئوال شد، «زني فرزند نامشروعي به دنيا مي آورد و تنها پدر او از ايـن امـر مـطلع است، آيا پس از آنكه پدر مشاهده كرد، دخترش اصلاح شده، مي‌تواند او را به مردي شوهر دهد و اين راز را فاش ننمايد؟ حضرت فرمودند: در اين صورت اگر شوهر بعد از ازدواج متوجه اين امر شود، مي‌تواند مهريه‌اي كه به همسرش پرداخته، از پدر همسرش باز پس گيرد، زيرا به مجرد آنكه ناموس دختر دراختيار شوهر قرار گرفت به او مهريه تعلق مي‌گيرد، ولي به واسطه تدليس پدر حقيقت از داماد مخفي شده، مرد مي‌تواند مهريه را از پدر زن درخواست نمايد. درضمن اگر شوهر مايل باشد، مي‌تواند به زندگي با همسر خود ادامه دهد».


- امام باقر(ع) فرمودند: «در كتاب امام علي (ع) آمده است، اگر كسي دختري را كه داراي عيـب است، بـه عقـد ازدواج مردي درآورد و عيـب دختـر را از او مخفي كند، مهريه به واسطه حلال شدن آميزش جنسي شوهر با زن، به وي تعلق مي‌گيرد، ولي آن را بايد فردي كه واسطه در ازدواج بوده و عيب دختر را براي پسر بيان ننموده است، بپردازد».


- از امام باقر (ع) سئوال شد، «مردي با دختري ازدواج مي‌كند، در شب زفاف عروس همراه با خواهر بزرگترش به منزل شوهر مي‌رود، خواهر بزرگتر لباس عروس را گرفته و به تن مي‌كند، سپس چراغ را خاموش نموده، به حجله وارد مي‌گردد، عروس نيز از فرط خجالت سخني نمي‌گويد، داماد به تصور آنكه همسرش در بستر است، با او آميزش مي‌نمايد، صبح هنگام عروس نزد داماد آمده و اتفاق شب گذشته را براي او بيان مي‌كند و داماد متوجه حقيقت مي‌شود، حال داماد چه حقوقي دارد؟ حضرت فرمودند: بر خواهر فريبكار مطابق جزاي زن زناكار غير محصنه، حدّ جاري مي‌شود و مهريه‌اي نيز به او تعلق نمي‌گيرد و تا پايان عدّه خواهر بزرگتر، شوهر نبايد با خواهر كوچكتر آميزش نمايد، (جمع بين دو خواهر جايز نيست) و پس از اتمام عدّه خواهر بزرگتر، داماد با خواهر كوچكتر زندگي مشترك خود را ‌آغاز ‌نمايد».


- «برده‌اي تدليس نموده و خود را آزاد معرفي مي‌نمايد و زن به گمان آنكه او آزاد مي‌باشد با او ازدواج مي‌كند، وي پس از اطلاع از فريب مرد، نزد حضرت علي (ع) شكايت مي‌كند، حضرت فرمودند: اگر زن مايل باشد، آن دو از يكديگر جدا مي‌شوند».


- «مردي به دروغ خود را پسر مردي معرفي مي‌نمايد و با زني ازدواج مي‌كند، زن پس از اطلاع از وضعيت او، از امام (ع) در مورد حكم اين ازدواج سئوال مي‌كند، حضرت فرمودند: نكاح فسخ مي‌شود».


- «مردي از دختر قبيله‌اي خواستگاري نمود، به او گفتند: شغل تو چيست؟ گفت: خريد و فروش چهارپا، پس از ازدواج متوجه گرديدند كه پيشه‌ او خريد و فروش سنجاب است. بستگان دختر نزد حضرت علي (ع) رفته، از او شكايت نمودند كه حقيقت را بيان نكرده است، حضرت فرمودند: ازدواج او صحيح بوده و فسخ نمي‌گردد؛ چرا كه معامله سنجاب هم معامله چهارپا مي‌باشد».


- روايت شده است، «در صورتي كه مردي خود را متعلق به قبيله‌اي معرفي نمايد و پس از ازدواج مشخص گردد كه به قبيله ديگري اعم از پست‌تر يا برتر از آن تعلق داشته است، همسر وي حق فسخ نكاح خواهد داشت».


- از امام صادق (ع) سئوال شد: «مردي پس از ازدواج با زني متوجه شد كه وي در گذشته مرتكب زنا شده است، حقوق مرد چيست؟ حضرت فرمودند: مرد مي‌تواند نكاح را فسخ نمايد و نيز مي‌تواند در صورت تمايل، به زندگي با زن ادامه دهد. مهريه نيز به زن تعلق مي‌گيرد، به واسطه آنكه ناموس زن در اختيار مرد قرار گرفته است، ولي مرد مي‌تواند مهريه را از كسي كه سبب فريب او شده و زن را به عقد ازدواج او در آورده، باز پس گيرد».


با توجه به روايات و احادیث مصاديق تدليس در نكاح عبارتند از:


1-تدليس در عيوب که موجب فسخ نكاح می شود.
2- فريب در عيوب جسمي
3- فريب در اوصاف
4- فريب در عدم بيان نقص يا كتمان عيب
5- فريب‌ در عفت زوجه‌وكتمان‌ رابطه ‎نامشروع ‎جنسي ‎قبل از ازدواج
6- فريب در موقعيت اجتماعي
7- فريب در موقعيت خانوادگي
8- اشتباه در موقعيت اجتماعي


موارد فسخ نكاح در فقه


در فقه فسخ نكاح شامل دو مورد مي‎شود:


1- برخي عيوب خاص در مردان و زنان، به شرطي كه قبل از عقد وجود داشته باشد، به استثناي جنون و عنن مردان كه اگر بعد از عقد نيز حادث شود، موجب حق فسخ براي زن مي‌گردد. عيوب خاص مردان شامل عنن، خصاء، مقطوع بودن آلت تناسلي و جنون مي‌باشد و عيوب زنان شامل افضاء، قرن، جذام، برص، زمين‌گيري، نابينايي از هر دو چشم و جنون است. عيوب مذكور گاهي تدليس هم واقع مي‌شود.حكم فسخ نكاح نسبت به علم و جهل زوجين متغير مي‌شود كه در نمودار مشخص شده است.


2- تدليس در صفاتي غير از عيوب مذكور ثابت شود، در چنين حالتي، فرد مغبون پس از آگاهي عيب همسرش، در صورت تمايل، مي‌تواند اقدام به فسخ نكاح نمايد. البته اين حق فوري بوده و در صورت رضايت موقت به ادامه زندگي مشترك، ديگر نمي‌توان نكاح را فسخ نمود. لازم به ذكر است، اگر آگاهي فرد مغبون بعد از رابطه زناشويي باشد، وي مي‌تواند علاوه بر فسخ نكاح، از عامل فريب، مهريه را بازپس گيرد. با توجه به مطالب مذكور مشخص مي‎شود، رابطه عيوب موجب فسخ نكاح و تدليس عموم و خصوص من‌وجه مي‌باشد.


حكم تدليس در آراي فقيهان


در كتب فقهي پيرامون موضوع فسخ نكاح به واسطه تدليس، مباحث متعددي مطرح شده است، از قبيل: شرائط تحقق تدليس، تأثير سكوت در تدليس، تحقيق وضعيت مهريه زن در صورت فسخ نكاح پس از عقد يا بعد از ازدواج، حكم عامل تدليس، تدليس و حق خيار به صورت مطلق يا در صورت شرط كردن آن و بررسي تفاوت تدليس با تخلف از شرط صفت.


بسياري از فقها به استناد روايات، قائل به حق فسخ به واسطه تدليس در عقد ازدواج شده‌اند و از فسخ به دليل تخلف صفت مشروط در نكاح نامي نبرده‌اند، برخي از آنان پس از ذكر موارد تدليس، به صفاتي مانند بكارت اشاره نموده و نوشته‌اند، اگر شروط مزبور در عقد به صورت شرط لحاظ شود، در صورت تخلف سبب حق فسخ مي‌گردد، برخي از فقها نيز تدليس را به طور مطلق موجب فسخ ندانسته‌اند، بلكه در صورت وجود اشتراط صفت قائل به حق فسخ شده‌اند.

 
 
 
 

راه های غیرمشروع کسب درآمد در اقتصاد اسلامی

 
 
 
 
مقاله : آثار فقهي- حقوقي فريب در ازدواج نوشته :زهرا آيت اللهي منابع مقاله:
وسائل الشيعه»، ج14، ابواب العيوب و التدليس، باب اول، ح 4-1، 14-7 باب 2، ح
 
 
 
 
 
   
 
اصول عقاید > نبوت > ادیان الهی > اسلام > قرآن > معارف در قرآن > احکام در قرآن
 
احکام فقهی > احکام خانواده > ازدواج
 
فرهنگ و علوم انسانی > فقه و اصول
 
 
 
مقاله : آثار فقهي- حقوقي فريب در ازدواج نوشته :زهرا آيت اللهي منابع مقاله:
وسائل الشيعه»، ج14، ابواب العيوب و التدليس، باب اول، ح 4-1، 14-7 باب 2، ح
 
مدت 10 ماه است كه با دختري عقد كرده ام و در دو ماه اخير بر اثر مشاجره لفظي، ايشان مدعي گرديده است كه قبلا" عقد نموده و از من پنهان نموده است لازم بذكر است كه شناسنامه ايشان المثني نيست و چيزي در رابطه با ازدواج قبلي ثبت نگرديده است لذا از آن تاريخ به بعد از ثبت احوال تحقيق نمودم كه بدليل معذورات قانوني پاسخگو نبودند لذا ميخواستم دادخواستي مبني بر تدليس در نكاح و روشن شدن موضوع ارائه نمايم آيا ميتوانم به حق فسخ در نكاح با توجه به فريب ايشان و خانواده اش برسم؟ لازم بذكر است كه در چند هفته پيش متوجه روابط نا مشروع و غير اخلاقي ايشان شده ام و صداي ايشان را در حال ارتباطات نا مشروع در گوشي ضبط نموده ام آيا ميتوانم اقدام قانوني بر عليه ايشان بنمايم آيا مورد مذكور نيز جزو فريب در نكاح ميباشد ؟ با تشكر فراوان

چهارشنبه 02 اسفند
علي شاه محمدي

نظر کارشناس:
کاربر گرامی فقط مراجعه به دادگاه می تواند به دادگاه می تواند وضعیت شما ر اروشن کند وگرنه صر ف اگاهی شما از حقوق خوتان راهگشا نیست . موفق باشید.
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور